این فیلم ناتوان در پرداخت درونمایه بود
زمانی که در برابر درامهای هیجانانگیزی قرار میگیریم که طی آن فردی در طبیعت برای بقا تلاش میکند، ناخودآگاه روایتهای معیار این ژانر را در ذهن مرور میکنیم. یکی از همین آثار معیار خیلی جدیدتر از آن است که بخواهیم آن را به دههها قبل نسبت دهیم. دنی بویل در فیلم «۱۲۷ ساعت» به خوبی ترکیبی از هیجان و مالیخولیای ذهنی را با یک کاراکتر در برابر ما قرار داد. حال «ماکسیمیلین ارلنواین» در جدیدترین اثر خود سعی دارد از طریق دو خواهر غواص چنین سفری را تجربه کند.
ارلنواین بدون هیچ مقدمهای و بهسبک فیلمسازان رئالیست آلمانی، ما را در بطن سفر دو خواهر به ساحلی بکر میفرستد. «می» و «درو» گویا بهرسم عادت هر ساله سعی دارند در جایی بکر غواصی کنند. کارگردان سعی دارد از طریق نگاه و سکوت در دیالوگ این دو خواهر نوعی عدم آرامش را در چهرهی «می» به ما نشان دهد. او بدون هیچ تعلیق یا نشانهگذاری خاصی ما را بههمراه این دو خواهر به زیر آب میفرستد و داستان را ادامه میدهد. در ابتدا ممکن است دچار این شک شویم که کارگردان چه هدفی در سر دارد. بهمحض گیر افتادن پای می زیر یک صخره در عمق ۳۰ متری ناخودآگاه اثر دنی بویل به ذهن میآید. اما کارگردان آلمانی دو کاراکتر دارد و یکی از آنها رهاست و در آنسو پیش از این نشانهای باقی نگذاشته که فکر کنیم در ادامه باید دچار هیجانی سینوسی شویم. آقای ارلنواین بهنوعی دست خود را بسته و قرار است کل پردهی دوم را در رفت و برگشتهای آسانسوری درو به سطح و عمق آب بگذارند. او خیلی زود دچار تکراری کسالتبار میشود و همین لطمهی بزرگی به اثرش میزند. حتی نحوهی ورود او به مالیخولیای ذهنی می نیز کاری از پیش نمیبرد و اثر را بیشتر گنگ میکند. این فیلم حفرهی بزرگی در روایت خود دارد و آن نبود خط اتصالی مبتنی بر منطق روایی در رخدادهای آن است. کارگردان در اثری دست به ایجازگویی میزند که نیاز به بسط دادن دارد. باید گفت که آقای ارلنواین روی اثر خود سوار نیست و بیشتر همعرض آن حرکت میکند و همین باعث میشود او نتواند این دنیای خواهرانه و تروماهای گذشتهی می را بارور کند.
فیلم غواصی در همین ساحل بکر و در عمق ۳۰ متری میتوانست بسیار تأثیرگذارتر از چیزی باشد که در مقابل ما قرار گرفت. دو کاراکتر در دنیاهایی سیر میکنند که بسیار با هم متفاوت هستند؛ خواهر کوچکتر دائم سعی دارد تحسین خواهر بزرگتر را برانگیزد و از آن سو خواهر بزرگتر با روحی خسته و ملول از جهانبینی خواهر کوچکتر به ستوه آمده است. کارگردان آلمانی بهاندازهی کافی وقت داشت تا این رابطه و نقاط سیاه آن را در پردهی دوم در برابر ما قرار دهد. اما او بهجای این پرداخت سعی کرده از فلشبکهای کابوسگونه و مالیخولیایی و بهنوعی از اعترافات احتضارگونه کمک بگیرد تا می را مرکز روایت قرار دهد. اما این نوع ورود به درون چنین اثری که پتانسیل بالایی دارد کمی بیانصافی است و همین باعث خاموش شدن آتش هیجان و تعلیق در آن میشود. فیلم غواصی درونمایهخوبی داشت، اما در دنیای کوچک کارگردان محصور شد.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.