دنیای گمشدهی برادران روسو
سینمای «برادران روسو» را باید یکی از آشفتهترین وضعیتهای سینمای بلاکباستری-ژانری در نظر گرفت. این دو برادر در اواخر دههی ۱۹۹۰ و ابتدای دههی ۲۰۰۰ از طریق ژانر کمدی وارد سینما شدند و سپس در میانههای دههی ۲۰۱۰ تبدیل به بالاکباسترسازهای ابرقهرمانی در دنیای انتقامجویان و کاپیتان آمریکا شدند. پس از چهار اثر ابرقهرمانی بار دیگر مسیر را تغییر دادند و اینبار در قامت تهیهکننده و کارگردان به درون سینمای اکشن، دلهره و هیجانانگیز رفتند. از سال ۲۰۲۰ تاکنون دو فیلم «مرد خاکستری» و «چری» را به کارگردانی برادران روسو و دو فیلم «یادگاری» و «استخراج ۲» با تهیهکنندگی این برادران مرور کردیم. همهی این چهار اثر را میتوان در سینمای متوسط اکشن، هیجانانگیز و دلهره جای داد. حال این دو برادر با اثری اقتباسی از دنیایی فوتوریستی در برابر مخاطب قرار گرفتهاند که تلفیقی از هر سه ژانر اشارهشده بهاضافهی دنیای علمی-تخیلی است.
فیلم جدید برادران روسو در همان ابتدایی که قرار است شخصیتپردازیها شکل بگیرد و موقعیت زمانی و مکانی داستان برای مخاطب تثبیت شود از بین میرود. در این شروع قرار است رابطهی بسیار صمیمی میشل و برادر نابغهاش، کریستوفر، را مشاهده کنیم و در ادامه تراژدی خانوادگی و اوضاع جهانی که بهیکباره جنگ انسان-ربات را تجربه کرده از سر بگذرانیم. برادران روسو در هر کدام از این پرداختها کمیتاشان لنگ است و مخاطب را بهیکباره وارد متن آشفتهی داستان خود میکنند.
دورهی زمانی این فیلم بین ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۴ است. انسان پس از جنگ جهانی رباتها را وارد زندگی خود کرده است و این رباتها رفتهرفته هوشمند شدهاند و سعی کردهاند از زیر بار رابطهی ارباب-بردهای بین خود و انسان بیرون بیایند. این خیزش منجر به شورشهایی عظیم از سوی رباتها و حامیان زندگی برابر آنها با انسان شده است. در نتیجه دولتها دست به اختراع وسیلهای با نام «نورو کستر» زدهاند که رابطهی انسان و ربات را معنایی دیگر میبخشد. این وسیله عینکی هوشمند دارد که انسان را وارد واقعیتی مجازی میکند و همین واقعیت با رهبری مغز انسانی که در یک گوشه لم داده، رباتی را به حرکت وا میدارد. از این طریق ارتشی از رباتهای انسانمحور رباتهای کلاسیک را شکست میدهند و آنچه در فیلم میبینیم دنیایی است که انسان نورو کستری در آن زیست میکند. برادران روسو اما در تصویر این دنیای پوچ و مملو از نشئگی انسان عاجز ماندهاند.
روایت این فیلم شاید جلوههای ویژهی قابل اعتنایی داشته باشد، شاید رباتهای آن شیوهای نمادین به خود بگیرند و حتی در رابطهی بین کاراکتر کیتس و ربات هِرمان مخاطب را سرگرم کند، اما به همین میزان در پیشبرد روایی خود عاجز است. مخاطب گویی از همان ابتدا شرور، نیمهشروری که در قامت یک شوالیهی متعهد به دنیاهای انسانها قرار است تعادل را ایجاد کند و در نهایت قهرمانهای تصادفی داستان را در مسیری که خود بهتر از برادران روسو میشناسد پیش میبرد. بهنوعی مخاطب در طول این روایت گویی خود کارگردان رخدادهاست و دو کارگردان پرخرج این روایت عملاً حضور ندارند. این اثر را میتوان در دستهی فیلمهایی قرار داد که خودران است و نه کارگردان و ایدهمحور. در انتها باید گفت که روایت جدید برادران روسو گویی مهر تأییدی بر دنیای آشفتهی دو برادر است که پس از این همه گیشهبازی و حضور در دنیای بلاکباستری هنوز هم درس مهم سینما را فرانگرفتهاند.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.