پوستر فیلم لباس

متفاوت بودن سخت است

لباس
The Dress
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«یولیکا» دختری جوان است که در یک متل کار می‌کند. او که فردی کوتوله است مدام توسط دیگران مورد تمسخر و آزار قرار می‌گیرد، اما هرگز ناراحتی خود را نشان نمی‌دهد. او ناراحتی‌ و تنهایی خود را در اتاقی که در همان متل دارد، برای شب‌های‌اش نگه می‌دارد. دیدار مردی جوان که راننده‌ی کامیون است، اما نوید زندگی و عشقی جدید را به او می‌دهد.
متفاوت بودن همیشه سخت است. این تفاوت‌ها اگر در ظاهر باشد همه‌چیز سخت‌تر هم خواهد شد. از سوی دیگر در جهان آشفته‌ای که هنوز هم مردسالاری خود را به اشکال متفاوتی نشان می‌دهد، زن بودن هم کاری سخت و حتی طاقت‌فرساست. حال تصور کنید زنی باشید که از لحاظ ظاهری متفاوت از بقیه است. فرض کنید دختری سی‌واند ساله هستید، اما شکل و شمایل‌تان شبیه دختربچه‌‌هاست. آن زمان چگونه می‌خواهید در این دنیا زندگی کنید؟ یولیکا در حال زندگی کردن در این دنیا است. او سعی می‌کند با بی‌تفاوت بودن نسبت به این بی‌رحمی‌ها راه خود را پیش ببرد. اما تنهایی هر انسانی را غمگین خواهد کرد. او هم دلش می‌خواهد عاشق شود و طعم بودن در کنار کسی که عاشقش است را بچشد.
فیلم «لباس» نیز مانند فیلم «آلا کاچو- بگیر و فرار کن» سعی دارد زندگی سخت زنانی دیگر را به تصویر درآورد. در هر دو فیلم ما با روایتی تلخ و واقعی روبه‌رو هستیم که می‌تواند بسیار عمیق و دردناک باشد. به همین دلیل هم شاید زمان اندک هر دو فیلم نمی‌تواند رنج زن بودن در شرایطی خاص را به خوبی نشان دهد. بیننده با دیدن این دو فیلم احساس می‌کند هیچ کدام از این زن‌ها به خوبی پرداخت نشده‌اند و جای زیادی برای درک احساس این شخصیت‌ها در روایت خالی مانده است. البته شخصیت فیلم لباس یعنی یولیکا نسبت به سزیم پرداخت بهتری دارد و بیننده لااقل شرایط او را می‌تواند تا حدود زیادی درک کند. اما این پرداخت هم به دلیل زمان محدود فیلم ناقص مانده است و آن ارتباط عمیق میان شخصیت و بیننده به خوبی برقرار نمی‌شود.
فیلم «لباس» می‌توانست با عملکردی دیگر روایت خود را عمیق‌تر کند. این فیلم یا باید بعد از سکانس شکست یولیکا، زمانی که در جاده راه می‌رفت، تمام می‌شد یا اینکه بعد از آن بیشتر بر احساسات او توجه می‌شد. احساساتی که البته یولیکا همه را انکار می‌کرد. اما نشان دادن همین انکار هم با توجه به بازی خوب بازیگر نقش یولیکا درک دنیای او را بسیار عمیق‌تر می‌نمود. درواقع یکی از دلایل موفق بودن این فیلم را باید در بازی بازیگر این نقش دانست. حتی بازیگر همراه او که زنی میانسال است هم با بازی خوب خود توانسته روایت این فیلم را معنادارتر هم کند.
دیدن فیلم «لباس» و حتی فیلم «آلاکاچو- بگیر و فرار کن» در دل من حسرتی ایجاد کرد که ای کاش این دو فیلم کوتاه، بلند بودند یا توسط فیلم‌سازانی قوی‌تر ساخته شده بودند تا با پرداخت‌هایی عمیق‌تر زنانی که سعی می‌کنند زندگی خود را تغییر دهند، حتی به قیمت شکست خوردن، بهتر تصویر شوند.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟