پوستر فیلم خدمتکار

دنیای کوچک و پر از حماقت

خدمتکار
The Housemaid
محصول ۲۰۲۶ – ایالات متحده
رده‌ی سنی ۱۵+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

در مرور فیلم «یه لطف کوچیک دیگه» از دنیای کوچک «پل فیگ» نوشتیم و اینکه اصولاً او کارگردانی نیست که بتواند از عهده‌ی دنیای رازآلود و جنایی برآید. این کارگردان صرفاً خود را اسیر ستاره‌ها می‌کند و با پلاتی ساده سعی دارد مخاطب را درگیر رازآلودگی و چرخش‌های داستانی پیچیده کند.

فیلم خدمتکار جز پوستر چیز دیگری ندارد. داستان پل فیگ به انتهای پرده‌ی اول هم نمی‌رسد و مخاطب به آنی از همه‌ی کارت‌های رونشده‌ی کارگردان پرده برمی‌دارد. پل فیگ کارگردانی کاملاً برونگراست و هیچگاه توانایی سر و کله زدن با آثار رازآلود را ندارد. در این اثر نیز با کاراکتر میلی مواجه می‌شویم که به‌عنوان خدمتکار در خانه‌ی یک زوج ثروتمند مشغول به کار می‌شود. کارگردان با نماهای بیرونی و دوربین ساکنی که گاه باغبان مرموز را تصویر می‌کنند و گاه به کاراکتر «نینا» از پشت پنجره خیره می‌شود، قصد این را دارد که رازآلودگی پنهانی را به مخاطب القاء کند. اما آیا این اتفاق رخ می‌دهد؟ باید گفت که داستان پل فیگ تمام تلاش خود را دارد که کاراکترها را چندوجهی و گاه بیگانه با آن شخصیتی که نشان می‌دهند به‌تصویر بکشد، اما برش‌ها و پیشبرد روایت به‌گونه‌ای است که همه‌ی این شخصیت‌ها چیزی جز تیپ‌های کاملاً ناقص و کاغذی نیستند.

مشکل روایت پل فیگ شاید چیزی فراتر از انتخاب بازیگران باشد. «سیدنی سویینی» و «آماندا سیفرید» همین فیلم را با کارگردانی که رازآلودگی داستانش را بشناسد زوج بسیار خوبی را شکل می‌دهند. اما در فیلم پل فیگ سویینی باید دائم در حال ارائه‌ی جاذبه‌های جنسی و مونولوگ‌های بی‌سر‌وته باشد و در پرده‌ی سوم تبدیل به مأمور اعدام مردان سوء‌استفاده‌گر شود. پل فیگ در میانه‌ی پرده‌ی دوم به‌یک‌باره ورق را برمی‌گرداند و با نگاهی به دنیای سرمایه‌دارهای زالوصفت و کثیف قصد دارد انتقام‌های پوشالی دختری بی‌پناه را از آن‌ها که نمادشان در این فیلم کاراکتر «اندرو»‌ است بگیرد.

پل فیگ در بخش‌های متعددی از روایت خود کاراکترهایی را تصویر می‌کند که هیچ نقشی در پیشبرد روایت ندارند و صرفاً قاب‌های کارگردان را برای گذر از چرخش‌ها و پیچش‌های داستانی پر می‌کنند. کاراکتر باغبان و دختر نینا دو کاراکتری هستند که حتی بازیگران این دو کاراکتر نیز نمی‌دانند نقش‌اشان در پیشبرد روایت چیست و اصولاً چگونه باید اکت داشته باشند. پل فیگ نیز که نه شخصیت‌پردازی‌ای از این کاراکترها داشته و نه اصلاً دلیلی برای حضورشان در داستان، قادر به بازیگردانی این بازیگران نیست. در نتیجه با دو کاراکتر کاملاً بی‌روحی مواجه می‌شویم که کارگردان قصد دارد از دل آن‌ها نوعی همدردی، تلاش برای رهایی و در نهایت تأثیرگذاری را بیرون بکشد. هیچ‌کدام از این اتفاقات رخ نمی‌دهد و اثر در پرده‌ی سوم تبدیل به خط مستقیم و بدون تنش کارگردان برای درون‌مایه‌ی ایدئولوژیک بازارمحورش می‌شود. در مرور فیلم «عروس» هم توضیح دادیم که چگونه چنین آثاری بدون توجه به کنش و واکنش‌های داستانی در اداهای ایدئولوژیک ضد سرمایه‌داری غرق می‌شوند تا به دهان رسانه‌های اکنون‌زرد دوستدار این این‌ایدئولوژی‌ها شیرین مزه کنند. به‌نظر می‌رسد پل فیگ همچنان قصد دارد در دنیای رنگی و شیک بدون پایه‌اش در ژانری که اصلاً از آن او نیست دست‌و‌پا بزند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟