«چارلی» و «کارولین» دوستانی قدیمی و صمیمی هستند. کارولین با «استیون» رابطه دارد و زمانی که متوجه میشود استیون به داشتن تعهد در روابط اعتقادی ندارد، ناراحت شده و در روابطشان خلل ایجاد میشود. چارلی نیز با «لورا» قرار میگذارد، اما لورا دوست پسر دارد. «اد» هماتاقی چارلی هم عاشق «جون» است، اما ویزایاش تمام شده و باید از کشور خارج شود. این شش دوست همگی در روزهای آخر کالج خود با چالشهایی روبهرو میشوند که میتواند سرنوشت آنها را تغییر دهد.
فیلم «آخرین مهمانی کریسمس» درواقع تلاش میکند زوایای مختلفی از روابط میان چند زوج را نشان دهد که دوست داشتن و علاقهشان نسبت به یکدیگر با اتفاقاتی که برایشان رخ میدهد متزلزل شده و آنها سعی میکنند با این مشکلات کنار بیایند. اما فیلم نمیتواند چنانکه باید به این روابط بپردازد.
فیلم «او به تو علاقهای ندارد»، محصول ۲۰۰۹، را شاید بتوان از جهاتی شبیه به فیلم «آخرین مهمانی کریسمس» دانست. داستان فیلم «او به تو علاقهای ندارد» دربارهی چندین زوج است -سن این افراد بیش از سی سال است- که سعی میکنند روابطشان را سالم نگه دارند. چالشهای پیشروی این افراد بزرگ است و شخصیتها پختگی سنشان را دارند و داستان نیز به شکلی منطقی و دقیق به روابط میان این افراد توجه کرده است. در این فیلم بهراحتی میتوان خود را بهجای هر یک از شخصیتها گذاشت و با آنها همدردی کرد. درواقع پرداخت شخصیتها آنقدر خوب است که ما را با خود همراه میکند. این افراد همگی هویت دارند و براساس این هویت رفتار میکنند. آنها دلایل واقعی و محکمی برای ناراحتی، نگرانی و حتی جداشدن از عشقهاشان دارند و این جداییها به دلایلی کلیشهای وابسته نیست و داستان فیلم توانسته گوشهای از زندگی واقعی این زوجها را نشان دهد. اما فیلم «آخرین مهمانی کریسمس» بزرگترین ایرادش این است که به شخصیتهایاش به درستی نپرداخته است. این فیلم به بعضی از شخصیتها و داستان آنها مانند کارولین و چارلی بیشتر توجه کرده و از شخصیتهای دیگر خود غافل مانده است؛ اد، جون و حتی استیو برای دقایقی در فیلم دیده میشوند و داستانشان نیز در همان دقایق و بهسرعت نشان داده میشود. دلیل جداییها هم به همان کلیشهی فاصله مکانی یا نداشتن تعهد یا حتی دوست نداشتن یکدیگر بسنده میکند و داستان نمیتواند رویِ بهتری از روابط میان افراد را نشان دهد.
نوع روایت این فیلم نیز اگرچه میتواند دلنشین باشد، اما انگار تنها برای متفاوت نشان دادن ظاهر داستان است. روایت فیلم بهصورت دورهای و در سه روایت مختلف از دید هریک از زوجها نشان داده میشود. در ابتدا مهمانی از زاویهی دید کارولین بوده و به روابط کارولین و استیو میپردازد. سپس از نگاه چارلی و در انتها نیز از نگاه اد است. اما کاملاً مشخص است که برای این نوع روایت برنامهی خاصی وجود ندارد و کارگردان تنها برای زیبایی از این نوع روایت استفاده کرده، زیرا روایت اول جامع بوده و روایتهای دوم و سوم کاملاً عجلهای و بدون دقت صورت گرفته است. در نهایت هم اگرچه پلات کلی داستان جذاب است، اما جزئیات آن و عدم پرداخت درست به آنها منجر به ایجاد ایراداتی در داستان شده است.