«مگی» در یک درمانگاه پرستار است، اما بهزودی از آنجا اخراج شده و بدهیهایاش بیشتر و بیشتر میشود. از این رو از «تراویس» میخواهد که در شرکتی که کار میکند، برای او نیز شغلی پیدا کند. درواقع این شرکت در حال انجام برنامهای خاص است و با تبلیغات زیادی که در همهجا انجام میدهد، میخواهد، افراد زیادی را استخدام کند. تراویس نیز پذیرفته و کاری برای مگی پیدا میکند، اما دیری نمیگذرد که شوم بودن این برنامه برای مگی روشن میشود.
ادعای فیلم «دورانداختهشده» این است که میخواهد دربارهی حق آزادی و زندگی سالم حرف بزند، اما فیلم حتی داستان کاملی هم ندارد تا بتوان به آن اتکا کرد. این فیلم به نوعی خواهان زدن همان حرفهایی است که فیلم «لپسیس»؛ محصول ۲۰۲۰، زده است، اما حتی یک سکانس آن نیز معنای خاصی ندارد. در فیلم لپسیس آدمها استخدام میشدند تا بنا به دلایلی که مشخص نبود با کابلهایی که به آنها داده میشد، پیادهروی کرده و آنها را به جاهایی که گفته میشد، ببرند. در پشت این اتفاق حرفهای بسیاری وجود داشت و از استعمار آدمها توسط شرکتهای بزرگ حرف زده میشد، اما در فیلم «دورانداختهشده» این شرکت یک گروه چندنفری را در یک کمپ کوچک دور هم جمع کرده و آنها را مجبور میکند، زمینهایی را بیل یا شخم بزنند. به آنها هم گفته نمیشود، برای چه این کار را میکنند. فیلم هیچ توضیح یا اشارهی خاصی به پشتپردهی این اتفاقات نمیکند. چرا باید نگهبانان تفنگ داشته باشند؟ چرا این همه خشونت در رفتارهای آنها وجود دارد؟ پروتکلی که در میان روز برای این افراد استفاده میشود، چرا ایجاد شده است؟ مگر نه اینکه این افراد خودخواسته وارد این برنامه شدهاند، پس این رفتارها چرا باید انجام بگیرد؟ این ابهامات به همراه بسیاری از ابهامات دیگر در داستان وجود دارد و بیننده را دچار سوال میکند.
یکی دیگر از سوالات اساسی فیلم این است که چرا این گروه تراویس را نمیکشند، درحالی که به راحتی افراد داخل کمپ را میکشند؟ چرا باید تراویس را رها کنند تا بعداً او به مخالفت با این شرکت بپردازد؟ حتی مسیر داستان از اتفاقاتی که برای تراویس میافتد تا زمانی که او برخلاف شرکت دست به اقدام مخفیانه میزند، هم پر از سوال و ابهام است. از سوی دیگر این شرکت به گفتهی خود آنها مدتهاست، درحال انجام این برنامه است و مدتهاست که افراد وارد این پروژه میشوند اما از آن خارج نمیشوند، آیا این افراد گمشده کسی را ندارند که حداقل با پلیس تماس بگیرند؟
تمام داستان این فیلم از اصل دچار مشکل است و زمانی که پلات کلی فیلمی دچار مشکل باشد، توقع برای داشتن جزئیات بدون مشکل نادرست است. شخصیتهای داستان نیز بیمعنی هستند. مشخص نیست رفتارهای تراویس و نشان دادن زندگی خصوصی او دقیقاً قرار است، باعث چه اتفاقی در داستان شود که بیش از نیمی از نیمهی اول داستان به این رفتارها میپردازد. در نهایت باید گفت، وقتی فیلم سادهترین اِلمان خود که داستانی منسجم است را نمیتواند داشته باشد، بهتر است، از دیگر جزئیاتی مانند بازیگری و حتی موسیقی نیز حرفی به میان آورده نشود که مشخص است رویهی آنها هم چگونه بوده است.