«جان رایت» قهرمان کشتیِ مشهور و بااستعدادی بوده است که آخرین بار در مسابقات المپیک به دلیل مصرف مواد نیروزا از این مسابقات محروم میشود و بعد از آن است که دیگر نه خود توان مواجهه با دوستداران خود را دارد و نه علاقهمنداناش او را میتوانند، ببخشند. حال او بعد از سالها دوری برای فروش املاک مادرش که چندی پیش مرده است، به شهر کوچک و قدیمی زادگاه خود بازمیگردد. مردم شهر نیز انگار هنوز نتوانستهاند او را ببخشند. ورود او تنها توسط مربی قدیمی کشتی او که هنوز هم مربی نوجوانان شهر است، مورد استقبال واقع میشود.
فیلم «آخرین قهرمان» در درونمایه خود شباهت بسیار زیادی به فیلم دیگر سال ۲۰۲۰ دارد به نام «راه بازگشت». در فیلم «راه بازگشت» جک به عنوان یکی از قهرمانان و افراد بااستعداد در ورزش بسکتبال بعد از مشکلاتی که در زندگی شخصیاش برایاش رخ میدهد و از همسرش جدا میشود، به الکل پناه برده و زندگی دیگر برایاش معنای خاصی ندارد. اما زمانی که به اجبار دوستان مربی بسکتبال شهرش میشود، میتواند، دوباره خود را بازیابد. او با استعدادی که دارد، میتواند هم مربی خوبی برای تیم باشد و هم با کمک به پسران دبیرستانی و اعضای تیماش درواقع به خود کمک کند تا زندگیاش را دوباره سامان دهد.
در فیلم «آخرین قهرمان» نیز جان است که زندگی و مسیر زندگی خود را گم کرده و ناامید از کار اشتباهی که انجام داده، سعی میکند زندگی خود را به گونهای بگذراند. او با ورود به شهر و با دیدن مربی قدیمی خود و البته عشق قدیمیاش کمی تسکین مییابد، اما این تسکین همچنان در برابر نیرویی که او را به عقب میکشاند، ناچیز است. او نمیتواند خود را بهخاطر اشتباهی که سالها پیش انجام داده، ببخشد و از این روست که تصور میکند دیگران نیز او را نبخشیدهاند، در صورتی که کمی بعد از ورودش به شهر و دیدن آدمهای پیرامونیاش متوجه میشود، این خشم و درد در درون او وجود دارد و دیگران تاحدودی توانستهاند او را ببخشند. با مرگ ناگهانی مربی تیم ناگاه همهچیز تغییر میکند و این بار نیز مربیاش میتواند با مرگ خود باعث شود، جان دوباره مسیر زندگی خود را پیدا کند. او مربی تیم کشتی میشود تا بتواند شهر را دوباره مفتخر کند. در این میان داستان پسری به نام «مایکل» و استعداد او در کشتی و نیز مشکلاتی که در زندگی خانوادگی خود دارد، هم نشان داده میشود. طرح کلی و حتی درونمایه فیلم ثبات و انسجام لازم برای تبدیل شدن به فیلمی خوب را دارد اما متأسفانه همانطور که گفته شد این نوع داستانها به عنوان سوژهی فیلم بسیار استفاده شدهاند و برای تبدیل شدن به فیلمی خاص نیاز به خلاقیت و طرح داستانی جذابتر دارند.
این فیلم مدت زمان طولانیای هم دارد و از آنجا که همهچیز در آن قابلپیشبینی میباشد، از این روست که بهشدت خستهکننده هم است. از سوی دیگر حتی با زمان زیادش نتوانسته به بعضی از شخصیتهای خود به مانند شخصیت پدرِ اسکات که زمانی همکلاسی جان بوده و نقش مهمی در داستان دارد، بپردازد. در نهایت میتوان از دیدن فیلم لذت برد، اما بینندهی آشنا و علاقهمند به این ژانر این فیلم را تکراری و ملالآور خواهد دید.