پوستر فیلم قضاوت

تصویر کردن فرسایشی دو دهه‌ای در یک پرونده‌‌ی قتل

قضاوت
The Judgement
محصول ۲۰۲۱ – هلند
ژانر جنایی، درام
امتیاز ۲.۵
نویسنده مصطفی ملکی

رازهای پشت هر جنایتی گاه آن‌قدر اوضاع را پیچیده می‌کنند که تا سال‌ها پرسش اصلی بی‌جواب باقی می‌ماند: «قاتل اصلی کیست؟» سندر برگر، کارگردان هلندی، در جدیدترین اثر خود سعی دارد یک دهه فرسایش خبری و جو متشنج پرونده‌ی جنایی معروف به «دِوِنتِر»‌ را تصویر کند. فیلم او اقتباسی از کتاب مستندگونه‌ی روزنامه‌نگار معروف هلندی، «باس هان»، است که جزئیات رخدادهای پس از این جنایت را لحظه‌به‌لحظه شرح می‌دهد.
اما ماجرا از کجا آغاز شد؟ بیوه‌ای ثروتمند با نام «ژاکلین ویتنبرگ»، در سال ۱۹۹۹ در خانه‌اش به قتل رسید. جسد او سه روز پس از ارتکاب جنایت یافت شد. دو فرد مظنون اصلی این ماجرا بودند؛ «ارنست لووس» به‌عنوان مشاور مالیاتی این زن که آخرین فرد تماس‌گیرنده با وی بوده است و دیگری «مایکل دی یونگ» که به‌عنوان مستخدم این بیوه‌زن کار می‌کرد. کارگردان هلندی سعی دارد روایت خود را به دو بخش تقسیم کند. کاراکتر اصلی او بدون شک باس هان است و روایت حول این کاراکتر در جریان خواهد بود. پاره‌‌ی اول روایت هان را در برابر لووس قرار می‌دهد. در پاره‌ی دوم نوبت به مایکل دی یونگ می‌رسد. کارگردان قصد ندارد حتی به‌اندازه‌ی یک نما روایت را سوبژکتیو دنبال کند. او خود را از ماجرا بیرون می‌کشد و هان را به‌عنوان نماینده‌ی افکار عمومی در برابر این دو کاراکتر قرار می‌دهد.
در پاره‌ی اول به‌جز ماجرای دادگاه و تجدیدنظرهای پی‌در‌پی لووس با بخشی از وضعیت دادرسی در کشور هلند هم آشنا می‌شویم. شاید مخاطب سینمای سرگرمی در این بخش دچار فرسایش شود و نتواند روایت را دنبال کند. در هر حال کارگردان مسیری را انتخاب کرده که در آن پرداخت به این روند فرسایشی غیر قابل اجتناب است. مخاطب لاجرم باید در معرض پرونده‌ای قرار بگیرد که قرار است به‌مدت دو دهه لاینحل باقی بماند. در بخش اول کارگردان روند دو پاره شدن اذهان عمومی در باب قضاوت این پرونده را تصویر می‌کند. بخشی از جامعه در اثر برنامه‌های تلویزیونی هان و دوستان دیگرش همراه و دلسوز لووس شده‌اند. همین بخش از جامعه در پاره‌ی دوم تبدیل به هواخواهان افراطی‌ای می‌شوند که مایکل از دست آن‌ها لحظه‌به‌لحظه در حال عوض کردن محل زندگی است و قادر نیست یک کار دائم پیدا کند.
دو قطبی کارگردان در پاره‌ی دوم روایت شکل می‌گیرد و آن دسته از مخاطبانی که از پاره‌ی اول همراه فیلم باقی مانده‌اند، می‌توانند در این بخش هیجان را نیز تجربه کنند. در این پاره از روایت مخاطب دیگر با کاراکترهای اصلی آشنا شده است و لحظه‌به‌لحظه اتفاقات را دنبال می‌کند. اما پاره‌ی دوم یک مشکل بزرگ دارد و آن فرسوده شدن روایت در انتهای این پاره است. کارگردان ۱۲۰ دقیقه مخاطب را همراه خود می‌کشاند و طی ۱۰ دقیقه همچون فردی که دیگر روایت را مهم نمی‌پندارد یک دهه را به‌طور خلاصه و با نوشتار مرور می‌کند. این کارگردان خوش‌ذوق هلندی به‌طور حتم آثاری همچون «زودیاک»‌ را تماشا کرده است. اینکه یک پرونده لاینحل باقی بماند یا اصلاً بر سر قاتل دانستن مظنونین اصلی شک و شبهه وجود داشته باشد یکی از نشانه‌های رازآلودگی یک اثر است. لذت تماشای این اثر در همین دوگانگی بین کارشناسان، کاراگاهان، روانشناسان و روزنامه‌نگاران و در نهایت مردمان عادی است. کارگردان طی ۱۲۰ دقیقه این دوگانگی را با تأملی دوست‌داشتنی تصویر می‌کند، اما در ۱۰ دقیقه این دوگانگی را همچون یک اثر سینمای گروه ب نشان می‌دهد. این ۱۰ دقیقه تبدیل به قاتل خاموش درام فرسایشی آقای برگر می‌شود.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟