پوستر فیلم ساعت درماندگی

فیلیپ نویس دیگر حوصله ندارد

ساعت درماندگی
The Desperate Hour
محصول ۲۰۲۲
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

اینکه فیلیپ نویس از سینمای هیجان‌انگیز چه می‌خواهد و قصد دارد همچنان مسیر فیلم‌سازی‌اش را این‌گونه رو به پایین نگاه دارد نکته‌ای‌ است که بعد از تماشای دو فیلم آخر او به ذهن متبادر می‌شود. او پس از فیلم «ورای سوءظن»، حال به سراغ یک صبح و بعدازظهر از زندگی مادری رفته که قرار است بیشترین فشار روحی را پشت سر بگذارد.
«اِمی» سال گذشته همسر خود را در یک تصادف ماشین از دست داده است. حال او به تنهایی همراه دختر کوچک و پسر نوجوان‌اش زندگی می‌کند. نویس فیلم را از صبحی که امی به محل کار زنگ می‌زند و مرخصی می‌گیرد آغاز می‌کند. طبق دیالوگی که با «نواح» دارد قرار است امشب را به یک دورهمی خانوادگی اختصاص دهند. نویس گویا در افتتاحیه بسیار عجله دارد و این اجازه را به مخاطب نمی‌دهد که با کاراکترها کمی آشنا شود. او در معرفی کاراکترها از همان کلیشه‌هایی که خودش طی این چهار دهه فعالیت سینمایی به‌کار برده استفاده می‌کند.
فیلم با اصرار و عجله‌ی آقای نویس وارد مسیر اصلی خود می‌شود. امی برای ورزش به حومه‌ی شهر می‌رود. او در حین دویدن چند ماشین پلیس را می‌بیند که با عجله به‌سوی مرکز شهر در حال حرکت هستند. نویس درست همان لحظه‌ای که مخاطب انتظارش را می‌کشد این تعلیق را وارد می‌کند. به‌عبارت دیگر دست نویس برای مخاطب از همان ابتدا رو شده است. اما مخاطب نمی‌داند چه حادثه‌ای در حال رخ دادن است. مخاطبی که کمی شکاک باشد و به رده‌ی سنی فیلم توجه کند شاید حتی رغبت تماشای اثر را نداشته باشد؛ در هر حال هالیوود نشان داده که رده‌بندی سنی ۱۳ برای یک اثر به‌معنای خودسانسوری کارگردان‌ها برای به نمایش گذاشتن هیجان و خشونت در آثار هیجان‌انگیز و بعضاً دلهره‌آور و اکشن است. نویس نیز که فرزند هالیوود به‌شمار می‌رود از این قاعده مستثنی نیست. او در قابل‌ پیش‌بینی‌ترین نقاط عطف ممکن روایت را پیش می‌برد و امی در میان جنگل گرفتار برزخی می‌شود که هر دقیقه خبری جدید او را در هم می‌ریزد. نویس نه توان این را دارد که آن‌سوی ماجرا را به مخاطب نشان دهد و نه آن‌قدر قدرت پرداخت یک روایت تک‌کاراکتری را دارد. به‌نوعی هم امی در برزخ گرفتار آمده و هم کارگردان در پرداخت اثری هیجان‌انگیز قادر نیست مخاطب را با خود همراه کند.
در باب قانون منع سلاح در ایالات متحده بارها فیلم‌های مختلفی ساخته شده است. نویس نیز به‌نوبه‌ی خود سعی دارد، نه با تصویر، که با انتزاع و استفاده از استرس‌هایی که از تماس‌های تلفنی به امی وارد می‌شود به این موضوع بپردازد. باید گفت او نه‌تنها در این مسیر موفق نیست، بلکه اثر خود را بیشتر شبیه دویدن‌های لنگ‌لنگان امی به‌تصویر کشیده است. فیلم آقای فیلیپ نویس در فرم و محتوای خود می‌لنگد و قادر نیست مخاطب را در معرض روایتی قرار دهد که همه‌اش تعلیق و افت‌و‌خیز ضربآهنگ است.