شاید هیوز به زوج مورد نظر خود رسیده است
سال گذشته و در همین شروع اکران تابستانه بود که فیلم «بادیگارد همسر آدمکش» را مرور کردیم. در آن مرور از پاتریک هیوز چیزی نگفتیم و از این حسرت خوردیم که زوج رینولدز و ال جکسون چگونه فدای اکشن پر از برش فیلم شده بود. پاتریک هیوز از سال ۲۰۱۰ کار خود را در سینمای بلند داستانی آغاز کرد. «تپههای سرخ» او را باید دید و از تماشای این نئو-وسترن استرالیایی لذت برد. زمانی که این اثر را مشاهده کنید به نگاه نافذ سینمایی هیوز پی خواهید برد. اما گل کردن این فیلم باعث نشد هیوز در همان مسیر باقی بماند و در کمال تعجب فیلم دوم او سری سوم از فیلمهای بیمصرف «بیمصرفها» بود. این فاصله بین دو فیلم و هجرت از استرالیا به هالیوود و شروعی چنین محنتبار شروع زندگی حرفهای هیوز در هالیوود بود. اما خوبی بیمصرفها این بود که هیوز با انبوهی از بیمصرفهای ژانر اکشن در یک اثر مواجه شد. او در سال ۲۰۱۷ بهسوی اکشن-کمدی رفت و با انتخاب ساموئل ال جکسن و رایان رینولدز بهعنوان زوج بازیگری این فیلم وارد عرصهای جدید در دنیای فیلمسازی خود شد. هیوز در فیلم «بادیگارد آدمکش» واقعاً دوست داشت که بار کمدی فیلم بیش از اکشن باشد. اما کمدی مد نظر او در قالب رینولدز و جکسن ظهور پیدا نمیکرد. بههمین سبب اکشن فیلم باعث جذب مخاطب شده بود و برای هالیوود چه چیزی بهتر از این. سه سال و بعد در سال ۲۰۲۱ سری دوم فیلم روی پرده رفت و همان اشکالات سری قبل باعث خنثی شدن درونمایهی مد نظر کارگردان شده بود. اما هیوز از آن دست کارگردانهایی است که برای رسیدن به آنچه که مد نظرش است دست از تلاش برنمیدارد. او در فیلم جدید خود همان اکشن-کمدی را ادامه میدهد. اما اینبار زوج بازیگری خود را بهخوبی و کاملاً حرفهای عوض میکند.
پاتریک هیوز در روایت جدید خود زوج «کوین هارت» و «وودی هارلسون» را انتخاب کرده است. با تجربهای که او در دو فیلم قبل بهدست آورده بود، انتخاب چنین زوج بازیگری دور از ذهن نبود. با این فیلم کاملاً به این نتیجه میرسیم که هیوز در دو اثر قبلی هم واقعاً تمایل داشت بار کمدی اثر بیشتر از اکشن و سر و صدای آن باشد و حتی صحنههای درگیری هم در خدمت کمدی موقعیت باشند. حال او با هارلسون و هارت به خواستهی خود رسیده است.
هیوز در این فیلم نیز قصد دارد کمدی خود را بر اساس تناقض موجود بین دنیای دو کاراکتر ایجاد کند. اما اینبار کاراکتر مقابل آن آدمکش حرفهای یک بادیگارد بیکار نیست. اینبار واقعاً یک فرد معمولی با همان فاکتورهای زندگی یک فرد معمولی است. اینبار رودهدرازی هارت بهتر از رینولدز به روایت جان میدهد. هارت نمایندهی یک فرد از دنیای قابل لمس پیرامون است که بهناگاه و از روی اشتباه در موقعیتی قرار میگیرد که او و مخاطب پیش از این فقط در آثار جاسوسی و اکشن دیده بودند. نوع مواجههی هارت با این موقعیت است که باعث میشود جدیترین مخاطبی که در برابر خنده مقاومت میکند در برخی موقعیتهای این فیلم عنان از کف بدهد. زوج هارلسون و هارت در این فیلم بهاندازهی جکسن و رینولدز رودهدراز نیستند و همین باعث برقراری ارتباط بیشتر بین مخاطب و کاراکترها میشود.
پاتریک هیوز در این فیلم نشان داد که بالاخره آن اکشن-کمدی مد نظرش را روی پرده برده است. اما باز هم چنین فیلمی روایت ندارد. چنین روایتهایی برای کارگردانی با توانایی هیوز بسیار کوچک هستند. مخاطبی که تپههای سرخ این کارگردان استرالیایی را تماشا کرده باشد، بهراحتی پس از تماشای هر کدام از این آثار حسرت میخورد. در هر حال باید دید هیوز همچنان میخواهد دنیای اکشن-کمدی را در هالیوود ادامه دهد یا بهیکباره تصمیم میگیرد همچون یک فیلمساز دومین فیلم قابل تأمل خود را روی پرده ببرد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.