پوستر فیلم درس

سادگی همیشه می‌تواند مملو از رازآلودگی باشد

درس
The Lesson
محصول ۲۰۲۳ – بریتانیا
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

خانم «آلیس تروتن» در اولین اثر سینمایی خود ما را وارد یک فضای رازآلود با ضرباآهنگ بسیار ملایم در سینمای بریتانیا می‌کند. او قصد دارد از طریق یک کاراکتر با نام «لیام سامرز» مخاطب را وارد این روایت کند. لیام در دانشگاه آکسفورد ادبیات می‌خواند و برای نویسنده شدن تلاش می‌کند. افتتاحیه‌ی فیلم با یک مصاحبه آغاز می‌شود. لیام به عنوان مصاحبه‌شونده درحال گفتن از اولین کتاب‌اش است که با یک سؤال به گذشته می‌رود و روایت با فلش‌بک مواجه می‌شود. داستان به ابتدای دوران دانشجویی او وارد شده و از این پس ما شاهد چگونگی تبدیل شدن لیام به یک نویسنده هستیم.

لیام با پر کردن اپلیکیشن به‌عنوان معلم خصوصی وارد عمارت «جی.ام سینکلر»، یکی از نویسندگان مورد علاقه‌اش، می‌شود. ورود او به درون این عمارت از همان ابتدا توجه ما را به روایت جلب می‌کند. لیام از دنیای ساده‌ی خود وارد دنیایی باشکوه و مجلل می‌شود. این عمارت با آن دیوارها، اتاق‌ها و آثار هنری و هرآنچه درون و بیرون آن است به‌عنوان اولین چالش در برابر لیام قرار می‌گیرد. در همین لوکیشن و عمارت بزرگ است که داستان تا پایان ادامه می‌یابد. خانم تروتن با ورود لیام به این عمارت ما را وارد دنیایی رازآلود می‌کند که نشانه‌ها و شمه‌هایی از سینمای نوآر را هم در درون خود دارد. «هلن» به عنوان همسر جی‌.ام، جی‌ام و پسرشان، «برتلی»، که قرار است لیام به او درس دهد و با موفقیت آزمون ورودی دانشگاه آکسفورد را بگذراند، شخصیت‌های اصلی این روایت را تشکیل می‌دهند. خانم تروتن رفته‌رفته با همان ضرب‌آهنگ ملایم و با ایجاد مکالماتی که میان کاراکترها ردوبدل می‌شوند به پرداخت شخصیت‌های خود می‌پردازد. سکانس میز شام و نگاه‌های لیام که دنبال‌کننده‌ی جی‌.ام است تا از هر آنچه می‌بیند برای پیشرفت خود در نویسندگی استفاده کند تبدیل به موتیفی رفتاری در این مرد جوان می‌شود. او حتی سعی می‌کند زمان نوشتن خود را هم با زمان کار ام‌.جی یکی کند. کم‌کم هلن به عنوان زنی میانسال که جذابیت‌های اغواگرانه‌ی لازم را دارد تا لیام را به خود جلب کند، وارد داستان می‌شود. نگاه‌های ردوبدل شده میان این دو شخصیت و رفتارهایی که پر از تنش و هیجان دیده‌ می‌شوند همان اغواگری سینمای نوآر را نشان می‌دهند. خانم تروتن تمام پرده‌ی دوم خود را به این دو نفر و نگاه‌های پر از معنای‌اشان اختصاص می‌دهد تا نزدیکی میان آنها در نهایت به رسیدن به یک هدف مشخص ختم شود. او از گذشته‌ی این خانواده هم غافل نمی‌شود و مرداب را به عنوان سرنخ و موتیف اصلی در مسیر داستان تصویر می‌کند؛ مردابی که از گذشته‌ی سیاه این خانواده و اتفاقات تلخی که برای‌اشان رخ داده و آن غم و فقدانی که در درون هر یک از اعضا وجود دارد می‌گوید.

خانم تروتن درواقع کار خاص و خارق‌العاده‌ای را انجام نداده است. او تنها با آگاهی کامل به داستان و شخصیت‌های خود توانسته روایت‌اش را ساده، هرس‌شده و ایجازگونه بازگو کند. کاملاً مشخص است که او هنگام نوشتن فیلمنامه این عمارت و لوکیشن را در ذهن داشته است. به همین سبب هم تمام شات‌ها و قاب‌بندی‌های‌اش حساب‌شده و البته زیبا هستند. سکانسی که هلن از درون خانه به لیام که روی چمن‌ها نشسته و برتی که در مرداب شنا می‌کند، خیره است یکی از همین قاب‌های زیبایی بسته می‌شود که مخاطب را محو خودش می‌کند؛‌ عمق میدانی که کارگردان با انتخاب درست جایگاه دوربین شکل داده و از سویی دیگر رفله‌هایی که از تصویر هلن روی دیوار شیشه‌ای تشکیل می‌شود روایت را به درون مسیری می‌برد که این زن از همان ابتدا تعیین کرده است. فیلم خانم تروتن بدون اینکه ما را اسیر پایان تلخ نوآرها و تراژدی پایانی کند کوره‌راهی از جنس ادبیات را می‌یابد و کاراکتر اصلی‌اش را وارد مسیر پایانی می‌کند. گاهی در سینما نیاز به پیچش‌های روایی نیست و با سادگی محض هم می‌توان مخاطب را وارد دنیایی رازآلوده کرد؛ درست همانند کاری که خانم تروتن در اولین اثر بلند سینمایی خود انجام داده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟