خالقان اثر نباید وارد این بازی میشدند
در مرور فصل اول سریال عنوان کردیم که خالقان این اثر قماری خطرناک را آغاز کردهاند. تکبهتک فریمها آنقدر به حضور «پدرو پاسکال» وابسته بودند که بازی بسیار ضعیف «بلا رمزی» بهصورت سولو در فلشبکی به گذشتهی او کاملاً ناامیدکننده بود. این نکته را هم باید در نظر داشت که بلا رمزی را نباید همچون انزواطلبان بازیهای رایانهای بهسبب ظاهری و فیزیکی مورد هجمه قرار داد. آنچه در این بازیگر بیش از هر چیز بیارزشی در فضای مجازی آزاردهنده است بازیگر نبودن اوست و بس.
فصل دوم سریال ساعاتی قبل به پایان رسید و حال با دید بازتری میتوان از خالقان اثر درخواست کرد که اگر قرار است این افتضاح را ادامه دهید، لطفاً این کار را انجام ندهید. اما شعارهایی که از قسمت اول آغاز میشود و درون دیالوگهای الی خودنمایی میکند نشان از لجبازی کودکانهی خالقان اثر با مخاطب نوجوان و تازهجوان دارد. بهنوعی آنها با این کار سعی دارند از بلا رمزی نهایت پشتیبانی را داشته باشند، اما اگر درصد کمی از این پشتیبانی را به تمرین بازیگری با او اختصاص میدادند اکنون شاهد چنین فاجعهای در هفت قسمت عذابآور نبودیم.
متأسفانه خیلی از بازیدوستان طی این مدت دائم از وفادار نبودن داستان سریال به بازی ویدیویی سخن میگفتند. اما فصل دوم بازی و فصل دوم سریال به خوبی مؤید این مطلب است که داستانپردازی آقای «نیل دراکمن» و دوستان ته کشیده. بهنوعی آنها در کل فصل دوم بازی و بخش اول آن که شامل فصل دوم سریال هم میشد دچار دستوپا زدنی مضحک برای ورود به دنیای مرزهای اخلاقی و بازتعریف انتقام شده بودند. بهنوعی آنها تلاش کردند تا مخاطب درگیر تقلای الی و ابی در مواجهه با انتقام شود. از یک سو با الی مواجه بودیم که خالقان اثر سعی داشتند او را چنان در معرض عوارض جانبی انتقام قرار دهند که جز انزوا نتیجهای برای او نداشته باشد. اما این روند آنقدر کودکانه و متناقض با ماهیت اثر در فصل اول بود که در پایان بیشتر خنده بر لب داشتیم تا هیجان مد نظر خالقان را.
سریال در فصل دوم به پایان رسید و باتوجه به داستان بازی فصلهای بعدیای نیز در کار خواهد بود. اما داستان این سریال اگر قرار است همینقدر ناتوان به مسیر خود ادامه دهد، بهنظر فصلبهفصل مخاطب خود را از دست خواهد داد. فصل اول سریال با هویتی مجزا از بازی مسیر خود را پیش گرفت و خالقان اثر نشان دادند که اهل روزمرگیهای کلیشه در میانهی اپیزودها نیستند. اما در فصل دوم عملاً بهقدری با این روزمرگیهای مملو از برش مواجه هستیم که بازگشتهای متعدد به گذشته و تغییر زاویهدیدهای متعدد روی کاراکترها دردی را از این ضعف مفرط دوا نمیکند.
یکی از نقاط قوت در فصل اول موسیقی متن آن بود که متناسب با ضربآهنگ روایت پیش میرفت. اما در فصل دوم عملاً گمشدن منطق داستانی لاجرم باید رنج فقدان الی را در آکورد گرفتنها و ترانهسراییهایاش جستوجو کرد. دردآورترین بخش این ماجرا علاقهمندی الی و دینا به موسیقی متال و راک و خالی بودن فضای روایت از این موسیقی است. بهنوعی در کل فصل دوم گویی تلاش روی تنها نقطهاوج داستان در قسمت دوم این فصل بوده است و پس از آن با بیهودگی درون قابها پیش میرویم.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.