پوستر فیلم شکارچیان روباه

فیلمی شیک با شخصیت‌های مبهم

شکارچیان روباه
The Fox Hunter
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۰.۵
نویسنده سارا

داستان فیلم درباره خانواده‌ی «اوکانر» است. خانواده‌ای که ناشر روزنامه‌ی تایمز هستند. از این رو «کاتن» پسر کوچک‌تر خانواده همواره سعی می‌کرده نویسنده شود، اما هنوز موفق به این کار نشده است. با مرگِ مادربزرگ، این خانواده که مدت‌هاست از هم دور شده‌اند برای خوانده‌ شدن وصیت‌نامه‌ی مادربزرگ دور هم جمع می‌شوند. «ویتنی» برادر بزرگ‌تر و «ماریاتا» خواهر بزرگ‌ترِ کاتن هم به‌مانند پدرشان به خانه باز می‌گردند.
ژانر فیلم کمدی-ماجراجویانه است. اما نه کمدی‌ای در فیلم دیده می‌شود و نه ماجرایی برای یافتن وجود دارد. تنها ماجرایی که می‌توان در فیلم یافت جست‌و‌جو برای یافتن شخصیت‌های فیلم است. چرا که با آن همه شخصیتی که در فیلم به آنها اشاره می‌شود فیلم نتوانسته به هیچکدام از آنها حتی کاتن که جزو شخصیت‌های اصلی داستان محسوب می‌شود بپردازد. کاتن ناگهان بعد از یک‌سری سکانس‌های ابتدایی که همه تنها سکانس‌های شیکی هستند برای نشان دادن بزرگ و جذاب بودن این خانواده، از خانه می‌رود و بعد از سه سال با مرگ مادربزرگ برمی‌گردد. ویتن برادر بزرگ‌تر هم نه مشخص است دقیقاً که است و نه مشخص است چه می‌خواهد. او همسرش «لوئیز» و دخترش «لیلی» را ناگهان به‌خاطر معشوقه‌اش رها کرده است -‌تنها یک اشاره‌ی کوتاه به معشوقه‌ی او در فیلم می‌شود- و ناگهان دوباره به خانه باز می‌گردد و خواهان داشتن روزنامه‌ای‌ست که دیرزمانی‌ست آن را رها کرده و دقیقاً هم معلوم نیست از خواستنِ روزنامه چه می‌خواهد. خواهر بزرگ‌تر ماریاتا هم کاملا بی‌پرداخت است و تنها می‌دانیم او ازدواج کرده و فرزندی دارد. داستان لیلی و مادر و حتی پدرِ خانواده هم که او نیز خانواده را رها کرده و حالا دوباره بازگشته است، مشخص نیست. مشخص نیست «جوون» کیست و در خانه‌ی آنها دقیقاً چه می‌کند؛ فقط در یک سکانس به کاتن می‌گوید به خاطر خانواده‌ام و اصرار مادرت آنجا هستم- حتی نمی‌دانیم داستان خانواده‌اش چیست و داستان عشق او و کاتن چه بوده است. شخصیت ادوین و حتی ایسوپ هم کاملاً ابهام‌آمیز است. همه‌ی شخصیت‌ها در یک یا دو خط در فیلم تعریف شده‌اند و قرار است با این همه شخصیت داستان معنا پیدا کند. سکانس پایانی فیلم نیز با یک حرف ساده، بدون اینکه دقیقاً مشخص شود چه اتفاقی در گذشته رخ داده است، مهیا می‌شود تا پایانی تراژیک را رقم بزند.
تنها چیزی که فیلم برای دیدن دارد لباس‌های شیک، خانه‌ای شیک، محیطی شیک و قاب‌های شیک‌ست که نکته‌ی هویدای این فیلم است. قاب‌بندی تصاویر چنان است که بیننده بتواند از محیط ایجاد شده لذتی را ببرد که از دیدن بعضاً تابلوهای باسمه‌ای. نشان دادن دختران و زنان زیبا با لباس‌هایی زیباتر و کفش‌هایی دلربا، حتی شده با کلوزآپ‌هایی از کفش‌ها و یا لباس‌ها. استفاده از رنگ‌های میوه‌های شاد برای شیشه‌های ترشی در یک محیطِ کوچک و اصرارِ کارگردان برای ایجاد دیالوگ‌هایی در این محیط با یک مدیوم‌شات از بازیگرانِ خود. استفاده از پنجره‌های بزرگ که نوری دلپذیر از آنها خارج می‌شود و یا باغی که پر از درختان سبز است. همه‌و‌همه برای ایجاد تصاویری زیباست تا بیننده را مشغول خود کند و به‌احتمال زیاد این کار هم کرده است. فیلمی شیک، اما قلابی، که ماهیتی از خود ندارد و اگر از داستان فیلم پرسیده شود هم چیزی برای پاسخ دادن به سوال وجود ندارد.