مرد جوانی از یک حادثهی عجیب در غاری زنده بیرون آمده است. چهار دوست دیگر او اما هر یک به نحوی وحشتناک به قتل رسیدهاند. مرد جوان با صحبت با پلیس ازعان میدارد تنها راهی که بخواهر از این اتفاقات صحبت کند مواجه شدن با یک راهبه است. «هلنا»، یک راهبهی قدیمی، در ادامه با صحبت با این مرد دچار توهماتی میشود که گذشته و حال او را در هم میآمیزد.
دنیای فیلمهای ترسناک مخاطبان خاصی دارد. چنانکه دنیای فیلمهای ترسناک مذهبی نیز مخاطبانی خاصتر را شامل میشود. اگر مثلاً فیلمهای کمدی یا درام مخاطبانی در همهی سنین و قشرهای مختلف دارند، فیلمهای ترسناک اما با جدا کردن مخاطبان خود وسعت دایرهی خود را کم کردهاند. حال این فیلم ترسناک اگر برگرفته از مذهب و عقاید مذهبی باشد و در آن نامهای دینی نیز برده شود باز هم تعداد این مخاطبان کمتر میشود. در دیگر سوی برای دیدن این نوع فیلمها در بیشتر موارد نیاز به دانستن یک پیشزمینه دربارهی آن مذهب و داستان ارائه شده نیز است. مثلاً فیلم «شیاطین»(۱۹۷۱) با بنمایهی مذهبی و دینی خود به نقد ارائهدهندگان دینها یا به نوعی روحانیون، کشیشها و راهبهها میپردازد و نشان میدهد که چگونه قدرت در دست این افراد میتواند زندگی انسانهای بسیاری را تحت تأثیر قرار دهد. در این فیلم راهبههای شیطانصفت با سوءاستفاده از قدرت خود دست به انجام کارهای وحشتناکی میزنند. این فیلم با هدفی مشخص و با پرداخت خوب به شخصیتهای آن توانسته هنوز هم بعد از گذشت سالیان سال خود را در دنیای سینما جزو برترینها قرار دهد.
فیلم «غار» اما از آن فیلمهایی است که بعد از پایان بیننده از خودش میپرسد:«خب که چه؟». این فیلم نه هدف عالیای دارد تا بتواند بیننده را تحت تأثیر قرار دهد و نه داستاناش توانایی ایجاد ارتباط با مخاطب را دارد. همهچیز در مسیری احمقانه و با سکانسهای به اصطلاح ترسناکی که توانایی ترساندن بیننده را هم ندارد، طی میشود. شخصیتها بدون پرداخت و البته با بازی بسیار بد بازیگران راه هر گونه برقراری ارتباط را بستهاند. چند دوست قرار است در یک غار گرفتار شوند و سپس تکبهتک کشته شوند. حداقل کاری که این فیلم میتوانست در مسیر خود انجام دهد شناساندن این افراد و پیشینههای آنها بود. این فیلم اما هرگز این کار را انجام نمیدهد و فقط سعی دارد با ایجاد اتفاقاتی ترسناک در محیطی تنگ و تاریک بیننده را بترساند.
یکی از مهمترین ایرادات فیلم «غار» اما محیط داستانی آن است. این فیلم به دو بخش تقسیم میشود. بخشی که مرد جوان در بیمارستان و هلنا در صومعه است و بخشی دیگر که مرد جوان با دوستاناش در غار هستند. بخش غار بنا به محیط بسیار تاریک آن حتی نمیتواند کاراکترهای خود را به خوبی نشان دهد، چه برسد که بخواهد باعث همذاتپنداری مخاطب با آنها شود. درک احساسات شخصیتها در محیطی که شمایل آنها هم به خوبی دیده نمیشود کار بسیار سختی است. در دیگر سوی اما بخش بیمارستان و صومعه میتوانست با باورپذیری بیشتر آن حس ترس و وحشت را به مخاطب القا کند. اما این بخش نیز با دور نشان دادن شخصیتهایی که عموماً تنها هستند و در پیراموناشان هیچکس وجود ندارد درک دیدن یک بیمارستان خاص یا صومعهای بزرگ را سخت کرده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.