زمانی که تب کشندهی گرگ سیاه به روستا حمله میکند، تمام مردم آن روستا را از بین میبرد، جز سربازی قدیمی با نام «وان» و دختربچهای کوچک با نام «یونا» که از این تب جان سالم به در میبرند. در سوی دیگر پزشکی به دنبال درمان این بیماری است و تب گرگ سیاه هم در حال پیشروی و مسموم کردن مردم بیشتری است.
«شاهگوزن» یک مجموعه رمان فانتزی دو جلدی است که اولین بار در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. نویسندهی این مجموعه، «کادوکاوا»، در سال ۲۰۱۷ آن را در چهار جلد تجدید چاپ کرد تا در سال ۲۰۲۲ یک انیمهی بلند سینمایی بر اساس آن ساخته شود. مسیر داستانی این انیمه ما را به شدت به یاد انیمههای قدیمی و کارگردانی چون میازاکی میاندازد. «شاهزاده مونونوکه» و «ناویسکا از درهی باد» مشخصاً انیمههایی هستند که با دیدن داستان این انیمه در خاطر مخاطب نقش میبندند. انیمههایی که در آنها شیاطین برای سلطه بر مردمان ساده و مهربان از هیچ کاری دریغ نمیکنند و همیشه یک قهرمان وجود دارد تا بایستد و قهرمانانه همه را نجات دهد. شیاطینی که گاه ماورایی هستند و گاه از دل مردمان عادی بیرون میآیند. در انیمهی «شاهگوزن» نیز سعی شده است تلاش قهرمانی تصویر شود که برای نجات جان عزیز خود حاضر است هر کاری انجام دهد و با این هدف در مسیر خود تغییر کرده و وجوه متفاوت دیگری از شخصیتاش را کشف میکند. وان قهرمان داستان قرار است با قرار گرفتن در کنار یونا تغییر کند و بهتر شود.
این انیمه در پیرنگ اصلی داستانی ساده دارد؛ نیرویی عظیم و حتی خارقالعاده به وان و یونا داده شده است تا آنها به عنوان بازماندگان یک بیماری کشنده بار نجات تمام مردم را به دوش بکشند. اما جزئیات این داستان میتواند قابل توجه باشد. در واقع جزئیاتی که چندان پرداخته نمیشوند، مفهوم و معنای اصلی داستان و حتی زیبایی روایت را تحت تأثیر قرار میدهند. پرداختن به دشمنیِ میان این دو قبیله و پادشاهی که هرگز به درستی دیده و درک نمیشود یا بسیاری از شخصیتهایی که ورودی ناگهانی و خروجی ناامیدانه دارند. این انیمه مملو از شخصیتهایی است که هرگز داستانی منسجم را به خود اختصاص نمیدهند. حتی پرداختن به وان و رویاهایاش با آن تصاویر زیبا از ریشههای درختان دستکم گرفته شده است. یونا هم آنچنان که باید داستانی را به خود اختصاص نمیدهد و مخاطب هرگز نمیتواند عمیقاً با داستان رابطهای برقرار کند.
بیجهت نیست که با دیدن اولین تصویر این انیمه یک انیمهباز قدیمی به سرعت به یاد انیمهی «پدرخواندههای توکیو»، ۲۰۰۳، میافتد، زیرا «ماساشی آندو» یکی از کارگردانهای این فیلم اولین بار کار حرفهای خود را در دپارتمان انیمیشن این انیمه آغاز کرده بود. او علاوه بر کارگردانی پویانمایی انیمهی «پدرخواندههای توکیو» در انیمههای دیگری مانند «پاپریکا»، ۲۰۰۶، «نامهای به ممو»، ۲۰۱۱، «نام تو»، ۲۰۱۶، و «فرزند آبوهوا» ۲۰۲۰، این نقش را به عهده داشته است. به همین دلیل هم است که نه تنها نمیتوان هیچ گونه ایرادی را به تصاویر آورد، بلکه تماشای آن تعقیبوگریزها با رنگهایی که در فضا حرکت میکنند، زیبایی تصاویر را دوچندان کردهاند. کارگردان دیگر این انیمه «ماسایوکی میاجی» نام دارد که او هم با طراحی استوریبورد در سریالهای انیمهی معروف تجربهی خود را برای کارگردانی این انیمه و ایجاد تصاویری هر چه زیباتر نشان داده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.