«دیلان» رابطهی بسیار صمیمیای با مادر شوخطبع خود دارد. مادر اما تصمیم گرفته است برای همیشه به آفریقای جنوبی برود؛ جایی که سالها در آنجا زندگی کرده است. رفتن مادر اما با کشته شدن او در برابر چشمان دخترش همراه میشود زمانی که درحال صحبت تصویری با دیلان است. این اتفاق چنان اثری بر دیلان میگذارد که تصمیم به بازگشت به خانه و کشف رازهای مادرش میکند. چراکه معتقد است این رازها کلید مرگ مادرش خواهند بود.
چندی پیش بود که فیلم «راههای قدیمی» را مرور کردیم. فیلمی که در آن افسانه و داستانی فولکلور از کشور مکزیک روایت میشد. در این فیلم دختری برای کشف راز یک غار وارد آن میشود اما شیاطین بر روح او وارد شده و او را تسخیر میکنند. داستانی که بهخاطر هدفی که روایت آن در خود داشت در کنار سکانسهای ترسناکاش توانست نسبت به فیلمهای ترسناک جدیدی که شاهد آن بودیم از درجهی بهتری برخوردار شود. فیلم «جادوگر» اما این بار سری به داستانهای فولکلور آفریقای جنوبی زده است و میخواهد روایتی از جادوگران آن ناحیه را پیش آورد که چگونه و چطور روح انسانهای پیرامونی خود را تسخیر کرده و آنها را به سوی مرگ میکشانند.
فیلم «جادوگر» از همان ابتدا با ایجاد فضایی ترسناک و محیطی با شخصیتهایی که رفتارهای مشکوکی دارند میتواند مخاطب خود را کنجکاو به روایت خود کند. در ادامه مشاهدهی انواع و اقسام نقابهای مختلف در اتاق کار مادر دیلان نیز این هیجان را بیشتر میکند چرا که هر یک از این نقابها میتواند برای خود داستانی افسانهای و ترسناک را روایت کند. در ادامه اما داستان هر چه جلوتر میرود ما جز دیدن سکانسهایی که تنها برای چند ثانیه مخاطب را از جای خود بلند میکند و میترساند چیز دیگری را شاهد نیستیم. یا کسی ناگاه وارد اتاق میشود یا صدایی از جایی شنیده میشود یا حتی توهماتی در برابر چشمان شخصیتها از افرادی عجیب دیده میشود. تمام اتفاقاتی که در درون هر فیلم متوسط ترسناک دیگری هم میتوان دید. البته که بعد از مدتی دیگر حتی همین اتفاقات نیز ترسی را در مخاطب ایجاد نمیکند. اما آنچه باعث میشود بتوان این فیلم را برای دیدن مدنظر قرار دارد روایت داستانی آن است که برخلاف بسیاری از داستانهای ترسناک دیگر دارای طرحی بامعنا و پذیرفتنی است. افسانهای که شنیدناش بسیار جذاب میتواند باشد، اگرچه در این فیلم، هم این افسانه و هم نقابهایی که در آن میتوانند هر یک مظهر چیزی باشند، حرام شده است.
اینکه با توجه به فضای ایجاد شده از همان ابتدای داستان، کارگردان این فیلم؛ «رین سوارت» نتوانسته است از این اتفاق بهره ببرد دقیقاً بخاطر تازهکار بودن او است. سوارت که چندین فیلم کوتاه را ساخته است و در عرصهی بازیگری سابقهی بهتری نیز دارد اما با توجه به منبعی که بر آن تکیه کرده است تا این فیلم را به تصویر درآورد، نشان میدهد که اگر با همین روند پیش رود میتواند در آینده فیلمهای بهتری را نیز بسازد.