زبان طنز تلخ «فرناندو لئون د آرانوآ» را میتوان در لابهلای آثاری که طی این چند دهه تولید کرده پیدا کرد؛ آثاری چون «دوشنبهها در آفتاب»، «محله»، «خانواده» یا «پرنسسها». این کارگردان اسپانیایی سعی دارد به شیوهای طنازانه واقعیت تلخ جهان پیرامون را به مخاطب انتقال دهد. حال آرانوآ با فیلم «رئیس خوب» سعی دارد زیر آن لایهی زیبای زندگی متمدن امروزی را بهتصویر میکشد.
در فیلم «خونآشامان» اثر «جولین رادلمایر» با نگاهی کنایی و تمثیلی از سوی کارگردان نسبت به سرمایه و سرمایهدارن مواجه بودیم. اما آرانوآ از زاویهی دیگری وارد این درونمایه میشود. او در این اثر سعی دارد با کاراکترهایی که هر کدام همتایی در دنیای بیرون از فیلم دارند جهان داستانی خود را خلق کند.
«بلانکو» مالک یک کارخانهی تولید ترازو است. فیلم با گردهمایی صبحگاهی او با کارمندان و پرسنل شروع میشود. ظاهراً قرار است هفتهی بعد کمیتهای از سوی اتحادیه برای بازدید از کارخانه بیایند و در صورت تأیید یکبار دیگر این کارخانه عنوان بهترین را به خود اختصاص دهد. آرانوآ مانند آثار قبلی خود با همان لحن ساده و تمپوی آرام فیلم را به پیش میبرد. اما اولین ضربات را در افتتاحیهی فیلم به ما وارد میکند؛ یک نزاع خیابانی که طی آن چند جوان اسپانیایی دو جوان عرب را به باد کتک میگیرند. درست پس از سخنرانی صبحگاهی بلانکو متوجه میشویم که او عذر عدهای از کارگران و کارمندان را خواسته است. کارگردان روایت خود را بهگونهای پیش میبرد که تا روز بازدید کمیته در هفتهی آینده، هر روز را همراه با اتفاقاتی که مرکز همهی آنها بلانکو است مشاهده خواهیم کرد. سکانسبهسکانس یا همان روزبهروز لایهی نازک طلایی که روی دنیای بلانکو را پوشانده به کناری میرود. همانطور که در بالا اشاره کردم ضربآهنگ فیلم بهشدت پائین است اما همچون تیکتیک ساعت به پیش میرود؛ بدون آنکه ثانیهای از فیلم شما را از دنیای بلانکو دور کند.
کاراکتر بلانکو همان خونآشامی است که رادلمایر کاملاً عریان آن را در فیلم «خونآشامان» بهتصویر کشید. اما آرانوآ بهسبک خود و با همان طنز تلخ بیآنکه عجلهای برای رساندن روایت به نقطهاوج داشته باشد خونآشام خود را نمایان میکند. این فیلم پر تنش نیست چون کل روایت روی تنش بنا شده است. کارگردان در هر سکانس شما را در معرض رخدادی قرار میدهد که فرصت تنفس ندارید. او در ۳۰ دقیقهی ابتدایی فیلم همهی لحن کمدی خود را روی مکالمات بین بلانکو و «میرایِس» گذاشته است. مخاطب در پارهی اول فیلم آنقدر با فضای آرام و ساکن، اما مملو از اتفاق، موجود بین کاراکترها ارتباط برقرار میکند که ناخودآگاه آمادهی شوکهایی میشود که پارهی دوم انتظارش را میکشند.
فیلم رئیس خوب از همان ابتدا بهآرامی روی نقطهی اوج در حال حرکت است. آنقدر روایت فیلم پخته است که دیگر دیوار حائلی بین مخاطب و دنیایی که کارگردان خلق کرده باقی نمیماند. گویی این کاراکترها شخصیت داستانی نیستند. بلانکو همانقدر واقعیت دارد که «فورتانا» و «خوزه». البته فراموش نکنیم که جدای از شخصیتپردازی خوب کارگردان، گروه بازیگری نیز برای هر کدام از کاراکترها و موقعیتهای درام سنگ تمام گذاشتهاند.
فیلم «رئیس خوب» یک فیلم در نقد سرمایهداری نیست چون در آن سو آلترناتیوی همچون سوسیالیسم را تصویر نمیکند. این فیلم آن لایههای پائین لجنی که زیر انبوهی از لبخندها، آگهیهای بازرگانی، کارآفرینهای موفقی چون ماسک و گیتس، برندهای رنگارنگ و شعارهایی چون «ما همه مثل یک خانوادهایم» پنهان است را بهتصویر میکشد. بلانکو تمام این خصیصهها را با هم داراست. اینجاست که او نقش آن فشنگ زیر یکی از کفههای ترازو را بازی میکند تا هر دو کفه را تراز کند. بلانکو همان فشنگ زیر کفهی تعادل دنیای امروز است که باعث میشود هیچگاه این عدم تعادل را نبینیم. کارگردان یک بار و فقط یک بار برآشفتن بلانکو را برای ما تصویر میکند و آن هم درست در نقطهای است که این شخصیت لجنی که در آن قرار دارد را بیشتر هم میزند. اما بوی تعفن آن پشت بنرهای خوشآمدگویی به مهمانان، پشت آن تندیس دریافتی و پشت چهرههای خندانی که به صف ایستادهاند پنهان است. ابتدای این فیلم با لانگشاتی از خنده و مهربانی بلانکو نسبت به تمامی اطرافیان آغاز میشود و انتهای آن نیز همین خندهها را در مدیومشاتهایی منقطع از چهرهی این افراد داریم. اما اینبار میدانیم چه چیزی پشت این خندهها پنهان است؛ «فساد» آن هم در معنای ماکیاولیستی خود.
زیرنویس فارسی اختصاصی فیلم «رئیس خوب» از «یک فیلم، یک زندگی» از اینجا در دسترس است.