آقای جان وو و بازسازی کاغذی یکی از آثار قدرتمند خود!
در مرور فیلم «شب ساکت» از جان وو و کارنامهی پربار فیلمسازیاش در ژانر اکشن گفتیم. حال آقای وو در سالهایی که بار دیگر خود را پرکار نشان میدهد قرار است مخاطب را به درون یک اثر اکشن دیگر ببرد. او برای این کار بهسراغ فیلم «آدمکش» خود در سال ۱۹۸۹ رفته و سعی دارد نسخهی جدیدتری از آن را در اروپای غربی به نمایش بگذارد و کاراکتر اصلی را نیز طبق بسیاری دیگر از آثار اکشن چند سال گذشته به یک زن بسپارد. برای اینکه فاصلهی دو روایت را از یکدیگر به خوبی تشخیص دهیم توصیه این است که فیلم محصول سال ۱۹۸۹ را حتماً ملاحظه بفرمایید و سپس به درون این اثر بروید.
آقای وو انتخاب بسیار بدی در این روایت داشته است و از همان ابتدا کمیت روایت و کاراکترها بهطور همزمان لنگ است. جان وو باز هم در این اثر نشان میدهد که همچنان از قواعد دچار پوستاندازی اکشن امروزی عقب است و حتی با برق انداختن یک روایت از طریق سختافزار و بازیگران جدید هم نمیتوان این عقبافتادگی را جبران کرد.
روایت او حول یک آدمکش با نام «زی» میچرخد که طی ۱۵ سال در پاریس برای یک گروه گنگستری به سرکردگی گوبر در حال حذف رقبا و دشمنان اوست. رابطهی زی و دنیای بیرون فردی با نام «فین» است که نگاهی جنسی و عاطفی به این دختر دارد. آقای وو در میانهی روایت سعی دارد از طریق دیالوگهای بین این دو کاراکتر مخاطب را درگیر گذشتهی آنها کند که این فلشبکها آنقدر مریض و بیجان هستند که بیشتر ضربآهنگ را دچار سکته میکنند. البته روایت دچار سکتهی آقای جان وو به همین جا ختم نمیشود و بازی خانم «ناتالی امانوئل» در نقش زی نیز روایت را دچار سکتهها و برشهای بیجایی میکند که عملاً افسار داستان از دست کارگردان، حتی در اتاق تدوین و اعمال برشهای بیشتر، هم رها میشود. کاراکتری زی نسبت به موقعیتهای اکشنی که مقابل او قرار دارد ناتوان است. آقای وو با انتخابی بهتر در استوریبورد این سکانسها میتوانست این کاراکتر را تبدیل به شخصیتی ماندگار در سینمای اکشن کند. در هر حال جان وو از گذشته تا کنون درگیر سینمای اکشن تجاری بوده و خردهای بر او که چرا دست به چنین انتخابی زده وارد نیست. طی سالهای گذشته بارها و بارها دیدهایم که کاراکترهای زن تعریفشده در یک روایت اکشن با خود اثر و درونمایهی آن همگامی ندارند و بهنوعی فوق ستارههای هالیوودی حتی با بدلکاران حرفهای و مربیان مختلف و سیمهای متصل هم نتوانستهاند از پس برخی از این صحنهها برآیند.
اما چرا با وجود چنین اثر ضعیفی همچنان دود از کندهی کارگردانی چون جان وو بلند میشود؟ شما را به سکانس درگیری ابتدایی فیلم با حضور کاراکتر «سی» ارجاع میدهم. در آنجا کاراکتر کوکو که در حال فرار از دست مأمورین پلیس است، هنگام برخورد با ماشینها و عابرین باعث تصادفی آشفته میشود که یکی از ماشینها در هوا معلق میزند. طبق آن چیزی که در آثار اکشن میبینیم باید با برشهای سریع و پیدرپی مواجه شویم تا این ماشین و سقوط آن روی زمین را با این تغییر نماها به مخاطب ارائه دهد و بهنوعی ترکیب اسلوموشن و برشها هیجان کاذبی را در مخاطب برای ادامهی روایت ایجاد کند. اما دوربین آقای جان وو هنگام این سقوط کاملاً تنبل و ساکن است و اجازه میدهد این سقوط در یک نما شکل بگیرد و بهنوعی همین تنبلی و سکون عمدی در این صحنه است که باعث آن هیجان تکنیکی و فرمی در مخاطب شود. شاید همین سکانس در این اثر کافی باشد تا هر مخاطبی در سینما بار پای اثر آقای وو بنشیند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.