پوستر فیلم در خیال تو بودن

پس از تماشای اثر چشم‌های‌اتان را حسابی بشویید

در خیال تو بودن
The Idea of You
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر عاشقانه
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

از «مایکل شوالتر» تا کنون دو اثر را مرور کرده‌ایم و هر دو اثر نشان از کارگردانی داشتند که نه می‌توان به روایت‌های‌اش امیدی داشت و نه حتی قصد تغییر در ساختار و فرم روایی خود را دارد. شوالتر تا قبل از سال ۲۰۲۰ هم دنیای خود را اینگونه سپری کرده است و دائم در بین کمدی‌های میانه و فکاهی و عاشقانه-کمدی‌های باری‌به‌هرجهت در رفت‌و‌آمد بوده است. او در اثر جدید خود همانند سبکی که استودیوهای هالیوودی به‌تازگی در شبکه‌های اجتماعی یاد گرفته‌اند عمل و با به‌راه انداختن یک حاشیه مخاطب را تشنه‌ی دیدن روایت خود کرده است. ان هاثوی و نیکلاس گالیتزین حاشیه‌ای از جنس طرفداری فوتبال و آرسنال به‌راه انداختند که کانال‌های زرد فوتبالی و سینمایی در سرتاسر اینترنت و به همه‌ی زبان‌ها آن را پوشش دادند. این حاشیه از همان جنس رخدادهایی بود که برای فیلمی چون «هر کسی جز تو» پیش آمد.

داستان آقای شوالتر حتی یک قاب قابل اعتنا ندارد که بتوان از طریق آن ضعف یا قدرت روایت یا فرم تصویر را سنجید. داستان فیلم او در باب زنی چهل ساله با نام «سولن» است که در دام عشق جوانی ۲۴ ساله با نام «هیز» می‌افتد. آقای شوالتر هیچ برنامه‌ای جز میکس کردن انبوهی از ترانه‌های بد، تهوع‌آور و بیش از حد در سکانس‌ها ندارد. روایت او تکه‌های تصویری‌ای است که در آن‌ها آن هاثوی باید نیش خود را تا بناگوش باز نگه دارد؛‌حتی زمانی که اشک می‌ریزد. او حتی تلاش کرده مخاطب را با برخی نماهای اروتیک ۱۳ساله در پرده‌ی اول پای اثر بنشاند تا از این طریق حداقل نرخ تماشای اثر خود را بالا نگاه دارد.

آقای شوالتر در آثار قبلی خود نیز نشان از کارگردانی داشت که یک جعبه‌ شیرینی را مقابل خود قرار می‌دهد و از هر شیرینی فقط یک گاز می‌زند و سپس در جعبه را می‌بندد و به‌سراغ جعبه‌ی بعدی می‌رود. او در این روایت نیز انبوهی از درون‌مایه‌ها را نه در تصویر، بلکه در زردترین حالت ممکن از طریق دیالوگ‌ها بیان می‌کند و حتی برای درک بهتر آن توقف هم نمی‌کند. اینکه برخی از کارگردان‌های سینمای میانه‌ی هالیوود خیلی دوست دارند از طریق گالری‌های هنری کاراکترهای خود را معرفی کنند باعث تعجب است؛‌ فردی که نه درکی از هنر دارد و نه حتی می‌تواند از طریق دیالوگ‌های کارگردان تفاوت بین آثار هنری را تشخیص دهد. سولن نیز در این روایت هیچ تعریفی از یک زن ۴۰ساله که مادر یک دختر نوجوان است ارائه نمی‌دهد. اینکه بازیگری توانا چون هاثوی طی چند سال اخیر در دام آسانی روایت‌هایی از این دست افتاده هم مسئله‌‌ی دیگری است، اما کاراکتری که او در این فیلم ارائه می‌دهد حتی در ارائه‌ی احساسات خود با توجه به محیط پیرامون داستان ناتوان است. آقای شوالتر در روایت خود حتی کاراکترهای فرعی را نیز فدا کرده است و قرار نیست تعریفی درست از افراد پیرامون زندگی هیز و سولن را ارائه دهد.

تماشای این فیلم شکستی به‌اندازه‌ی تلف شدن ۲ ساعت از زندگی مخاطب سینماست. کارگردان به‌خوبی از افتضاحی که ارائه داده خبر دارد، اما از آن‌سو هم می‌داند که تبلیغات استودیو و فضای گل‌آلود شبکه‌های اجتماعی کار خود را می‌کنند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟