در خبرها بسیار شنیدهاید که در فلان ایالت آمریکا دانشآموزی با یک اسلحهی نیمه خودکار جان دهها دانشآموز دیگر را گرفت. تقریباً بهاندازهی تاریخ قانون اساسی ایالات متحده چنین کشتارهایی در جایجای این کشور رخ داده و همچنان در حال رخ دادن است. شاید برای افرادی چون ما که بیرون از مرزهای این کشور زندگی میکنیم ورود به مسائل حقوقی و اظهار نظر در مورد اینکه هر کدام از طرفین موافق و مخالف قانون حمل سلاح چه میگویند کاری عبث باشد. اما دریچهی سینما همان جاییست که میتوانیم تفاسیر مختلف در این باب را شاهد باشیم. گاه سینماگران آمریکایی از زبان پدر و مادر کشتهشدگان به این موضوع وارد میشوند و گاه برعکس از زاویهدید والدین شخصی که مرتکب این جنایت شده است. بعضی از فیلمسازان نیز زندگی مرتکب این جنایت را پیرنگ اصلی کار خود قرار میدهند. در این میان درصد بسیاری از این آثار اشخاصی را که از آن حادثه جان سالم بهدر بردهاند بهتصویر میکشند.
«ویدا» دانشآموز دبیرستانی پرجنبوجوشیست که کاملاً رها و سرخوش به زندگی مینگرد. خانم «مگان پارک» که اولین فیلم خود را در سینمای داستانی تجربه میکند، خیلی سریع وارد جریان اصلی روایت خود میشود. ویدا سر کلاس است. خواهرش به او پیام میدهد که کاری اورژانسی با او دارد. از کلاس بیرون میآید. خواهر را از پشت گوشی تلفن دلداری میدهد و بعد به سرویس بهداشتی مدرسه میرود. میا را در حال آرایش میبیند. خوشوبش میکنند و ناگهان صدای تیراندازی میآید. کارگردان سعی دارد با نقطهعطف قرار دادن این اتفاق فقطوفقط به ویدا و واکنش او به این اتفاق بپردازد. او دوربین خود را نهایتاً تا گرفتن یک لانگشات از ویدا دور میکند و دائم با مدیومشات، مدیومکلوزآپ و اکستریم کلوزآپ همراه اوست. ویدا یک نوجوان است و مسلماً سن نوجوانی که انسان در آن نسبت به هر کنشی در زندگی واکنشی متمردانه دارد، با وقوع چنین رخداد تلخی زیر و رو میشود.
مگان پارک تا پیش از این فیلم تجربهی بازیگری در دهها ملودرام عاشقانه و آبکی را دارد که در بیشتر آنها همان دختر بلوند و لوند روایت بوده است. حال او در اولین تجربهی کارگردانی خود چنان پخته و خوب واکنش یک نوجوان به یک حادثهی دلخراش را بهتصویر میکشد که گویی یک سینماگر پرتجربه پشت دوربین قرار گرفته است. ویدا در این روایت شاهد این است که چگونه بسیاری از همکلاسیهای او یکشبه به بلوغ رسیدهاند و اکنون برای خود یک فعال مدنی و اجتماعی بهشمار میروند. او شاهد است که دوست صمیمیاش، نیک، چگونه پس از این حادثه همچون یک فرد بالغ با او برخورد میکند. ویدا هم وحشت روبهرو شدن با آنها را دارد و هم دچار ترومای پس از حادثهای دردناک شده است. خانم پارک در فیلم خود نشان میدهد که چگونه چنین نوجوانی، حتی اگر بتواند با عواقب این حادثه کنار بیاید، همچون چینی بندزدهای میماند که فقط کافیست اخبار جدیدی از مدرسهای دیگر دوباره او را در کابوسی محتوم فرو ببرد. ویدا در بخشی از فیلم از میا میپرسد که آیا پس از این حادثه کابوس میبیند؟ و میا پاسخ میدهد:«کسی که نمیخوابه، کابوس نمیبینه». هر حادثهای مربوط به زمان خاصیست و رخ میدهد و تمام میشود. عدهای کشته میشوند، مراسم یادبود برگزار میشود و شاید محلی را هم بهیاد کشتهشدگان اختصاص دهند تا یادشان زنده بماند. اما این حادثه همچون کابوسی مرگبار با تکتک آنهایی که از آن جان سالم بهدر بردهاند باقی خواهد ماند. هر کدام از بازماندهها واکنشی مختص به خود را به این ماجرا دارد و ترس و اضطراب بهگونهای در آنها پیدا میشود. این فیلم یکی از آن دهها بازمانده را انتخاب کرده و ما را در برابر واکنش او به این حادثهی دلخراش قرار میدهد.