«الکس» و «پتری» زن و شوهر میانسالی هستند که بعد از سقطِ جنینی که به تازگی تجربه کردهاند، برای به دست آوردن آرامشی دوباره خانهای ساحلی را اجاره میکنند. اما هنگامی که میخواهند وارد خانه شوند با کمال تعجب با صاحبان آن خانه یعنی «راسل» و «اینگریدِ» باردار مواجه میشوند. آنها پاسی از شب را با هم سپری میکنند و رفتارهای راسل و اینگرید در نظر الکس کمی عجیب دیده میشود اما با رفتن آنها خیال الکس هم راحت میشود. آنها اما نمیدانند آنچه الکس حس کرده واقعیت داشته و این افراد واقعاً عجیبوغریب هستند و با دوربینهای تعبیهشدهی درون خانه درحال دیدن آنها هستند.
از داستانهای «اچ پی لاوکرافت» یکی از متفاوتترین نویسندگان ژانر ترسناک، آنقدر فیلم و سریال و حتی بازیهای ویدئویی اقتباس شده که هرکسی که علاقهمند به این ژانر است حتماً برای یک بار هم که شده نام او را شنیده است. این نویسندهی برتر ژانر ترسناک با خلق عجیبترین و وحشتناکترین موجودات ممکن در داستانهای خود ترسِ غیرقابلتحملی را به خوانندگان خود تحمیل میکند. داستانهای او عموماً با مردانی که بهنظر میرسد عادی هستند آغاز میشود اما موقعیتها و شرایطی رخ میدهد که این مردان وارد دنیایی ماورائی و عجیب میشوند که در زیر سطح جهان مادی قرار گرفته است. دنیاهایی که در آن این موجودات بیشتر خداگونهاند و کارهای عجیبی انجام میدهند که به ذهن انسان عادی نمیگنجد و اصولاً انسان عادی در این دنیاها نمیگنجد. در داستانهای لاوکرفت معمولاً هیچکس جان سالم به در نمیبرد و پوچی و نیهیلیسم است که حرف اول را میزند. در نظر لاوکرفت انسانها موجوداتی بیربط در دنیایی بزرگ هستند که ذهن کوچکشان توانایی هضم این دنیا و نیروهای بیگانه و وحشتآوری که آن را تحت کنترل خود دارند را ندارد و از این رو پذیرش آن نیز برایشان سخت است.
فیلم «اعماقنشینان» درواقع داستان یکی از همین موجوداتیست که لاوکرفت خلق کرده است. موجودی دریایی شبیه به اختاپوس که باید وارد بدن زنی شود تا رشد کند و زنده بماند. اما آیا این فیلم توانسته است اندیشهی اصیل لاوکرفت را در میان داستان خود نشان دهد؟ فیلم «رنگ خارج از فضا» محصول ۲۰۱۹ را میتوان یکی از فیلمهای اقتباسی از داستانهای لاوکرفت دانست که توانسته این پوچی و اندیشهی خاص او را به تصویر درآورد. اما فیلم «اعماقنشینان» چنانکه باید نتوانسته نه ترسی خاص را به مخاطب خود نشان دهد و نه حرف خاصی را بیان کند. همهچیز در این فیلم در حد یک داستان ساده باقی مانده و تصاویر هم نتوانسته است کمکی به بالابردن آن کند.
یکی از المانهای مهمی که در اینگونه فیلمها باید وجود داشته باشد تا بتواند مخاطب را با خود همراه کند استفاده از تصاویری خاص و حتی جلوههای ویژهی بصری خاص است تا این موجودات عجیبِ گروتسک را واقعی و قابلباور نشان دهد. اما بودجهی نه چندان کافی این فیلم باعث شده «چاد فرین» نتواند آن موجود عجیب و خارقالعاده را به خوبی به تصویر درآورد و همهچیز مصنوعی دیده شده است. نیز بازی بازیگران هم آنچنان اثرگذار و قابلپذیرش نیست اگرچه شخصیت راسل توانسته است تا حدودی در این میان بهتر از مابقی بازیگران بازی کند اما وجود یک بازیگر خوب به تنهایی نمیتواند برای تمام فیلم کارساز شود. از سوی دیگر داستان فیلم و البته شخصیتهای آن بیش از اندازه سادهلوح دیده میشوند مثلاً در سکانسی که الکس در خانه تنهاست و یکی از همسایهها به عنوان دکتر میخواهد وارد خانه شود، الکس به راحتی هم او را به خانه راه میدهد و هم دربارهی خودش با او مشورت میکند. شب هنگام هم به راحتی به مهمانی عجیب آن محله میرود و از آن همه انسان عجیب پیرامونی خود چندان نمیترسد. از این روست که این فیلم با داستانی سادهلوحانه و تصاویری عادی بیشتر به یک زنگ تفریح شباهت دارد تا داستانی که بیننده را به فکر فرو برد.