«میتسوری تاکابایاشی» بیست ساله دارای یک عارضهی ریوی است. او به مدت دو سال تمام در بیمارستان بستری بوده و حال که از آنجا مرخص شده است به او گفته شده که اگر خوش شانس باشد حداکثر میتواند ده سال زنده بماند. میتسوری با احساساتی که نمیداند با آنها چه کند به دنیای بیرون بازمیگردد و باید در میان مردم عادی زندگی کند.
در سال ۲۰۲۱ با مرور فیلم «یاکوزا و خانواده» با آقای «میچیهیتو فوجی» آشنا شدیم. او در این فیلم سعی کرده بود با ورود به دنیای یاکوزاها پسری جوان را نشان دهد که چگونه در این خانواده برای خود اسم و رسمی به دست میآورد و تلاش میکند قهرمانی به یاد ماندنی باشد. آقای فوجی در این فیلم سعی داشت داستانی ساده را روایت کند، اما با پرداخت نکردن درست شخصیتها و برشهای ناقص و عجلهای که برای رخ دان اتفاقات مسیر داستان داشت نتوانسته بود حتی همین روایت را هم بهخوبی تصویر کند. او در این فیلم اما نشان داد میتواند با آگاهیاش از قابها و حرکت دوربین در آینده با انتخاب بهتر داستان تصویر قابل قبولتری را از خود نشان دهد.
این کارگردان ۳۷ ساله در سال ۲۰۲۲ باز هم تلاش کرد یک روایت ساده و تکراری را به تصویر درآورد. او اما در این فیلم با تجربهای که در سالهای گذشته کسب کرده بود توانست در ابتدا بازیگران خوبی را برای روایتاش انتخاب کند. سپس از همین بازیگران به بهترین نحو استفاده کرد و در نهایت با انتخاب بهتر قابها و حرکت دوربیناش توانست روایتی قابل لمس و زیبا را به تصویر درآورد.
یکی از تواناییهای «نانا کاماتسو»، بازیگر نقش میتسوری، هنگام ایفای نقشهایی که به او محول میشود آن است که میتواند کاراکتر ساخته شده توسط کارگردان را در درون خود رشد داده، دچار تحول کند و باعث شود مخاطب به راحتی با او همراه شود. خانم کاماتسو در این فیلم خود خود میتسوری است. کسی که آیندهای برای خود نمیبیند اما زندگی را برای زنده ماندن چنگ میزند. او به دنبال راهی است تا زندگی کند.او با تمام وجود زندگی را میخواهد. او میخواهد مانند دیگران سرکار رود. عاشق شود، حتی در عشق شکست بخورد، با اطرافیاناش به بحث و جدل بپردازد و اطرافیاناش و بهویژه خانواده با او جدل کنند. اما این نعمت از او دریغ شده و با تمام وجود میتوان این حسرتها را در چشمان، نگاه، حرکات بدن و موتیفهای رفتاریاش دید. همین امر هم است که مخاطب با او هنگام خندیدن حسرت زندگی را میخورد و هنگام گریه کردن اشک میریزد. او زندگی را میخواهد اما زندگی او را نمیخواهد. خانم کاماتسو مهمترین دلیلی است که شخصیت میتسوری تبدیل به همان فردی میشود که میتواند روایت آقای فوجی را از حد متوسط بالاتر ببرد.
اما ایراد آقای فوجی آن است که علیرغم بازیگران خوبی که برای فیلماش انتخاب کرده به جز کاراکتر میتسوری به هیچکس دیگری اهمیت نمیدهد. خانوادهی میتسوری بهویژه خواهرش که نقش بسزایی را در مسیر زندگی او دارد نادیده گرفته شده است. حتی شخصیت «کازو» هم به عنوان کسی که میتسوری عاشقاش است آنچنان که باید پرداخت نشده و مخاطب جز میتسوری کس دیگری را نمیتواند به خوبی بشناسد. درصورتی که تمام شخصیتهای فرعی افرادی هستند که تاثیر مستقیمی در زندگی میتسوری دارند و باعث میشوند او همان کسی شود که مسیر زندگی را طی کند. کاراکترهای مادر و پدر میتسوری هم شخصیتهایی جذاب میتوانستند باشند، اما آنها کم دیده میشوند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.