باز هم یک انیمیشن دنبالهدار ضعیف دیگر
«الی» با مرور خاطرات قدیمیِ چگونگی آشنایی «مدی» با «سید» و سپس دوست شدنشان با «دیگو» روایتِ این انیمیشن را آغاز میکند. او از عشق خود و منی میگوید و از دو برادر کوچک صاریغاش به نام «ادی» و «کراش» حرف میزند که به این خانوادهی سه نفره وارد میشوند تا خانوادهای پرجمعیت و شش نفره را خلق کنند. این خانواده هنوز هم با هم زندگی میکنند و سعی میکنند با یکدیگر کنار بیایند. اما یک روز ادی و کراش تصمیم میگیرند برای داشتن تجربیاتی جدید و مستقل شدن وارد مسیری نو شوند. این مسیر اما آنها را دوباره به سرزمین گمشده میبرد و خطراتی را در برابرشان قرار میدهد که اگر «باک» نبود به راحتی از آن جان سالم به در نمیبردند.
انیمیشن «عصر یخبندان» را کمتر کسی است که ندیده باشد. دیدن سنجاب کوچکی که برای پنهان کردن دانهی بلوطاش در وسط سرزمینی یخ درحال تلاش است و هر بار تلاشهایاش به نوعی محکوم به از بین رفتن میشود آنقدر جذاب است که فقط همین شخصیت کافیست تا عاشق این انیمیشن شوی. اما مندی و سید هم آنقدر شخصیتهای حسابشده و البته بامزهای دارند که نمیتوان آنها را هم فراموش کرد. این انیمیشن به واسطهی شخصیتهای جذاب و البته داستانی خلاقانه و جدید همواره مورد علاقهی بسیاری از کودکان و حتی بزرگسالان قرار داشته است. انیمیشنی که در سال ۲۰۰۲ قسمت اول آن ساخته شد و تا کنون پنج فیلم سینمایی نیز از آن ارائه شده است. انیمیشن منتشر شده در سال ۲۰۲۲ به عنوان یک اسپینآف به دو شخصیت کراش و ادی میپردازد که همیشه به صورت حاشیه در روایت داستان قرار گرفته بودند.
اولین ایراد انیمیشن «عصر یخبندان ماجراجوییهای باک وایلد» دقیقاً همین جا خود را نشان میدهد، اینکه روایت اصرار دارد با نشان دادن شخصیتهای اصلی انیمیشن در میان اتفاقاتاش نام عصر یخبندان را با خود داشته باشد. شخصیت ادی و کراش به خودی خود میتوانند بامزه و جذاب باشند. آنها پتانسیل بسیار بالایی دارند که حتی مانند سید یک کاراکتر خاص شوند و بتوانند بارها در قسمتهای گوناگون دیده شوند. این دو شخصیت برخلاف بسیاری از کاراکترهای دونفره که رفتارهاشان مخالف هم است و در فیلمهای بسیاری آنها را دیدهایم، به یکدیگر شباهت دارند و این شباهتهای رفتاری باعث میشود همهچیز بامزهتر و خندهدارتر دیده شود. مثلاً اینکه یکی از آنها میگوید «من فکر کردم» و دیگری دنبالهی جملهی او را میگیرد و میگوید «چرا و کی شروع به فکر کردن کردی» خود یکی از مکالمات زیبا و جذاب داستان محسوب میشود که میتوانست با بسط داده شدن همین رفتار در تمام مسیر شخصیتهایی عمیق و زیبا را نشان داد. متأسفانه اما این شخصیتها در زیر سایهی دیگر کاراکترهای انیمیشن گم میشوند و داستان به سمت همان روایتهای تکراری و بدون خلاقیتی کشیده میشود که همهچیز را میتوان از قبل پیشبینی کرد.
انیمیشن «عصر یخبندان ماجراجوییهای باک وایلد» بدون اینکه سعی کند به روایت خود هیجان یا خلاقیت خاصی دهد با قرار دادن یک ضدقهرمان در برابر قهرماناش داستانی ساده را بازگو میکند که شخصیتهایاش هم افرادی خاص محسوب نمیشوند. همانطور که گفتیم کاراکترهای مهم این انیمیشن از مدی و سید گرفته تا دیگو و الی تنها در سکانسهای ابتدایی و انتهایی دیده میشوند و به طور کلی در حاشیه قرار گرفتهاند و بینندهای که برای دیدن این افراد در برابر آن نشسته را ناامید میکند. حتی همان سنجاب بلوط به دست هم دیگر خود را در این انیمیشن نشان نمیدهد، به همین دلیل با توجه به سطحی گرفته شدن داستان این انیمیشن هرگز نمیتواند خود را به پای داستانهای اولیهی عصر یخبندان برساند. انگار سال ۲۰۲۱ که با ساخته شدن چندین انیمیشن دنبالهدار ضعیف و گاه حتی به شدت ضعیف ناکام مانده بود، ناکامیاش را به سال ۲۰۲۲ نیز کشانده است تا بار دیگر ما دنبالهای از داستانهای قدیمی و زیبا را ببینیم که به دست کارگردانانی جدید به مرز نابودی کشیده میشوند.