پوستر فیلم هزارتو

مرز میان هیجان و دلهره کجاست؟

هزارتو
The Labyrinth
محصول ۲۰۲۱ – کره‌ی جنوبی
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

بگذارید قبل از هر چیز کمی در باب هیجان و دلهره در سینما صحبت کنیم. اینکه هر اثر دلهره‌آوری هیجان‌انگیز است در ظاهر باید درست باشد. در سینمای دلهره کارگردان‌ سعی می‌کند مخاطب را با نمودی از ترس رو‌به‌رو کند که شاید تا پیش از این به‌صورت انتزاعی با آن مواجهه شده بود. به‌همین سبب است که برخی آثار در سینمای دلهره مخاطب را به گاز گرفتن انگشتان وا می‌دارند و برخی دیگر همچون شوخی‌های کودکانه در حیاط مدرسه می‌مانند. پس نتیجه می‌گیریم که لزوماً یک اثر دلهره‌آور وظیفه‌ی تزریق هیجان به مخاطب را ندارد. فیلم آقای «سونگ وون» در مرز بین هیجان و دلهره گرفتار آمده است. او از یک سو سعی دارد راهروهای مدرسه را تبدیل به هزارتویی ترسناک کند و از سویی دیگر با بالا بردن ضربآهنگ و برش‌های خطی زیاد به‌دنبال هیجانی از جنس آثار جنایی و هیجان‌انگیز است.
فیلم «هزارتو» در یک مدرسه‌ی بودایی می‌گذرد. کارگردان در ابتدا سعی دارد کاراکترهای اصلی را با زیرنویس به مخاطب معرفی کند و سپس به‌مرور آن‌ها را در برابر یا کنار یکدیگر قرار دهد. همه‌ی فیلم حول یک رخداد تلخ می‌گذرد؛ دختری در این مدرسه آتش گرفته است. شاید اگر آقای وون به‌سبک آثار جنایی و هیجان‌انگیز به‌سراغ روایتی با ضربآهنگ ملایم می‌رفت و این جنایت را به‌تصویر می‌کشید، اکنون در باب اثر او افسوس نمی‌خوردیم.
آقای وون باید بداند که ورود به دنیای دلهره یعنی استفاده از چهره‌پردازی‌های سنگین و جلوه‌های ویژه. او در پرداخت چهره‌پردازی‌ها و جلوه‌های ویژه کمیت‌اش لنگ است و همین باعث افت شدید فیلم می‌شود. قصه‌ای که آقای وون روایت می‌کند هم کشش دارد و هم جذاب است. اما او ژانر خود را اشتباه انتخاب کرده است. اثر او قادر نیست مخاطب سینمای دلهره را برای لحظه‌ای مشغول نگه دارد. آنچه آقای وون باید در نظر می‌گرفت استفاده‌ی مناسب از جلوه‌های ویژه بود که متأسفانه در هیچ‌جای این اثر جلوه‌های ویژه‌ی خوبی نمی‌بینیم. او سعی دارد فضای راهروها را تا جایی که می‌تواند تاریک کند و در نتیجه از جلوه‌های ویژه‌ی سنگین فرار کند، اما مخاطب با گردنی که برعکس می‌شود یا ارواحی که شمایلی مانند زامبی‌ها دارند جا نمی‌خورد.
این فیلم در ژانر جنایی می‌توانست پیرنگ خوب خود را پرداخت کند، اما کارگردان کره‌ای صرفاً به‌دنبال یک دلهره‌ی میانه بوده است. در نهایت آقای وون به همین دلهره‌ی میانه هم نرسیده است. این کارگردان باید اقتضای سخت‌افزاری خود را قبل از ورود به ژانر دلهره در نظر می‌گرفت. دلهره یکی از آن ژانرهایی است که هر ساله بسیاری به‌سمت آن می‌روند، اما در این میان آثاری که بتوانند مخاطب را درگیر کنند درصد بسیار کمی از آثار تولیدی را تشکیل می‌دهند. همان‌طور که در بالا اشاره شد، فیلم «هزارتو» داستانی بسیار جذاب دارد، اما آقای وون توانایی پرداخت این داستان در ژانر دلهره را ندارد. این کارگردان کره‌ای با همین کاراکترها به‌خوبی می‌توانست یک اثر جنایی قابل تأمل را با موضوع قلدری‌های مدرسه روی پرده ببرد. انتخاب اشتباه باعث شده پیرنگ جذاب فیلم‌اش به ثمر ننشیند و مخاطب دائم عصاهای شمنی و دودهای سیاه کامپیوتری را مقابل چشمان خود مشاهده کند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟