پیرنگ تأثیرگذار، روایت ناقص
«اریک» که در یک شرکت طراحی کار میکند به خواست مادرش برای دیدن عمویاش که چند روز است جواب تلفنهای مادر را نمیدهد راهی خانهی او میشود. «کارلو» نیز در این میان همراه اریک میشود. کارلو همکار اریک است و به نظر میرسد عاشقاش هم است. زمانی که اریک به خانهی عمو میرسد، اما بوی بسیار بدی در خانهی حس میکند و ناگهان عمو را میبیند که چند روز است مرده است. بعد از مرگ عمو است که اریک بهمانند دوران کودکی خود حس میکند بار دیگر ادمفضاییها میخواهند او را با خود ببرند. اریک از زمان کودکی حس میکند دهاناش را آنها بردهاند و حالا میخواهند خودش را ببرند.
«کارل جوزف پاپا» یکی از معروفترین انیمیشنسازان فلیپینی است که کارش را از سال ۲۰۰۵ در سینما آغاز کرد. او را بیشتر با انیمیشنهای مخصوص بزرگسالاناش میشناسند. روایتهایی که از تبعیض، نژادپرستی، خشونت بیحدوحصر، تجاوز و عدم آگاهی کودکان و نوجوانان نسبت به حقوق خود صحبت میکنند. آقای پاپا در سال ۲۰۲۳ بار دیگر سعی کرد با فیلم «گمشده» روایتی اثرگذار و دردناک را تصویر کند. فیلمی که مورد ستایش بسیاری قرار گرفت و توانست توجه زیادی را هم به خود جلب کند.
آقای پاپا در فیلم جدید خود از همان ابتدا مرد جوانی را تصویر میکند که دهان ندارد. او نمیتواند حرف بزند و با نوشتن بر روی بردی که بر دور گردن دارد با دیگران صحبت میکند. آقای پاپا روایت خود را با دو نوع انیمیشن در برابر مخاطب قرار میدهد. تصاویر روتوسکوپی که زمان حال را نشان میدهند و تصاویری با انیمیشن سنتی که کودکی اریک را تصویر میکنند. داستان دوران کودکی و گذشتهی اریک در میان روایت زمان حال مسیری غیرخطی را ایجاد میکنند که مخاطب را میتواند درگیر خود کند و باعث ایجاد سؤالات بسیاری در ذهناش شود. سؤالاتی که متأسفانه بسیاری از آنها بیپاسخ میمانند.
روایت آقای پاپا پیرنگ جذاب و توانمندی برای بسط داده شدن دارد. مرد جوانی که در کودکی توسط عموی خود مورد تجاوز واقع شده برای فراموش کردن این اتفاق دردناک به تخیلی متوسل شده که تا سالها بعد با او همراه است. تخیلی که فضاییها با بردن دهاناش توانایی صحبت کردن را از او گرفتهاند. اما آقای پاپا فراموش کرده که این پیرنگی جذاب خود را پرداخت هم کند. شخصیتهای روایتاش هیچکدام پرداخت نمیشوند. اریک اگر تصور میکند دهان ندارد چگونه غذا میخورد؟ آیا او دگرباش است؟ رابطهاش با مرد جوانی که بهنظر میرسد در ابتدا چندان با هم در ارتباط نیستند، چگونه شکل پیدا میکند و آیا کارلو مخفیانه او را دوست داشته است. چرا اریک ناگهان برای کارلو مهم شده است؟ رابطهی مادر و عموی اریک با هم چه است؟ پدر اریک که بوده و چرا از همان کودکی نبوده است؟ از همه مهمتر نقش خواهر اریک در این میان چیست و چه اتفاقی برای او در گذشته و زمان حال رخ داده است؟ آیا نشان دادن دهانی دیگر در کنار دهان اریک در تابوت عمو برای شناخت این خواهر کافی است؟!
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.