پوستر فیلم هشت کوه

۱۴۰ دقیقه رهایی و تنفس میان جهانی بکر

هشت کوه
The Eight Mountains
محصول ۲۰۲۲ – ایتالیا، فرانسه، بلژیک
ژانر اقتباس، درام
امتیاز ۴
نویسنده مصطفی ملکی

زندگی تا پیش از برخوردی معنادار با یک فرد جز تکرار رخدادها چیزی نیست؛ تا پیش از این برخورد می‌خوریم، می‌خوابیم، می‌خندیم و گهگاه سفر می‌کنیم. در زندگی «پیترو»ی ۱۲ ساله نیز همه‌چیز تا پیش از مواجهه با «برونو» همان‌قدر تکراری و کسالت‌بار است. فیلم جدید «فلیکس فن گرونینگن» و «شارلوت فاندرمیرش» اقتباسی از رمان «هشت کوه» به‌قلم ««پائولو کوگنتی» است. در این روایت پیترو راوی ماجراست و قصه‌ی خود و برونو را از سن ۱۲ سالگی برای ما روایت می‌کند.

فیلم جدید این دو کارگردان ترکیبی از طبیعت بکر، صدای خالص آن و دو انسانی است که در دو مسیر متفاوت از یکدیگر همه‌چیز را از دریچه‌ی خلوص طبیعت می‌نگرند. برای برونو «طبیعت» واژه‌ای بیهوده است که انسان را از تماشای ذره‌های تشکیل‌دهنده‌ی طبیعت منع می‌کند. دو کارگردان سعی دارند این نگاه برونو را به قاب‌های خود تزریق کنند. به‌همین سبب است که در لانگ‌شات‌ها و اکستریم‌لانگ‌شات‌ها همیشه سوژه‌ای مشخص وجود دارد تا مخاطب بتواند قاب‌ها را با نام آن‌ سوژه به‌یاد بیاورد. اما جدای از این نگاه ناتورالیستی درون قاب‌ها، دوستی معنادار برونو و پیترو تبدیل به خط اصلی روایت می‌شود. همه‌ی داستان از زاویه‌دید پیترو روایت می‌شود و اوست که ما را در گذر زمان به این‌سو‌ و آن‌سو می‌برد. پیترو اهل تورین است و تابستان‌ها به‌اتفاق پدر و مادر به روستایی دورافتاده می‌روند که به‌گفته‌ی ساکنین فقط ۱۴ نفر در آن زندگی می‌کنند و تنها یک پسر نوجوان میان این جمعیت وجود دارد. این پسر همان فردی‌ست که قرار است رنگ زندگی را برای پیتروی نوجوان تغییر دهد. برونو فرزند طبیعت است و گویی با همه‌ی ارکان طبیعت رابطه دارد. او تبدیل به واسطه‌ی پیترو و دنیای بزرگ بیرون می‌شود.

برونو و پیترو در این روایت دو مسیر جداگانه را در پیش می‌‌گیرند؛ یکی از آن‌ها انزوا را طلب می‌کند و دیگر در میان شلوغی‌ها در پی یافتن خود است. این روایت ۱۴۰ دقیقه است و طی آن چهار دهه از زندگی این دو کاراکتر را مرور می‌کنیم. اما ضربآهنگ به‌اندازه‌ی آب شدن برف زمستانی آرام و ملایم است. هر پاره‌ای از فیلم که گذر زمان را نشان می‌دهد ترانه‌ای از خواننده‌ی سوئدی، «دنیل نورگرن»، را در خود دارد. هر بار که صدای نورگرن روی تصاویر می‌آید برهه‌ای از زندگی پیترو تمام شده و پس از ترانه به دوره‌ای جدید از زندگی او وارد می‌شویم.

آنچه این فیلم را تبدیل به تورقی زیبا از زندگی می‌کند آمیختگی هوشمندانه‌ی قاب‌ها برای ارج نهادن به رابطه‌ی بکر انسان و طبیعت است. به‌طور مثال زمانی که پیترو به کوهپایه‌های هیمالیا می‌رود در مونولوگ خود از یکسانی رابطه‌ی انسان و طبیعت در هر نقطه از کره‌ی خاکی می‌گوید. او در این مونولوگ هیچ تفاوتی بین برونو و کوه‌های آلپ و مردمان این نقطه از آسیا و کوه‌های هیمالیا نمی‌بیند. زندگی پیترو و ارج نهادن طبیعت مدیون رابطه‌ی او با پدرش در دوران نوجوانی است؛ ‌زمانی که با یکدیگر در میان رشته‌کوه‌های آلپ به این‌سو و آن‌سو می‌رفتند و پدر در هر قله‌ای برای او یاداشتی وصیت‌گونه کنار می‌گذاشت. قوام رابطه‌ی او و برونو نیز از طریق پدر شکل می‌گیرد؛ پدری که کلبه‌ای خرابه را برای شکل دادن دوباره‌ی رابطه‌ی بین برونو و پیترو به ارث گذاشت.

فیلم جدید این دو کارگردان در ستایش زندگی‌ست. آن‌ها زندگی و انتخاب‌های دخیل در آن را بین برونو و پیترو تقسیم می‌کنند تا مخاطب به‌آرامی در معرض انتخاب‌های این دو قرار بگیرد. اثر آن‌ها به‌قدری رنگ زندگی در خود دارد که مخاطب به‌مدت ۱۴۰ دقیقه مکاشفه‌ای از جنس حقیقت را تجربه می‌کند. این روایت از عشق، فقدان، انزوا، رنج، لذت، غم و شادی می‌گوید. پیترو هیچ‌گاه کوهی را که از طریق آن می‌تواند به هشت کوه تسلط پیدا کند فتح نمی‌کند؛ چرا که رنج فقدان برونو آنجا را ممنوع‌الورود کرده است.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟