زوئی، اوون، کیتلین، خاویر و کیلی پنج دانشآموز نوجوان هستند که با ورود به موزه درگیر داستانی افسانهای میشوند. آنها با لمس کردن یک مکعب به همراه مسئول موزه به سرزمینی جادوئی وارد میشوند. در آن سرزمین متوجه میشوند آنها باید زمین را نجات دهند.
دنیاهای افسانهای همیشه جذاب بودهاند؛ چه دنیای هریپاتر باشد، چه دنیای ارباب حلقهها. اما «آلیس در سرزمین عجایب» یکی از آن داستانهاییست که شاید هرگز مانند آن پیدا نشود. آلیس از در کوچکی عبور کرده و به دنیایی پا میگذارد که اگرچه با منطق انسانی قابل درک نیست، اما در دنیای فانتزی و اسرارآمیز آن منطق و دلیل برای همه چیز وجود دارد. شخصیتها بنابهدلایلی در داستان قرار گرفتهاند و وجود همهی آنها در داستان مورد نیاز است و صرف ترساندن و یا اسرارآمیزتر کردن روایت در آن قرار نگرفتهاند. اما در این فیلم بیننده وجود آن موجودات کوچک شبیه انسان را نمیفهمد. علت وجود آنها تنها این بوده که زوئی بالهای شکستهی یکی را درمان کند و او پرواز کند و برود؟ یا آن موجود خبیث که در ابتدای داستان در جنگل دو نفر را بهراحتی به دام انداخت و کشت، چگونه حتی یکی از این پنج نفر را نتوانست به دام بیندازد؟ و علت وجودش فقط ترساندن اشخاص در جنگل است؟ علت وجود آن موجود سیاهپوش که اجازه نداد این پنج نوجوان وارد جادهی پیش رویشان شوند، چه بود؟ و اگر برای محافظت از آن مسیر آنجا بود چرا باید بدون دلیل خاصی و فقط برای اینکه از آن نوجوانها خوشاش نمی آید آنها را اول شبیه یخ کند و سپس با یک جادو آنها را محو کند؟ محو کردن آنها وقتی قرار است دوباره در جایی ظاهر شوند که هم به مقصد نزدیکتر است و دوباره کنار هم باشند چه معنایی در فیلم دارد؟ اتفاقات همین گونه پشت سر هم رخ میدهد و موجودات مثلاً جادوئی بیدلیل وارد و بیدلیل خارج میشوند. حتی در ایجاد موجودات نیز خلاقیتی استفاده نشده است. گریم به کار رفته برای موجودات کاملاً ساده و حتی غیرحرفهای است. شمایلهایی زشت و جلوههای ویژهی کاملاً مصنوعی و بدون دقت درک این سرزمین جادوئی را برای بیننده غیرممکن میکند. اما در سرزمین جادوئی آلیس موجودات همه خاص بودند. شمایل جانی دپ یا هلنا بونهام را بهیاد بیاورید. حتی گریمی که قرار بود شخصیتهای بد داستان را نشان دهد نیز زیبا و حرفهای بود. انیمیشن به کار رفته در کنار بازیگران واقعی و استفاده از جلوههای ویژهی حرفهای، همه و همه در درک جادوئی بودن آن سرزمین به بیننده کمک میکردند. اگر قرار است از دنیایی جادویی فیلمی ساخته شود، نهتنها خلاقیت در داستان که تصاویر نیز باید جادوئی بودن را به بیننده نشان دهند. در این فیلم نه تصاویری جادوئی دیده میشد و نه داستانی که بتوان به عمیق بودن و محکم بودن آن تکیه کرد.