از کارگردان باید پرسید برای ساخت این فیلم چه هدفی داشته است؟
تصویر دختری که در بیابانی در حال جستوجوست نمای آغازین این فیلم است. «آنیکا» دختری جوان است که خود را گلفروشی حرفهای میداند. او میگوید که سالهاست با تست کردن گلها خواص آنها را پیدا میکند و براساس این خواص آنها را به فروش میرساند. او مدتهاست که به دنبال یافتن گلی خاص است که گفته میشود احساسی عجیب را میتواند به انسان منتقل کند.
چندی پیش بود که فیلم «شارلاتان» را مرور کردیم. در این فیلم درمانگری حرفهای علیرغم مخالفت حکومت و مردمان حکومتی تلاش میکرد با گیاهان داروئی بیماری مردمان را درمان کند. او که توانسته بود با آموزش در کنار زنی میانسال و البته درمانگر به این مهم دست پیدا کند، با دانستن خواص گیاهان و نیز آشنایی با اعضا و جوارح بدن انسان آنچنان در حرفهاش زبانزد شده بود که مردمان برای دیدن او حاضر بودند ساعتها در پشت درِ خانهاش بایستند. در این فیلم همچنان که به کار درمانگری شخصیت اصلی داستان توجه شده بود به خود او نیز پرداخته شده بود و ازاینرو بود که میشد در طی مسیر روایت به راحتی با او و نیز دیگر شخصیتهای پیرامونی او همراه شد. فیلم «گلفروش» اما ماهیت اصلی داستاناش چه است و قرار است از چه مزایا یا معایبی از گلها حرف بزند؟
بزرگترین مشکل داستان را میتوان در بنمایهی طرح داستانی دید. اینکه دختری جوان قرار است با مزه کردن انواعواقسام گیاهانی که خودش به تنهایی از گوشهوکنار جمعآوری میکند به مزایا و معایب آن گلها پی ببرد و سپس براساس آنچه که خوردن این گلها در بدن او باعث میشود به فروش آنها دست بزند. آیا این چنین کاری از لحاظ منطقی قابل اجرا است؟ مگر میشود هر گلی را مزه کرد به امید آنکه به خواص آن پی برد؟ آیا این دختر جوان هرگز تصور نمیکند ممکن است با گلی غیرمعمول و البته سمی روبهرو شود؟ درواقع رویدادها بدون اینکه سبک روایی واقعگرا یا خیالی بودن خود را نشان دهند تنها رخ میدهند تا زمان فیلم بگذرد. اگر قرار است بیننده با داستانی منطقی مواجه باشد پس سؤال اصلیای که پرسیده شد، همانطور که گفتیم میتواند بزرگترین مشکل داستان باشد اما اگر قرار است بیننده با داستانی فانتزی یا حتی تخیلی روبهرو باشد پس المانهای مهم این داستانها در کجای فیلم خود را نشان میدهند؟ آیا قرار است آنیکا با یافتن آن گیاه عجیبی که نصف بیشتر فیلم با وجود او طی میشود، کاری عجیب انجام دهد؟ یا زمانهایی که آنیکا مدام با افرادی که هر کدام ورد و جادویی خاص را انجام میدهند، سپری میکند قرار است منجر به جادویی خاص شود؟ بیننده در تمام مدت فیلم باتوجه به بنمایهی طرح غیرواقعی داستان به دنبال وجهی خیالی در فیلم میگردد اما در نهایت هیچچیز نصیباش نمیشود و آنیکا به جایی باز میگردد که در ابتدا بوده است. میتوان اینگونه گفت که مشکل اصلی داستان آن است که فیلم در پیرنگ خود هیچ هدف خاصی را دنبال نمیکند. آنیکا باعث رخ دادن هیچ اتفاق واقعی یا غیرواقعیای در داستان نمیشود. و دوربین در دست فیلمبردار هم که مدام با حرکات ریز به دنبال او میرود جز یک ژست سینمایی چیز دیگری نیست چراکه آن هم هدفی را دنبال نمیکند. و در نهایت آشفتگی داستانی و شخصیتهای پرداخت نشده روند روایت باریبههرجهت بودن داستان را بیش از پیش میکند و بیننده مأیوس از آن زمانی که برای فیلم گذاشته است شاید تنها با دیدن چند نما آن هم از تصاویر زیبای طبیعت بتواند دل خود را خوش کند.