دستوپازدنهای بیجان دیزنی
«آریل»، کوچکترین عضو خانوادهی پریها، نسبت به دنیای بیرون از آب و آدمها کنجکاو است. پدر او و خواهراناش را از رفتن به سطح دریا منع کرده و دلاش نمیخواهد مانند همسرش و مادر فرزنداناش توسط انسانها شکار شوند. آریل اما بیپروا به سطح دریا رفته و در آنجا پسری جوان را با نام «اریک» که قرار است به زودی پادشاه شود، ملاقات میکند و عاشق این پسر میشود.
در سال ۱۸۳۷ افسانهی «پری دریایی» توسط «هانس کریستین اندرسون» نوشته شد. در سال ۱۹۸۹ انیمیشنی کودکانه بر اساس آن ساخته شد و در سال ۲۰۲۳ یک فیلم لایواکشن با اقتباس از داستان آن منتشر شد. از شخصیت پری دریایی اما بارها در داستانها، فیلمها و انیمیشنهای متفاوت استفاده شده و میتوان او را یکی از مهمترین شخصیتهای افسانهای قدیمی دانست که هنوز هم در روایتهای متفاوت از آن بهره برده میشود. اختصاص یک روایت خاص به این شخصیت شاید کمترین ادای احترام به او باشد، اما آیا این فیلم جدید توانسته دست به انجام این کار بزند؟ کمپانی بزرگ و قدیمی دیزنی در آخرین تلاشهای خود قبل از ورشکستگی کامل با اختصاص ۲۵۰ میلیون دلار به این فیلم البته که هرگز خواهان ادا کردن احترام به شخصیت پری دریایی نبوده، اما خواهان نادیده گرفتن او نیز نبوده است. این کمپانی هم کارگردانی باسابقه، هم نویسندهای امتحان پسداده و هم بازیگرانی مطرح را برای اثر جدید خود انتخاب کرده، اما آیا تمام این موارد برای داشتن یک فیلم برتر کافی است؟ صادقانه اگر بخواهیم جواب این پرسش را بدهیم باید بگوییم «نه». این کمپانی حتی فیلم جدید خود را به حد متوسط هم نتوانسته برساند.
«راب مارشال»، کارگردان این فیلم، سابقهی ساخت فیلمهایی چون «شیکاگو» و «خاطرات یک گیشا» را داشته است. «دیوید مگی»، نویسندهی اثر، با نویسندگی فیلمهایی چون «معشوق بانو چترلی»، «مردی با نام آتو» و «زندگی پای» توانسته مخاطبان بسیاری را جذب سینما کند. بازیگرانی چون «خاویر باردم» و «ملیسا مککارتی» هم نیازی به تعریف ندارند و کارنامهی هنریاشان پر از انواع فیلمهای خوب سینمایی است. با تمام این سوابق اما در کنار هم قرار گرفتن این افراد با توجه به بودجهی بسیار بالای اثر هرگز نمیتواند روایت فیلم «پری دریایی کوچولو» را قابلمقایسه حتی با نسخهی انیمیشنی آن کند. این نشان میدهد نهتنها بودجهی بالای یک اثر نمیتواند باعث خوب شدن آن شود، بلکه میتواند هنرمندان خوب را هم با خود به افول برساند.
فیلم لایو اکشن «پری دریایی کوچولو» در تصاویر راضیکننده است. اما شاید این راضیکننده بودن با توجه به در دسترس بودن تکنولوژیهای جدید برای همگان دیگر امتیازی بر برتری اثر نیست، اگرچه هنوز نبودناشان باعث کاهش امتیاز یک اثر است. به همین دلیل هم آنقدر که باید دیگر تصاویر نمیتواند مخاطب امروزی را گول بزند. مخاطب سینمادوست نیاز به داستان و منطق روایی برای آن دارد. در این فیلم پیرنگ اصلی قابلپیشبینی و خستهکننده است. آشفتگی مسیر داستان و اینکه نویسنده خودش هم نمیداند قرار است از چه حرف بزند کاملاً مشهود است. پسری سفیدپوست بهفرزندی خانوادهای سیاهپوست درآمده و حالا قرار است تاج پادشاهی را بر سر بگذارد؟! پری دریایی دورگه، پدری سفیدپوست و خواهرانی از نژادهای مختلف دارد! عمهی پری دریایی هشتپایی بدجنس است که خواهان پادشاهی کردن بر دریاست! اینکه پادشاه دریا چه میکند هم اهمیتی ندارد. نهتنها خرده روایتهای جذاب و هیجانانگیزی را نمیتوان در فیلم یافت تا زمان طولانی آن را کمی کاهش دهد، بلکه خرده روایتی با منطق روایی درست هم در آن دیده نمیشود. مقدمهی طولانی زندگی آریل در کف اقیانوس آنقدر مخاطب را از داستان دور میکند که شاید کمتر مخاطبی منتظر دیدن نیمهی دوم روایت شود. در عوض انتهای داستان اتفاقات آنقدر سریع رخ میدهند و جنگ میان پری دریایی و اورسلا چنان احمقانه است که مخاطب پشیمان از زمانی که در برابر فیلم گذاشته دیگر حتی زیبایی تصاویر هم راضیاش نمیکند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.