فیلم مجار در برابر نسخهی کرهای ناتوان بود
در مرور فیلم کرهای «در معرض خطر» با مقولهی کلاهبرداران شبکهای مواجه بودیم. در این روایت عدهای از طریق تماس تلفنی و طبق یک سناریو سعی میکردند از نقاط ضعف مخاطب خود بهره ببرند و هر مبلغی که میتوانند به جیب بزنند. اثر کرهای از طریق یک مالباخته گسترده میشد و به چین و یک باند کلاهبرداری بینالمللی میرسید. حال در سینمای مجارستان با اثری روبهرو هستیم که سعی دارد همان مسیر را پیش بگیرد. «کریستوف دیک» مجارستانی در اولین اثر بلند سینمایی خود سعی دارد از طریق فرد جوانی با نام «رودی» وارد این درونمایه شود.
کارگردان مجار سعی میکند روایت خود را همچون اثر کرهای با زندگی روزمرهی رودی و پدربزرگاش آغاز کند. او با برشهای موازی سعی دارد روز قبل از حادثه را از زاویهدید این دو تصویر کند. حادثه درست همانند اثر کرهای رخ میدهد. فردی ناشناس که خود را افسر پلیس معرفی میکند به پدربزرگ رودی زنگ میزند و با شرح یک تصادف و وضعیت وخیم رودی از او پول نقد درخواست میکند. کارگردان مجار سعی دارد طرف آسیبپذیر را در یک دستهی سنی که شامل افراد مسن میشود خلاصه کند. گروه کلاهبردار روایت او نیز عدهای بزهکار آفتابهدزد هستند که فقط پول نقد اخاذی میکنند. روایت او از همین ابتدا کمیتاش لنگ است و نمیتواند فضایی هیجانانگیز و در ادامه رازآلود برای مخاطب ترسیم کند. از سویی دیگر کارگردان سعی دارد تا جایی که میتواند از رودی یک کاراکتر ترسو، خجالتی و دستوپا چلفتی تصویر کند. کارگردانهای آثار هیجانانگیز و اکشن معمولاً زمانی بهسراغ چنین شخصیتپردازیای میروند که بخواهند پردهی دوم را به تحول کاراکتر خود اختصاص دهند. اما در این روایت کنش و واکنشها آنقدر بیجان و مریض هستند که شخصیت رودی شکل نمیگیرد و تا انتها بازیگر نقش رودی دائم باید چشمانی نگران را به مخاطب نشان دهد.
در باب این روایت باید چنین گفت که کارگردان هر قدر که توانسته فضا را کوچک کرده، اما در همین فضای محدود و قابل کنترل هم نمیتواند روایتی ساختارمند ارائه دهد. کارگردان قصد دارد سه ضلع برای روایت خود ایجاد کند؛ رودی و پدربزرگاش، سالمندان مالباخته و در نهایت کلاهبردارانی که آنها هم یک زندگی دارند. اما در کمال تعجب دوربین همچون کودکی خردسال به رودی چسبیده و سکانسبهسکانس چشمهای رودی نگران از همهچیز را تصویر میکند. کارگردان مجار برای تزریق هیجان بیشتر به فیلم خود جز عریض کردن روایت چارهای ندارد. روایت او باید مجموعهای از رخدادها باشد که در پردهی دوم با تقاطعی از آنها روبهرو شویم. بهطور خلاصه باید گفت که این فیلم جان ندارد و نمیتواند هیجان را به مخاطب خود انتقال دهد.
این فیلم اولین اثر سینمایی کریستوف دیک مجارستانی است. دیک تا پیش از این چند اثر تلویزیونی و فیلم کوتاه ساخته است. اولین گام او در سینمای بلند داستانی چندان چنگی به دل نمیزند. اما این را باید بدانیم که با فیلمسازی از مجارستان روبهرو هستیم و بدون هیچ پیشقضاوتی باید منتظر اثر بعدی او باشیم. این کارگردان مجار ممکن است در اثر بعدی خود ما را با درامی شهری و قدرتمند روبهرو کند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.