پوستر فیلم لیست غذا

لیست ناقص کارگردان برای پخت کمدی سیاه

لیست غذا
The Menu
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

تجربه ثابت کرده هر اثری که بسیار سر و صدای تبلیغاتی داشت و در شبکه‌های اجتماعی هم‌سو با استودیوهای بزرگ دائم مقابل چشم مخاطب از همه‌جا بی‌خبر قرار گرفت، چیزی جز بادکنکی توخالی نیست. کارگردانی که این‌بار در دام این طرح تبلیغاتی افتاده «مارک مایلود» است. مایلود در طی این دو دهه بسیار سعی کرده خود را همچون یک بریتانیایی در سنت کمدی سیاه فرو ببرد. او با دو اثر «علی جی اینداهوس» محصول ۲۰۰۲ و «سفید بزرگ» محصول ۲۰۰۵ سعی خود را برای ورود به این دنیا کرد. اما کم‌کم همین ستاره‌ی نیمه‌ی روشن نیز سقوط کرد و آقای مایلود چیزی جز یک کمدی‌ساز متوسط لقب نگرفت. حال او فیلمی با نام «لیست غذا» را روی پرده برده است و دوست دارد کمی به تخیلات گذشته‌اش بازگردد. اما کمدی سیاه او آن‌قدر مریض و ناتوان است که توانایی سر بلند کردن هم ندارد.
به‌رسم آثاری که قرار است در آن‌ها کاراکترهای محدود در یک فضا دچار رخدادی عجیب شوند، مایلود نیز شخصیت‌های فیلم خود را سوار بر یک قایق به جزیره‌ای کوچک می‌فرستد. همان‌طور که از دیالوگ‌ها برمی‌آید، این کاراکترها در حال رفتن به رستورانی ویژه و چشیدن طعم غذای سرآشپزی مشهور هستند. دوربین از همان ابتدا با گرفتن نماهای بسته از «آنیا تیلور-جوی» در نقش «مارگو» خبر از این می‌دهد که این بازیگر نقش اصلی را در این رخدادها دارد و قرار است با او حتی از جمع هم جدا شویم. این‌گونه جدا کردن دختر بلوند و جوان جمع که گویی مانند همه‌ی کاراکترهای همسان در آثار مشابه دختری گستاخ و حاضر جواب است، نشان از این دارد که اثر جدید آقای مایلود حتی قرار نیست به مسیر کمدی‌های سیاه نزدیک شود. شاید برخی مخاطبان پس از ۱۵ دقیقه‌ی ابتدایی با همین بدبینی وارد داستان می‌شوند، در حالی‌ که می‌دانند قرار نیست اتفاقی رخ دهد.
روایت آقای مایلود دم‌بریده است. او سعی دارد با قرار دادن متن روایت در زمان حال و اتفاقاتی که قرار است برای کاراکترهای دست‌چین‌شده‌‌اش رخ دهد و بدون استفاده از فلش‌بک مخاطب را دچار غافلگیری‌های متعدد کند. اما او حتی توانایی ایجاد تعلیق را هم ندارد. او کارگردانی است که از شلوغی‌های افسارگسیخته لذت می‌برد، اما باز هم قادر نیست این شلوغی‌ها را تبدیل به هرج‌و‌مرجی سینمایی کند. مشکل اصلی این روایت بی‌شک کاراکتر «مارگو» است که با بازی بسیار ضعیف «آنیا تیلور» بیشتر سقوط می‌کند. این کاراکتر با واقعیت روایت آقای مایلود همخوانی ندارد. گویی روایت او با همین شخصیت‌پردازی‌های ناقص بیشتر سردرگم می‌شود. مایلود خیلی دوست داشت روایتی را تصویر کند که مخاطب همچون تماشای آثاری چون «شکم‌روش خوشمزه» صدای طعم‌ها را احساس کند. اما روایت آقای مایلود بیشتر شبیه توضیح‌صحنه‌خوانی یک سرآشپز است که نه مجنون به‌نظر می‌رسد، نه قاتل افسارگسیخته. روایت آقای مایلود با شخصیت‌پردازی ضعیف، سردرگم بودن در خط‌های روایی، دوربین آشفته، برش‌های نابه‌هنگام و در نهایت بلاتکلیفی غرق شد. او حتی نتوانست لذت طعم آن چیزبرگری را که مارگو در انتها با ولع می‌خورد به مخاطب نشان دهد. مسیر این کارگردان متوسط در سینما سخت بود و با این اثر سخت‌تر هم شد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟