پوستر فیلم پرستار خوب

لیندهولم باید نوشته‌های خود را کارگردانی کند

پرستار خوب
The Good Nurse
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده
امتیاز ۱.۵
نویسنده مصطفی ملکی

نام توبیاس لیندهولم به وینتربرگ و آثار یک دهه‌ی اخیرش گره خورده است. از «شکار» تا «سیاه‌مست»، این نام توبیاس لینهولم است که به‌عنوان نویسنده در تیتراژ این آثار خونمایی می‌کند. این نویسنده و کارگردان دانمارکی کاراکترهایی را خلق کرده است که در قاب‌های وینتربرگ ماندگار شده‌اند. فضایی که او حول یک معلم در فیلم شکار می‌سازد یا روایت لایه‌لایه و بحرانی دائم‌الخمر باعث شده وینتربرگ کار بسیار ساده‌ای داشته باشد. اما لیندهولم سه اثر را نیز کارگردانی کرده است و هر سه اثر در سینمای دانمارک قابل اعتنا هستند. اینهولم در هر سه اثر سعی دارد دنیای سینمایی خود را از درون کاراکترهایی مستأصل بیرون بکشد. نقطه‌عطف هر سه اثر در این است که لیتهولم خودش نویسندگی آثار را برعهده داشته است و باعث می‌شود مخاطب به‌خوبی درون دنیای این کارگردان قرار گیرد. حال او در اثر جدید خود دست به ریسکی بزرگ زده و نوشته‌ی فردی دیگر را روی پرده برده است.
پرستار خوب درامی شهری در ایالات متحده است. این فیلم اقتباسی از رمانی است که بر اساس داستانی حقیقی نگاشته شده است. «امی» مادری مجرد و پرستاری خبره است که بر اثر کار زیاد دچار گرفتگی شریان‌های قلبی شده است. او در بخش «آی‌سی‌یو»ی بیمارستانی در نیوجرسی مشغول به کار است. لیندهولم در پرده‌ی اول سعی دارد روایت را با ضربآهنگی آرام همچون درامی شهری پیش ببرد. ورود پرستار تازه‌واردی با نام «چارلز کولن» به این بیمارستان و بخش آی‌سی‌یو فیلم را وارد پرده‌ی دوم می‌کند. «کریستی ویلسون-کرنز» که در نگارش آثاری چون «۱۹۱۷» و «شب گذشته در سوهو» همکاری داشته است، به‌تنهایی وظیفه‌ی نگارش این درام را به‌دوش می کشد. اما آیا او قادر است دنیایی را که لیندهولم در آثار نوشتاری و دیداری خود خلق کرده، برای این کارگردان دانمارکی ترسیم کند؟ باید گفت کمیت او در ایجاد چنین فضایی لنگ می‌زند. این فیلم برعکس آن‌چه در پرده‌ی اول انتظار می‌رود، در پرده‌ی دوم دچار نوعی آشفتگی است. انتخاب بازیگران کارگردان یکی از علت‌هایی است که باعث می‌شود مخاطب به‌هر طریقی که شده پرده‌ی دوم را از سر بگذراند. «جسیکا چستین» و «ادی ردمین» انتخاب‌هایی هستند که مخاطب سینمایی را لاجرم به‌سوی آن روایت سوق می‌دهند. اما این فیلم خلأ بزرگی دارد و آن این است که نسبت‌ به درامی در باب یک قاتل سریالی، بسیار ملو است.
لیندهولم در این فیلم فقط‌و‌فقط کارگردان است و گویی هیچ تسلطی روی متن نویسنده‌ی اسکاتلندی ندارد. این قمار بزرگ در زندگی کارگردانی که تا پیش از این فقط نوشته‌های خودش را می‌ساخت، شاید به همان در باغ سبز نشان دادن‌های هالیوودی بازگردد. در هر حال می‌توان این فیلم را استراحتی کوتاه میان زندگی نویسندگی و کارگردانی لیندهولم به‌حساب آورد و باید منتظر اثر بعدی او باشیم. پس از آن است که می‌توان او را در دوره‌ی نزول قرار داد یا همچنان باورش داشت. فیلم «پرستار خوب» همان فضاهای خاکستری و سرد درام‌های دانمارکی را دارد. حتی کاراکترها هم پتانسیل تبدیل شدن به همان شخصیت‌های معروف و ماندگار این درام‌ها را در خود دارند. اما درام این اثر منجمد و خشک است و نمی‌توان آن را دچار انعطاف کرد. در نتیجه با درامی روبه‌رو هستیم که علی‌رغم داشتن تمام پتانسیل‌ها باز هم یک درام ساده و خطی است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟