یک سال از گمشدن «مگان» میگذرد. دقیقاً در روزهای برگزاری فستیوال «درُوینگ» در سال گذشته بود که مگان به طور مرموزی گم شد و حالا در زمان فستیوال جدید «مارتین» به این شهر بازگشته تا راز گمشدن خواهرش را کشف کند. او که به مدت پنج سال متوالی در ارتش بوده، میتواند از مهارتهایی که در آنجا یادگرفته، به راحتی استفاده کند، شاید بتواند راز گمشدن خواهرش را بیابد.
فیلم «درُوینگ» فیلمی ماجراجویانه و مرموز است که با اولین شات خود به ما نشان میدهد که باید علاوه بر داستان منتظر شاتهای زیبایی از فیلم نیز باشیم. مارتین در برابر دریاچهای زیبا و زلال ایستاده است و منظرهی کوههای روبهروی خود را نگاه میکند. این اولین شات زیبای فیلم است. در ادامه نیز تمام شاتها و تمام سکانسها به مدد جایی که مگان در آنجا کوهنوردی میکرده، رویایی و به یادماندنی هستند. البته که استفاده از نورهای محیط و قاببندیهایی که بتواند این نورها را در بهترین وجه خود بر روی تصاویر نشان دهد، مهارت فیلمبرداریست که توانسته از این پتانسیل به بهترین نحو استفاده کند. ازاینرو علاوه بر زیبایی طبیعی محیط پیرامونی دقت فیلمبردار و کارگردان را نیز در این موارد باید ستود. استفاده از لانگشاتهای زیاد و قرار دادن مارتین در میان این لانگشاتها علاوه بر زیبایی تصاویر، تنهایی مارتین را نیز نشان میدهد. حتی در مدیومشاتهای فیلم نیز سعی شده قاببندیها به گونهای ایجاد شود که زیبایی طبیعت بکر در بهترین شکل ممکن باشد. این اولین مزیت فیلم است که باید به آن اشاره کرد زیرا بیننده میتواند به راحتی از تصاویر لذت ببرد.
اما نکتهی مهمتر فیلم روایت داستان است. پلات کلی داستان ساده بوده و حتی جزئیات نیز ساده و قابل پذیرش هستند. نباید هم از این داستان ساده توقعی آنچنان داشت و منتظر اتفاقات هیجانانگیز و ترسناک زیادی بود. اگرچه فیلم با وجود المانهایی که در اختیار دارد، میتواند، سکانسهای ترسناکی را هم ایجاد کند. وجود محیط کوهستانی و سکوت حاکم در این محیط و سرمایی که در پوشش کاراکترهای فیلم دیده میشود و نیز استفاده از موسیقیای که میتواند، بهخوبی تعلیق لازم را ایجاد کند، در کنار شخصیتهای کم داستان همگی همان المانهایی هستند که میتوانند، داستان را مرموز و ترسناک کنند. فیلم با فلشبکهای کوتاهی که در درون ذهن مارتین رخ میدهد -درواقع مارتین آنها را به یاد میآورد- رابطهی او و خواهرش را نیز نشان میدهد. قاعدتاً این خاطره باید یکی از خاطرات زیبای مارتین و مگان باشد چراکه همه با از دست دادن شخصی که دوستاش دارند، خاطرات زیبای او را به یاد میآورند.
اما یکی از مشکلات فیلم «دروینگ» این است که اتفاقات چندانی در آن رخ نمیدهد و سکانسها به نظر کمی طولانی و حتی شاید برای عدهای خستهکننده باشند. به مانند سکانسی که مارتین با پیرمرد داخل کمپ کوهستانی مدت زیادی صحبت میکند یا مکالمات او و «سایمون» که شاید به نظر بیجهت طولانی میآیند. از سوی دیگر شخصیت «سایمون» نیز پرداخت چندانی ندارد، همچنانکه شخصیت «تس». حتی دلیل تس برای معرفی نکردن سایمون به مارتین نیز در داستان مشخص نمیشود، اما با همهی این توضیحات علاقهمندان به سینمای بریتانیا میتوانند از دیدن این فیلم لذت ببرند.