«ارنستو دیاز اسپینوزا» از سال ۲۰۰۶ فیلم میسازد و طی این مدت فقط یک اپیزود خارج از دنیای اکشن و آن هم در راستای یک اثر آنتولوژی دلهره روی پرده برده است. دیگر آثار او تا سال ۲۰۲۳ همهوهمه در مسیر سینمای اکشن بودهاند و «مارکو زارور» بازیگر نقش اول اکثر این آثار بوده است. اسپینوزا اکشن جریان اصلی را در سینمای تجاری شیلی تبدیل به یکی از ژانرهای پرمخاطب کرده است. از آنسو مارکو زارور همچون ادکینز در سینمای اکشن هر چه تلاش کرده به در بسته خورده و فقط طی این چند سال در آثار جریان اصلی در نقشهای فرعی بازی کرده است. حال اسپینوزا و زارور در جدیدترین همکاری خود بار دیگر تواناییاشان را در این ژانر اثبات میکنند.
درونمایهی روایت جدید اسپینوزا همانند اکشن-رزمیهای شرق آسیاست. در بیشتر این نوع روایتها یک جنگجو در پی یافتن فن یا کتابی مرموز از گذشتهی دور است که توسط آن میتواند به بالاترین قلهی هنرهای رزمی برسد. اسپینوزا این قله را در فیلم خود تبدیل به کتاب آموزش مشت کوندور کرده است و در افتتاحیه توسط یک راوی زن از پیشینهی آن میگوید.
کاراکتر اول در این فیلم شبیه قهرمانهای منزوی آثار نئونوآر است و مسیرش برای انتقام از لابهلای سطور «کیل را بکش» میگذرد. اما این کاراکتر برای کشتن استاد یا انتقام از او رهسپار ناکجاآباد نیست. او در پی یافتن آن «من» دیگر خود است که شر قصه است. در فیلم عنوان میشود که این فرد برادر دوقلوی این جنگجوست و هر دوی آنها در پی یافتن کتاب به شاگردی یک استاد درآمده بودند که بردار شر استاد را میکشد و کتاب را همراه خود میبرد.
فیلم از یک کل آغاز میشود و رفتهرفته آن کل را خرد میکند و از طریق فلشبکها قطعات روایت را کنار یکدیگر قرار میدهد. درون این فلشبکهاست که ساختار اکشن فیلم شکل میگیرد. آنچه باعث میشود اکشن اسپینوزا پررنگتر از اکشنهای همسان خود شود، استفادهی این کارگردان از مبارزان حرفهای هنرهای رزمی در کنار زارور است تا بتواند تقابل کاراکترها را زیباتر نشان دهد. زاویهدوربینهایی که اسپینوزا برای اثر خود انتخاب کرده کمی متفاوتتر از آثار دیگر اکشن است. در این زاویهها دوربین گاه ساکن میشود و با چند برش ملایم در اتاق تدوین قابی عریض از ضربات کاراکترها به یکدیگر را شاهد هستیم. این اصرار در عریض کردن قابهای اکشن باعث میشود مخاطب ژانر اکشن اثر را با هیجان بیشتری دنبال کند. اما مشکل اسپینوزا در این فیلم به کاراکترهایی مربوط میشود که بهراحتی قابل تعویض بودند. بهطور مثال اصرار اسپینوزا در تصویر کردن کاراکتر زن سالخورده بهعنوان استاد یکی از نقاط ضعف اثر اوست. در کل باید گفت که این روایت اکشن مخاطب علاقهمند به این ژانر را بهخوبی جذب میکند. در هر حال کارگردان شیلیایی سعی کرده ساختار اکشنهای رزمی را دچار پوستاندازی کند و باید گفت در این راه کموبیش موفق بوده است. اما اکشنهای رزمی به آثار بیشتری با این دست خلاقیتها نیاز دارند تا بار دیگر بتوانند اعتماد مخاطب اکشن را بهسوی خود جلب کنند. در غیر اینصورت اکشنهای رزمی تبدیل به خردهروایت آثار اکشن جریان اصلی میشوند و بازیگران این ژانر تبدیل به کاراکترهای فرعی کنار قهرمانان اکشن خواهند شد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.