«کول» خانهای در کنار خانهی پدربزرگ و مادربزرگاش دارد و به آنها در کارها کمک میکند، حتی برای مخارجشان نیز به آنها پول میدهد. او هر روز صبح برای کار به مرکز نگهداری از سالمندان میرود و شبهنگام به خانههای عدهای دیگر از سالمندان سر میزند و به آنها هم کمک کرده و ارتباط دوستانهی بسیاری با آنها دارد. اما این رفتوآمدها تنها به این ارتباطات ختم نمیشود و او با دریافت قرصهای آرامبخش و انتقال آنها از این سالمند به سالمند یا جوانی دیگر دستی در پخش قرص یا میتوان گفت موادمخدر دارد. همهچیز در این شهر کوچک به نظر خوب میآید تا اینکه افرادی جدید با افکاری جدید در آن پیدا میشوند.
فیلم «شیفت شب» با تصاویری از رفتوآمدهای کول از جایی به جای دیگر و ردوبدل کردن پاکتهای پول و قوطیهای قرص شروع میشود و از همان ابتدا بیننده را کنجکاو میکند که چه اتفاقاتی درحال رخ دادن است و چه کسی خریدار و چه کسی فروشندهی مواد است. ارتباط سالمندانی که فروشنده یا حتی خریدار این مواد هستند با کول نیز صمیمی و جالبتوجه است. از این رو سکانسهای ابتدایی با یک کشش داستانی قوی بیننده را با خود همراه میکند و زمانی که کول نگاههای خیرهی افرادی مشکوک را میبیند، بیننده نیز در هیجان اتفاقاتی جذاب که قرار است رخ دهد، به پای فیلم مینشیند. اما متأسفانه همه چیز در همینجا تمام میشود و در ادامه داستان نمیتواند آن شور و هیجان ابتدایی خود را حفظ کند. چراکه بعد از مدتی این رفتوآمدهای کول به خانهی افراد، آنقدر در طول فیلم تکرار میشود و اتفاق خاصی هم در آنها رخ نمیدهد و البته مکالماتی خستهکننده میان شخصیتهای آن ایجاد میشود که دیگر بیننده رغبتی برای دیدن مابقی فیلم ندارد و روند فیلم به صورت یک سری ورود و خروج به خانههایی خاص و ایجاد مکالماتی بیشتر قهرمانساز آن هم برای قهرمانسازی کول تبدیل شده است. از سوی دیگر شخصیتهایی هم در این مسیر وارد داستان میشوند که ورودشان نه ضروریست و نه قرار است باعث ایجاد اتفاق خاصی شود. آنها تنها وارد میشوند تا مسیر کول را برای بهتر دیده شدن بازتر کنند اما خودشان به خودی هیچ اعتبار خاصی ندارند و پرداختی هم نشدهاند. در این میان کول با فلشبکهایی نیز به گذشته رفته و خاطراتاش را از زیبایی و سرسبزی سرزمین کوچکی که در آن زندگی میکند و روزهای خوش بودن در کنار پدربزرگاش نشان میدهد. اما این فشبکها هم نمیتوانند آن حفرهی بزرگ ایجاد شده در میان اتفاقات داستان را پر کنند. حفرهای که از عدم انطباق پیرنگ اصلی داستان و نظم مشخص آن حرف میزند. آشفتگی نیمهی دوم و باریبههرجهت شدن اتفاقات این نیمه آنقدر در ذوق میزند که قطعاً بیننده را ناامید خواهد کرد.
فیلم «شیفت شب» اقتباسی از رمان «الیزابت تیلور» است رمانی که خود یکی از رمانهای اثرگذار دربارهی موادمخدر و افراد درگیر در آن است. اما چیزی که باعث میشود رمان بسیار بهتر از فیلم عمل کند آن است که این فیلم همانطور که اشاره شد نتوانسته است احساسات شخصیتهای خود و اتفاقات خود را آنگونه که باید اثرگذار نشان دهد. همهچیز در این فیلم سطحی دیده میشود و جز طرح کلی داستان و شخصیت کول که کموبیش پرداخت داشته است، مابقی داستان حیف شده است و فیلم هرچه به پایان خود نزدیکتر میشود حتی بینندهی خود را از عملکرد خود که رو به سقوط است عصبانیتر هم میکند.