شاید کارگردان صرفاً قصد سرگرمکردن مخاطب را داشت
پس از پایان برخی فیلمها گویی دوست داریم از رابطهی بین عنوان فیلم و روایت حرف بزنیم و لذت ببریم از این در هم تنیدگی میان عنوان و کل روایت. اما در این میان برخی روایتها هستند که فقط عنوان زیبایی دارند. فیلم اول بلند داستانی خانم «کارلوتا گونزالز-آدریو» دچار چنین سرنوشتی شده است. او حتی این عنوان زیبا را نیز خودش انتخاب نکرده است و صرفاً همان نامیست که نویسندهی رمان روی کتاب خود گذاشته بود.
این روایت قرار است ما را به درون خانوادهای ببرد که به تصمیم پدر و مادر سالهاست دور از جامعه و درون خانهای میان جنگل و کوه زندگی میکنند. شاید در ابتدا به یاد فیلم «کاپیتان شگفتانگیز» میافتیم و اتفاقاً خانم گونزالز نیز همین را میخواهد. در کاپیتان شگفتانگیز نیز با پدری مواجه بودیم که فرزانداناش را بهدور از تعامل با دنیای مدرن نگه داشته بود و سعی میکرد آنها را به شیوهی خود تربیت کند. در آن فیلم با گذری در مکاتب سیاسی و اقتصادی مواجه بودیم که کارگردان بهخوبی توانسته بود آن را برای مخاطب تبیین کند. اما در این فیلم هدف کارگردان چیز دیگری است و به نوعی سعی دارد از طریق یک رمان به آن بپردازد. بههمین سبب است که اثر او همچون لحافی چهلتکه دارای خردهروایتهایی است که هیچگاه در طرف روایت اصلی جمع نمیشوند. کارگردان اسپانیایی از یک سو سعی دارد رازآلودگی اثرش را حفظ کند و از سویی دیگر قصد دارد روایتاش را کمی اومانیستی جلوه دهد و بهنوعی کاراکترها آنقدر هم شرور بهنظر نرسند.
این فیلم فقط عنوان زیبایی دارد و حداقل نشان میدهد که کارگردان تا چه حد در پرداخت روایتی حاضر و آماده ناتوان است. دخترانی که در این خانه زیست میکنند هر کدام پتانسیل پرداخت بهتری داشتند. حتی کاراکترهای پدر و مادر نیز کاملاً از دست کارگردان رها شدهاند. روایت او نیازی مبرم به فلشبک داشت تا بتواند دنیای وسیعتری را در برابر مخاطب قرار دهد. اعتراف چندخطی «روزا» در برابر «رافا» و چند تیتر روزنامههای گذشته قادر به بسط دادن دنیای فیلم نیستند. بههمین سبب است که در پردهی سوم با انبوهی از پرسشهای بیپاسخ مواجه میشویم که کارگردان هم توانایی پاسخ به آنها را ندارد. این فیلم نیاز به کارگردانی قویتری داشت تا تبدیل به یک اثر رازآلود قابل اعتنا شود. در سینمای اسپانیا کم نبودهاند آثار رازآلودی که با زمان بیش از ۲ ساعت توانستهاند مخاطب را سرگرم کنند. در سویی دیگر این روایت پتانسیل بالایی برای پرداختهای روانکاوانه را داشت که در نهایت کارگردان عاجز از رفتن بهسوی آنها طی ۸۸ دقیقه پرونده را با چند نامه بست.
روایتهایی با چنین درونمایههای تکاندهندهای نیاز به پرداختهای قوی دارند تا مخاطب سینمای رازآلود و هیجانانگیز را درگیر خود کنند. مخاطبی که هیجان خود را با تماشای چنین آثاری خالی میکند با این فیلم حتی تکان کوچکی هم نمیخورد. خانم گونزالز باید روی پرداخت روایی خود بسیار کار کند تا بتواند با استفاده از غنای سینمای اسپانیا آثاری قابل اعتناتر را روی پرده ببرد. او اگر بخواهد در همین دنیای دمبریده باقی بماند، در نهایت تبدیل به کارگردانی کاملاً متوسط خواهد شد که آثار بعدیاش حتی در رادار توجه مخاطبان نیز قرار نخواهد گرفت.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.