پوستر فیلم دختری در کلبه‌ی جهنمی

کارگردان و روایتی ناقص

دختری در کلبه‌ی جهنمی
the girl in cabin 13
محصول ۲۰۲۱
امتیاز ۰
نویسنده مصطفی ملکی

چند صباحی‌ست که حضور اینفلوئنسرها در ژانر دلهره پررنگ شده است. فیلم‌هایی که چنین درون‌مایه‌ای را انتخاب می‌کنند، کاراکترهای اصلی خود یا همان اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی را در معرض اتفاقات وحشتناکی قرار می‌دهند که توسط یک دنبال‌کننده یا فردی مزاحم برای آن‌ها ایجاد می‌شود. طی سال ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ آثار چندان قدرتمندی را در این حوزه شاهد نبودیم و باید دید آیا از سوی یک کارگردان خلاق نگاه قدرتمندی به این مقوله خواهد شد یا همچنان باید منتظر آثار ضعیف و بعضاً متوسط باشیم. فیلم «دختری در کلبه‌ی جهنمی» نیز یکی دیگر از آثار ضعیف این ژانر است.
دختری که یکی از اینفلوئنسرهای اینستاگرامی است به‌همراه دوست‌پسر خود در یک خانه زندگی می‌کند. یک شب آن‌ها احساس می‌کنند فردی در حال تماشای خانه است و علی‌رغم قفل کامپیوتری درب منزل باز هم شاهد باز شدن در هستند. همین افتتاحیه به مخاطب چنین می‌گوید که فیلم در حال پی‌ریزی یک روایت در باب تقابل انسان و موجودی ماورائی است. اما در کمال تعجب فیلم بدون توجه به این مقدمه‌ی خود روایت را در مسیری دیگر پیش می‌برد. گویا کارگردان کل مقدمه‌چینی خود را در پرده‌ی اول روایت فراموش کرده وگرنه هیچ دلیل خاصی برای این تغییر موضع پیدا نمی‌کنیم. دو کاراکتر به‌توصیه‌ی پلیس و برای دور ماندن از این نگرانی‌ها به کلبه‌ای در جنگل می‌روند. این کلبه هم طبق تمام کلیشه‌ها هیچ دسترسی نزدیکی به مناطق شهری ندارد و اینفلوئنسر داستان ما نمی‌تواند لحظات خود را با دنبال‌کننده‌های خود به‌اشتراک بگذارد. اما در همان ابتدا خیلی راحت عکس‌های کلبه را به‌اشتراک می‌گذارد و پس از این اتفاق آن محدوده تبدیل به مکانی دورافتاده می‌شود. این حجم از نقطه‌های کور در یک روایت باعث می‌شود مخاطب نه‌تنها با فیلم و داستان آن ارتباط برقرار نکند بلکه پشیمان از انتخاب این اثر آن را نیمه‌کاره رها کند.
اما عنوان فیلم که هیچ ربطی به کل روایت یا حتی بخشی از آن ندارد یکی از حربه‌های کارگردان‌های ضعیف برای جلب نظر مخاطب سرفدار ژانر دلهره و وحشت است. اصطلاح Cabin 13 به دوزخ و هادس و اساطیر یونانی اشاره دارد که خود داستانی زیبا از میان افسانه‌های ماندگار یونانی است. اما در این فیلم نه به این قرابت اشاره‌ای می‌شود و نه روایت کوچک‌ترین اصطکاکی با آن دارد.
فیلم‌هایی از این دست تنها دست‌آویزشان همان ژانر دلهره و رازآلود است که باعث می‌شود مخاطب علافه‌مند به این ژانر هر از گاهی به‌سوی آن‌ها کشانده شود. ژانر دلهره برای مخاطب خود همیشه جذاب بوده و مخاطب آن طی این سال‌ها و پس از آزمون‌و‌خطاهای بسیار به درکی نسبی از روایت‌ها و کلیشه‌های آن رسیده است. پس چنین مخاطبی با چنین اثری هیچ قرابتی نخواهد داشت و این دست فیلم‌ها از همان ابتدای پخش محکوم به فراموش شدن هستند.