صبر پر از هیجان کارگردان
یکی از زیباییهای سینمای مستقل آمریکا دالانهایی است که بین فیلمسازان جوان از طریق آثارشان با یکدیگر وجود دارد. این فیلمسازان گاه در قامت کاراکترهای اصلی یا فرعی، گاه در قامت نویسنده و گاه در قامت دستیار در کنار یکدیگر قرار میگیرند و بیآنکه نیازی به نظام تبلیغاتی سنگین استودیویی داشته باشند باعث رشد آثار یکدیگر میشوند. این سنت زیبا را در اکثر جنبشهای سینمایی قرن بیستم شاهد بودهایم، اما سینمای آمریکا پکیجی کاملتر را در اختیار مخاطب قرار میدهد. بههمین سبب است که هالیوود هیچگاه احساس ضعف نمیکند؛ حتی اگر مسیری را اشتباه در پیش بگیرد، چرا که میداند سینمای مستقل آمریکا هر ساله در حال زایش استعدادهای جوان و با استعداد است. آقای «فرانسیس گالوپی» نیز در اولین فیلم بلند داستانی خود مسیری جدای از همنسلان خود ندارد.
روایت آقای گالوپی نمونهای موفق از کمدی-ابزوردهای هیجانانگیز در بستر ایالات متحده است و همین تفاوت جغرافیایی باعث مشخص شدن امضای این آثار از نمونههای بریتانیایی میشود. سینماگر آمریکایی در این ساختار بهسبب تنوع در گسترهی جغرافیایی در کشور خود بهراحتی میتواند روایتهایاش را پیش ببرد. آقای گالوپی نیز برای اثر خود زمانی را در دههی ۱۹۷۰ میلادی در نظر گرفته است و در همان شروع داستان آنچه را که باید در اختیار مخاطب قرار میدهد؛ اکستریم کلوزآپی از یک خودروی چپکرده و اخباری که در حال گزارش یک سرقت در صبح همان روز است و ارائهی مشخصات ماشین سرقتی که یک «پونتیو»ی سبز رنگ است که از پشت خوردگی دارد. این تمام آن چیزی است که مخاطب باید بداند تا بتواند رخدادهای بعدی روایت را بهتر درک کند. پس از این بمباران ملایم اطلاعات وارد ماشین فردی میشویم که در کنار یک پمپبنزین متوقف میشود. اما متصدی آن جایگاه عنوان میکند که بنزین نداریم و منتظر رسیدن ماشین سوخترسان هستیم و تا جایگاه بعدی نزدیک به ۱۶۰ کیلیومتر فاصله است و اینکه برای استراحت میتوانید در غذاخوری جنب پمپ بنزین استراحت کنید. این شروع همان همهمهایست که مخاطب احساس میکند کارگردان برای او در نظر گرفته است. اما آقای گالوپی کل پردهی اول و دوم را تبدیل به تعلیقی بلند برای آن همهمه میکند. شخصیتهایی که روایت نیاز دارد کمکم و در فواصل زمانی مشخص وارد این غذاخوری میشوند، هر کدام با توجه به موقعیتی که دارند مسلح میشوند و در نهایت همهچیز آمادهی رویارویی آنها با یکدیگر است.
در کمدی-ابزوردها گاه باید منتظر فرو ریختن اولین دومینوی اتفاقات تصادفی بود. اما آقای گالوپی در این چینش کمی تغییر ایجاد کرده است و اتفاقاً همین تغییر کوچک باعث جذاب شدن روایت او میشود. همهی آن چیزی که مخاطب در انتهای پرده انتظار وقوعاش را دارد در سی ثانیهی ابتدایی پردهی سوم رخ میدهد و کل پردهی سوم تبدیل به آشوبی از جنس هیجانانگیزهای ابزورد میشود. گویی روایت در ۶۰ دقیقه محیط خود را گرم نگاه میدارد تا رخدادهای پردهی سوم در عین تصادفی بودن تبدیل به آشوبی معنادار شوند. روایت آقای گالوپی در نظمی مشخص پیش میرود تا بینظمی نهایی را مقابل چشم مخاطب قرار دهد.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.