در باورهای بسیاری از ملتها، بهخصوص خاورمیانه، موجودی با نام جن حضور پررنگی دارد. البته این نام یکسان کارکردهای مختلفی در این روایتها دارد و در هر قومی به کاری مشغول است؛ گاه برای آزار انسان ظاهر میشود و گاه برای برآورده کردن خواستههای او از لابهلای نیستی پیدا میشود. چنین موجوداتی با خاصیت ماوراءالطبیعی فاکتورهای لازم برای ورود به دنیای سینمای دلهره را دارند. در سینمای دلهره کافیست تا موجودی غیر انسانی بتواند گزینههای رخنهی ترس و دلهره را به ذهن مخاطب دارا باشد و همین کافی است تا روایتهایی حول این موجودات شکل بگیرد.
دیلن که قادر به تکلم نیست، بههمراه پدرش به خانهای جدید نقل مکان میکنند. او در اتاق خود با یک پارتیشن که اتاقکی انبارمانند را در پشت خود دارد مواجه میشود. در آن اتاقک انباری با وسایل صاحبخانهی قبلی روبهرو میشود و در آن بین کتابی را از لای پارچههای مندرس بیرون میکشد؛ کتابی که به خوانندهی خود آموزش احضار جن را میدهد تا خواستههای او را برآورده کند. دیلن متوجه میشود که باید یک شب را با تمام توهمی که این موجود به او وارد میکند سر کند تا بتواند در طلوع صبح بعدی به خواستهاش برسد. برای شخصی که قدرت تکلم ندارد چه چیزی بهتر از اینکه بتواند دوباره لب به سخن باز کند؟
فیلم «جن» رویارویی دیلن با توهم تنهایی و ترس است. ترس در کالبد مادر از دست رفته یا هر آن کس که برای او آشناست حلول میکند. اما او میداند که راهی جز مقابله ندارد. کارگردانهای این اثر دلهرهآور ورود موجودی با نام جن را از لابهلای کتاب مرموز بهصورت یک لانگتیک زیبا درآوردهاند. همین برداشت بلند و خوشفرم باعث برانگیخته شدن حس دلهره و وحشت در مخاطب میشود. حرکت نرم دوربین در امتداد راهروها و تعقیب دیلن مخاطب را همراه با موجود عجیب و تازه حلول کرده همراه میکند. از بازی خوب بازیگر نوجوان – عزرا دیویی – هم نباید گذشت. او بهخوبی توانسته در نقش دیلن تقابل با هجمهای از توهم را به نمایش بگذارد. خاصیت خوب این فیلم تک بازیگر بودن آن است و همین فاکتور باعث تسلط کارگردانهای اثر روی روایت و بهخصوص پردهی دوم آن میشود. این فیلم از آن دست روایتهای است که پردهی دوم آن بهمراتب مهمتر از دو پردهی اول و سوم است. چون اصل درگیری مخاطب با فضای داستان در همین پرده شکل میگیرد و باید به کارگردانها حق داد که انرژی بیشتری را نسبت به گونهی کلاسیک سهپردهای روی آن بگذارند.
فیلم «جن» بههمان نسبتی که ضربآهنگی کند دارد، ترس را نیز ذره ذره بر مخاطب مستولی میکند. اما از این واقعیت نگذریم که این اثر در ایجاد توهم حضور آن زندانی کشته شده کمی دچار اغراق میشود و همین تغییر ناموزون در ضربآهنگ کند فیلم باعث از دست رفتن تعادل روایت میشود. اما کارگردانها و تصور آنها از موجودی با نام جن با تصورشان از موجودات فرازمینی در هم آمیخته شده و تصویری که به مخاطب نشان میدهند موجودی باسمهای و احمقتر از کاراکتر اول داستان است. این عدم تناسبها در بطن روایت باعث سقوط فیلم از یک اثر نسبتاً خوب در ژانر دلهره به اثری متوسط شدهاند؛ فیلمی که میتوانست درامی دو سویه در باب دلهره و نگاهی کنایی به قیمت گران خواستههای انسان باشد.