پوستر فیلم بخشوده

سینمای سلیس برادران مک‌دونا

بخشوده
The Forgiven
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده، بریتانیا
امتیاز ۳
نویسنده مصطفی ملکی

هر قدر «مارتین مک‌دونا» بعد از هیاهوی‌اش در هالیوود تبدیل به چهره‌ای آشنا شده، برادر بزرگ‌تر او «جان مایکل مک‌دونا»‌ همچنان آرام و بدون غوغای رسانه‌ای آثار سینمایی خود را خلق می‌کند. مارتین و جان هر دو از تئاتر و نمایش‌نامه‌نویسی وارد سینما شدند. شاید مخاطب ایرانی تئاتر «مرد بالشی»‌ را بارها روی صحنه دیده باشد. نگاه این دو برادر وابستگی غریبی به بکت و کمدی-ابزورد دارد. کمدی‌های سیاه و در عین حال مملو از روتین‌های زندگی باعث شده سینمای ابزورد بریتانیا نفسی تازه کند. در آثار این دو برادر خبری از ضربآهنگ بالای کمدی‌های سیاه بریتانیایی نیست. در عوض با جریان آرام زندگی روتین کاراکترها پیش می‌رویم و در نهایت سادگی محض تبدیل به پایانی هولناک و هراس‌انگیز می‌شود. اولین اثر هر دو برادر که معرفی خودشان در مسیر جدید بود شامل دو اثر کوتاه می‌شود. جان مایکل با فیلم «مرگ دوم» در سال ۲۰۰۰ و مارتین با فیلم «شش‌لول‌بند» در سال ۲۰۰۴ خود را به سینما معرفی کردند. هر دو برادر پس از این هم در نمایش‌نامه‌نویسی و بازنمایی آثار بکت در تئاتر فعالیت داشتند و هم با حوصله‌ای مثال‌زدنی آثار سینمایی خود را روی پرده می‌بردند. حال در سال ۲۰۲۲، جان مایکل جدیدترین اثر سینمایی خود را روی پرده برده است. 

«بخشوده» روایتی ساده از زوجی بریتانیایی است که به دعوت یکی از دوستان خود به مراکش سفر کرده‌اند تا در هتل صحرایی تازه‌تأسیس آن‌ها تعطیلات را بگذرانند. مک‌دونا بدون افتتاحیه و از میانه‌ی سفر وارد زندگی «دیوید» و «جو» می‌شود؛ زوجی که در همان دیالوگ‌های ابتدایی مشخص می‌شود که زمین تا آسمان با یکدیگر فرق دارند. آن‌ها با ماشین به دل جاده‌های صحرایی می‌زنند و شب‌هنگام به‌ناگاه با پسری جوان میان جاده برخورد می‌کنند. کارگردان قبل از این تصادف با تدوین موازی مخاطب را در جریان مکالمه‌ی «دریس» و دوست‌اش می‌گذارد که در حال بازی کردن با یک اسلحه هستند و قصد دارند فسیلی کمیاب را به‌زور به مسافران سر راه بفروشند. مک‌دونا در این تصمیم و اسلحه‌ای که به‌دست دارند ایهامی ظریف را پنهان کرده است. این دو شاید قصد راهزنی داشته باشند و شاید هم فقط قصد کرده‌اند آن فسیل را با قیمتی خوب به مسافران به‌زعم خود بی‌دین و کافر بفروشند. 

مک‌دونا پس از این تصادف ناگهانی روایت را در دو دنیای متفاوت به‌تصویر می‌کشد. دوستان این زوج دو دگرباش آمریکایی هستند که در دل صحرا که توسط بادیه‌نشینان و مسلمانان افراطی احاطه شده اقدام به تأسیس یک هتل کرده‌اند. مهمانی افتتاحیه‌ی آن‌ها شامل افرادی ثروتمند است که درکی جز پول از دنیای اطراف ندارند. مک‌دونا هم‌زمان با این دنیای پر زرق و برق و به‌طور حتم مملو از فساد اخلاقی، دیوید را به‌همراه پدر دریس راهی سفری برای بخشودگی می‌کند. سفر جاده‌ای این دو همراه با جنازه‌ی دریس در تدوینی موازی پول‌پارتی و عیاشی طبقه‌ی مرفه است. برادران مک‌دونا در به‌تصویر کشیدن دو مفهوم بسیار با ذکاوت هستند؛‌ مذهب و سیاست. این دو مفهوم را به‌خوبی می‌توان در فیلم «بخشوده» پیدا کرد. جنگ زرگری میان آمریکایی‌ها و فرانسوی‌ها در مهمانی هتل بر سر اعراب آفریقایی و نحوه‌ی برخورد دولت‌های غربی با اقلیت مسلمان شبیه طنزی تلخ از زبان این کاراکترهاست. 

دیالوگ‌های کوتاه و پارادوکسی در این فیلم یکی از زیباترین عناصر آن به‌حساب می‌آیند. هر کاراکتر در مکالمه با کاراکتری دیگر گویی هم‌زمان در حال مونولوگ و دیالوگ است. جملات قصار یک کاراکتر با جملات قصار کاراکتری دیگر هم‌پوشانی دارد. از سویی دیگر هر کدام از کاراکترهای فرعی گویی به‌اندازه‌ی کاراکترهای اصلی فیلم مهم هستند. آن زن بلوند را در نظر بگیرید که در ابتدا یا میانه‌ی برخی سکانس‌ها زیر یک مرد بدمست گیر افتاده یا با خماری میان صحرا از خواب برمی‌خیزد. گویی این زن همان بی‌هویتی آشکار در آن دسته از جنس مؤنث است که تن را تنها سلاح برای رام کردن مردان مرفه می‌بیند. دو کاراکتر «حمید» و «انور» زیبایی‌های دیگر این اثر هستند. انور همچون همراهی که هیچ توجهی به سنت قوم خود و هیچ تعصبی نسبت به طرف غربی ندارد با دیوید همراهی می‌کند. از آن‌سو حمید انسانی‌ترین نگاه را میان همه‌ي کاراکترها به مقوله‌ی زندگی دارد و چشم پنهان مک‌دونا به کل روایت است.

مک‌دونا در تیتراژ ابتدایی فیلم خود گویی یک‌بار کل روایت را مرور می‌کند. تیتراژ ابتدایی از انتهایی‌ترین نوشته‌های هر تیتراژ پایانی آغاز و با ابتدائی‌ترین نوشته‌های تیتراژ ابتدایی متداول پایان می‌پذیرد. روایت او نیز نوعی لوپ از ابتدا به انتهاست. فیلم نیز در یک نقطه که گویی پایان است آغاز می‌شود و در نقطه‌ی آغاز همان پایان و این‌بار با سکوت و پذیرش رضایتمندانه‌ی دیوید پایان می‌یابد. در آثار برادران مک‌دونا منتظر پایانی کلیشه‌ای یا از آن‌سو پایانی متفاوت نباشید. پایان روایت در آثار این دو برادر به‌سادگی روتین زندگی است. کاراکترها آن‌قدر خوب پرورده شده‌اند که مخاطب پس از شوکی چند ثانیه‌ای همانند دیگر کاراکترها این پایان را می‌پذیرد. فیلم شناسی هر دو برادر را که مرور کنیم به‌راحتی این پایان‌بندی‌ها را همچون بخشی جداناشدنی از آثار آن‌ها می‌بینیم. هر دو برادر روایت و کاراکترهای آن را آن قدر سلیس و در عین حال پیچیده در اختیار مخاطب خود قرار می‌دهند که شوک پایانی تبدیل به پذیرشی منطقی بر اساس روایت می‌شود. 

فیلم «بخشوده» اقتباسی از رمانی با همین نام، نوشته‌ی «لاورنس ازبرن» است. مک‌دونا خودش این رمان را تبدیل به فیلم‌نامه کرده است. ازبرن در رمان خود با استفاده از رخدادی واقعی در صحرای مراکش و داستان زوجی انگلیسی و در عین حال نگاه‌اش به مقوله‌ی اخلاق فردی و اجتماعی بین دو جامعه‌ی مختلف دست به نوشتن این رمان زد. مک‌دونا نیز با تعهد به متن اصلی رمان، داستان سینمایی خود را روی پرده برده است. بازیگردانی و انتخاب بازیگر خوب مک‌دونا باعث شده تا بار دیگر بازی‌های زیبایی از بازیگرانی چون «جسیکا چستین»، «رالف فینس»، «مت اسمیث»، «کیلب لندری جونز» و «کریستوفر ابوت» شاهد باشیم. از بازی خوب «سعید التغماوی» و «مراد الزاوی» در نقش‌های «انور» و «حمید» نباید گذشت که هر دو کاراکتر با بازی خوب این دو بازیگر از نقاط قوت این فیلم بودند. 

اگر فیلم «زیبایی بزرگ» سورنتینو را به‌یاد بیاورید، پس از آن مرثیه‌ی ابتدایی و مرگ توریست ژاپنی، با فریادی وارد یک مهمانی مجلل می‌شویم. شیوه‌ی ورود مک‌دونا به مهمانی هتل نیز با همین فریاد آغاز می‌شود. اما نگاه مک‌دونا آن‌قدر احساسی نیست. گویی در دنیای ثروتمندان مک‌دونا همه‌ی آن فریادها و ابتذال‌های اخلاقی موجود در مهمانی سورنتینو تبدیل به فریادی بی‌جان شده و هر کدام از این افراد به این مهمانی همچون یک اتراق کوچک می‌نگرند. کاراکترهای مک‌دونا بزک‌شده نیستند، بلکه عاملان اصلی بزک شدن دیگران هستند. نگاه مک‌دونا به این دنیا را می‌توان در چهره و خنده‌های تلخ حمید به این کاراکترها مشاهده کرد. مک‌دونا در فیلم خود قرار نیست دیوید را به کشف‌و‌شهود برساند. برعکس، او را به سفری جاده‌ای می‌برد تا پوچی کامل همه‌ی دنیاها را به مخاطب نشان دهد؛ از دنیای پر زرق و برق آن مهمانی تا دنیای پر از خاک بادیه‌نشینان متعصب. فیلم «بخشوده» همچون دیالوگ‌های‌اش پاردوکسی زیبا در برابر عنوان‌اش است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟