به همین اندازه سطحی
پسر نوجوانی با نام «مارکو» غیرقانونی سوار قطاری شده است که به سمت دانمارک میرود. او امیدوار است در این سفر پدر خود را بیابد و خبر مرگ مادر را به او بدهد. او اما خیلی زود توسط پلیس دستگیر میشود. او از مردی، «ویلیام»، که چهار سال است ناپدید شده مدارکی دارد که پلیس را کنجکاو میکند تا اطلاعاتی از این پسر جوان بگیرد. زیرا آن مرد به پدوفیل بودن محکوم بوده و کسی او را در این مدت ندیده است. حال «کارل مورک» و همکاراناش، «اسد» و «رز»، موظف هستند تا راز این پسر نوجوان و ارتباطاش با آن مرد گم شده را بیابند.
رمان چند جلدی پرفروش آقای «جوسی آدلر اولسن» تا پیش از ساخت فیلم «اثر مارکو» چهار بار توسط عواملی دیگر به صورت فیلم درآمده بود. دیدن کارآگاه مورک با بازیگری جدید که هم شمایلی متفاوت دارد و هم اخلاق و رفتارهایی دیگر، در ابتدا شاید برای کسانی که چهار فیلم قبلی را دیدهاند کار سختی باشد، اما «اولریش تامسون» بارها نشان داده است که میتواند تمام نقشهایی که به او داده شده را متعلق به خود کند و به مخاطب اجازه ندهد او را به جز کاراکتر در برابرش فرد دیگری ببیند. آقای تامسون که در گذشته بارها به عنوان یک خلافکار و شخصی ضدقهرمان در روایتها دیده میشد حال نقش یک بازرس تاریک و سخت را بازی کرده است و چه خوب هم از پس نقش خود برآمده است. او همانقدر که نقش شخصیتهای بد و ضدقهرمان را تاکنون به زیبایی بازی کرده در این فیلم هم توانسته نقش یک قهرمان ناراضی از خود را به خوبی بازی کند. تامسون بازیگر بسیار خوبی است و میتواند به راحتی مخاطب را در هر نقشی که دارد با خود همراه کند. او اگرچه توانسته وزنهی زیادی در این فیلم باشد، اما نتوانسته کاستی روایت را بپوشاند و داستان فیلم در پایان با اتفاقاتی سطحی بازی او را هم حیف کرده است.
شخصیتپردازی بسیار ضعیف در این فیلم باعث شده هیچ یک از کاراکترها به شخصیتهای کتاب نزدیک هم نباشند. شاید کارآگاه مورک به دلیل حضور آقای تامسون کمی رنگ گرفته باشد، اما روایت هرگز به او فرصت نمیدهد که بهخوبی رشد کند. ما مورک را بسیار کم میبینیم و حتی نمیدانیم چه کاری انجام میدهد. کاراکترهای رز و به ویژه اسد هم که در کتاب و در فیلمهای دیگر بسیار پررنگ، باهوش و اثرگذار بودند در این فیلم به کل نادیده گرفته شدهاند و مخاطبی که با آنها از قبل آشنایی داشته هم نمیتواند آنها را چندان بپذیرد. از مارکو، ویلیام، رئیس پلیس و حتی کسانی که در نهایت مجرم شناخته میشوند هم در این میان شرح درستی داده نمیشود. مشخص نیست چرا رئیس مورک آنقدر بیثبات دیده میشود و گاهی به طور کامل مخالف مورک است و زمانی با او موافق. از همه بدتر اما شخصیتپردازی مجرمانی است که از اشخاص رده بالای جامعه هستند و در حکومت نقش دارند. آنها آنقدر مضحک و احمق دیده میشوند که مخاطب تصورش را نمیکند و حتی به سکانسهای آخر و طرز دستگیری و مرگ آنها میخندد. تنها نکتهی مثبتی که باعث میشود این فیلم بتواند کمی خود را نشان دهد، بازی آقای تامسون و نیمهی اول روایت است که کمی مخاطب را به مسیر خوشبین میکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.