شات ابتدایی فیلم یک کلوزآپ از چهرهی «دیوید» است که با ناراحتیای که در چشمان و حرکات صورتاش دیده میشود میتوان احساس او را از دیدن اتفاقی که در برابرش قرار گرفته است درک کرد. شات بعدی بلافاصله چهرهی «نیکی» و «دِرِک» را نشان میدهد که در کنار هم با چشمانی بسته خوابیدهاند. دوربین بر روی هر دوی این کلورآپها چندین ثانیه مکث میکند و سپس به عقب میرود و در درون قاب خود دیوید را نشان میدهد که تفنگاش را به سوی تخت نشانه گرفته است. اما با شنیدن صدایی از بیرون اتاق انگار دیوید خود را بازیافته باشد پس جلوی دهان خود را میگیرد تا صدای ناله و گریهاش را کسی نشنود.کمی بعد با عجله آن اتاق و خانه را ترک میکند.
فیلمهایی مانند: «جدایی نادر از سیمین» (۲۰۱۱)، «داستان ازدواج» (۲۰۱۹) و «قبل/ درطی/ بعد» (۲۰۲۰) همگی در باب زوجهایی هستند که در زندگی زناشویی دچار مشکلاتی شدهاند. زوجهایی که زندگی را با عشق شروع کردهاند اما به مرور زمان و با گذشت حتی سالیان دراز دیگر آن شور و درک گذشته را از هم ندارند و در درون خود دیگر چیزی از آن را نمیبینند و آهسته آهسته با اینکه هنوز یکدیگر را دوست میدارند دیگر نمیتوانند در کنار هم زندگی کنند. فیلم «کشتن دو عاشق» نیز در باب زندگی زوجیست که با داشتن چهار فرزند و گذشت سالیان دراز اما حالا احساس میکنند به آنچه میخواستهاند نرسیدهاند. دیوید و نیکی بعد از دبیرستان با هم ازدواج کردهاند. بهسرعت بچهدار شدهاند و «جس» دختر بزرگشان وارد زندگی آنها شده است. سپس تا به خود بیایند سه پسر دیگر را اطراف خود دیدهاند. آنها در همان شهر دوران دبیرستانشان زندگی میکنند و هرگز فرصت داشتن زمانی را برای خود را نداشتهاند. حالا بعد از این همه سال انگار دچار تردید یا کمبود در زندگی خود شدهاند. این اتفاق اما بیش از آنکه در دیوید رخ داده باشد و او از زندگیاش ناراضی باشد در درون نیکی رخ داده است. نیکی انگار بیش از دیوید دلاش میخواهد زندگی دیگری را تجربه کند.
فیلم «کشتن دو عاشق» دنبالکنندهی دیوید و افکار و حرکات اوست و آنچه که ما میبینیم همه آن چیزی است که دیوید میبیند و احساس میکند. از این روست که ما در تمام این مدت با او همراه هستیم. او را درک میکنیم و خشم، نفرت، درد، نگرانی و عشق او را هم میتوانیم بپذیریم. با این حال اما قرار گرفتن مناسب دیگر شخصیتهای داستان در کنار دیوید باعث شده بتوان کاراکترهای دیگر را هم بهخوبی شناخت. دلیل نیکی برای دور شدن از دیوید یا دلیل نگرانی و ناراحتی جس به عنوان دختر بزرگتر و کسی که برخلاف برادران کوچکِ دیگرش میتواند اتفاقات را ببیند و درک کند، همگی در داستان بهخوبی دیده و درک میشوند. شاید تنها شخصیتی که در داستان به خوبی دیده نمیشود شخصیت درک است که البته میتواند چندان هم شخصیت او در داستان مهم نباشد چراکه درواقع بنا به گفتهی دیوید در جایی از فیلم، مشکل دِرک نیست. مشکل زندگی این زوج است که دستخوش اتفاقاتی تلخ شده است.
اما آنچه که دیدن فیلم «کشتن دو عاشق» را حتی بیش از داستان فیلم لذتبخش کرده تصاویر و موسیقی آن است. موسیقی فیلم چنان زیباست و صداهای واقعیای که مدام در تصاویر شنیده میشود چنان گویا هستند که میتوان حتی با چشمان بسته نیز بسیاری اتفاقات را دید. اینکه فیلم سعی کرده تمام صداهای محیط را با کیفیتی بالا در خود جای دهد در ایجاد فضای واقعی داستان بسیار کمککننده بوده است. صدای درِ ماشین و صدای موتور آن، صدای راه رفتن و دویدن دیوید، حتی صدای گلولههایی که در تفنگ جای میگیرند در کنار موسیقی خودِ فیلم بسیار تأثیرگذار هستند و لذت دیدن آن را دو چندان کردهاند. تصاویر و قاببندی دوربین هم با همان سکانسهای ابتدایی زیبایی خود را نشان میدهد و در ادامه با لانگشاتهایی که از محیط سرد و زمستانی میبینیم فضای داستان نیز چون صدای آن ما را بهراحتی در غم و دردی که شخصیتهای داستان با آن روبهرو هستند همراه میکند. البته که نباید از بازی زیبای «کلین کرافورد» در نقش دیوید نیز گذشت. کرافورد را ما بیشتر به عنوان شخصیت اصلی سریالهای تلویزیونی و شخصیت فرعی فیلمها دیده بودیم. او هم نقش کارآگاهی کمدی را توانسته خوب بازی کند و هم نقشهای شن را به خبی ایفا میکند. اما او برای اولین بار است که موقعیت آن را پیدا کرده تا در فیلمی درام و واقعی خود را نشان دهد و باید گفت که توانسته است از پس آن نیز به بهترین نحو ممکن برآید.