ظاهر: کمدی رنگارنگ، درون: مجلهی پلیبوی بیخاصیت
«شان گریتی» از ابتدای دنیای فیلمسازی خود سعی دارد روی مرز باریک روابط زناشویی گام بردارد و در این مسیر وارد ژانر کمدی میشود. او در اثر جدید خود نیز به دنیایی که ساخته وفادار مانده است. گریتی در این اثر قرار است ما را وارد زندگی «اما» و «جاش» کند که پس از سالها زندگی صاحب دو فرزند هستند. گریتی در زمانی ما را وارد روایت میکند که این زوج دو فرزند خود را برای یک هفته اردو آماده میکنند و پس از بدرقهی آنها دچار سکونی از نوع پوچی میشوند که قرار است طی این یک هفته چه کنند. آنها پس از چند دیالوگ پینگپنگی نتیجه میگیرند که باید پس از مدتها با یکدیگر رابطهی جنسی داشته باشند و داستان از همین جا وارد مسیر اصلی خود میشود.
این کمدی در همان ساختار کلیشهی کمدیهای جنسی هالیوودی گام برمیدارد و ضربآهنگی که با آن مواجه هستیم بسیار بالاست. کارگردان در اثر خود حتی برای لحظهای سعی نمیکند کلیتی از شهر مونترال را در اختیار مخاطب قرار دهد و همین باعث میشود دنیای پیرامون این زوج کمی تصنعی به نظر برسد که این نقطهضعف بزرگی برای اثر محسوب میشود. اما همانطور که در بالا هم اشاره شد، آقای گریتی در دنیایی که برای خود ساخته آثار زیادی را روی پرده برده است و همین باعث میشود او روی نقاط درستی از زندگی زناشویی این زوج دست بگذارد. از سویی دیگر مخاطب این فیلم با موقعیتهای کمدی و دیالوگهایی روبهرو میشود که باعث خندهی او میشود و این خندهها موتور محرکی برای پیش رفتن مخاطب تا انتهای اثر محسوب میشوند. از بازیگران فیلم هم نباید چشم پوشید که کاراکترهای خود را بارور میکنند، اما بهسبب اینکه کارگردان در اتاق تدوین بهگونهای فیلم را دچار برش کرده که ضربآهنگ اثر بالا باشد مخاطب با برخی از این کاراکترها نمیتواند دچار ارتباط شود. بهطور مثال کاراکتر «مارلون» در اثری میتوانست تأثیرگذار باشد که ضربآهنگ ملایمی داشته باشد، اما این کاراکتر آرام در این اثر دچار بیهودگی شده و جز همان دیالوگهای کلیدی که کارگردان قصد داشته از طریق آنها اما را به زندگی روتین خود بازگرداند کاربردی ندارد و بهنوعی اکت این کاراکتر عقیم میماند.
فیلم جدید آقای گریتی درونمایهای دارد که بسیاری از زوجها درگیر آن هستند و این کارگردان سعی دارد از دالان یک اثر کمدی به این مقوله بپردازد، اما اثر او در سطح یکی کمدی میانه باقی میماند و جز پالتهای رنگی جذاب و برخی موقعیتهای کمدی هیچگاه در درونمایهاش عمیق نمیشود. به نوعی باید گفت که کارگردان این اجازه را به اثر خود نمیدهد و اینگونه میخواهد که هم از عنوان فیلم، هم پوستر آن و در نهایت پرداختن به درونمایهی جنسی مخاطب را چشمبسته بهسوی اثر خود بکشاند. چنین آثاری در نهایت ما را به یاد پوستر مجلات پلیبوی میاندازند که هدفاشان فقط و فقط تحریک جنس مرد بوده است. در فیلم آقای گریتی این چنین رویکردی را میبینیم و او هم سعی ندارد ما را از این نگاه بر حذر دارد. در نتیجه این اثر در کلیت خود نمیتواند از طریق همان چند سکانسی که درست در یک موقعیت کمدی قرار میگیرند و پالت رنگیاش مخاطب سینما را فریب دهد.
واکنش تو به این نقد
بدون نوشتن نظر، با یک کلیک بگو چه فکر میکنی.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.