پوستر فیلم مردگان

گرمای خون در راهروهای مدرسه

مردگان
The Dead Ones
محصول ۲۰۱۹ - پخش در ۲۰۲۰
امتیاز ۲.۵
نویسنده سارا

چهار دانش‌آموز به همراه یکی از معلمان‌شان شب‌هنگام به مدرسه وارد می‌شوند. صدای معلم روی تصاویر شنیده می‌شود که: «شما برای تنبیه به مدرسه آورده شده‌اید تا خرابکاری خودتان را درست کنید. تا زمانی که مدرسه را تمیز و تعمیر نکرده‌اید اجازه‌ی خروج نداریم، حتی من.» آنها وارد مدرسه می‌شوند اما چیزی که دیده می‌شود شبیه هیچ مدرسه‌ی معمولی‌ای نیست. دیوارهای راهرو خونین است. صندلی‌های شکسته و له‌شده در جای‌جای راهرو قرار گرفته‌اند. کاغذها و کتاب‌های پاره شده سطوح راهروها را پوشانده‌اند. نور و چراغ‌ها چشمک می‌زنند. نور کافی در راهروها دیده نمی‌شود. همه چیز در هاله‌ای از تاریکی و سکوت دیده می‌شود…
فیلم داستان هرکدام از این چهار دانش‌آموز است که باید در برابر خودشان بایستند و با نیروهای مخرب درونی خود مبارزه کنند. اینکه نیروی شر و خیر، کدام یک بر دیگری برتری می‌یابد نکته‌ی اصلی داستان است. هر یک از آنها هم دارای پیشینه و گذشته‌ای تلخ است که این گذشته بر زمان حال آنها تأثیر گذاشته و زندگی‌شان را عوض کرده است.
داستان را به دقت باید تماشا کرد. تمام مکالمات به دلیلی‌ مشخص استفاده شده‌اند و همه سرنخی هستند برای یافتن اصل موضوع داستان. تا اواسط فیلم همه چیز در ابهام و به‌گونه‌ای در حال شناخته شدن برای بیننده و یا حتی برای خود دانش‌آموزان است. از نیمه‌ی دوم اما سرنخ‌ها کم‌کم به جواب می‌رسند. توجه به مکالمات و توجه به تصاویر، بیننده را دچار تفکر کرده تا خود بتواند تشخیص دهد آنچه می‌بیند واقعاً چیست. یکی از زیباترین اتفاقات در هر فیلمی همین مکاشفه است که توسط خود بیننده صورت می‌گیرد. روایت داستانی چیزی میان خواب و خیال است و هرچه به پایان فیلم نزدیک‌تر می‌شویم، واقعی‌تر و ترسناک‌تر هم می‌شود. باید به مکالمه‌ی اول فیلم درباره گاس توجه شود و به تصاویری مانند جای گلوله‌ها روی درودیوار و جای خون در تمام راهروها و کلاس‌ها.
فیلم به‌خوبی توانسته نه تنها با روایت خاص خود بلکه با تصاویری سیاه و تاریک در راهروهایی درهم‌و‌برهم ترس را به بیننده القا کند و بستری ایجاد کند تا روایت خود را به بهترین شکل ممکن نشان دهد و فاجعه‌ی رخ داده را به‌طور کامل در قاب بگنجاند. فاجعه‌ای که در روح تک‌تک این دانش‌آموزان رخ داده و این فاجعه از روح بیرون زده و تمام مدرسه را تسخیر کرده است. فاجعه‌ای که برای آن هم دلیل دارد و هم پاسخ. بیننده تنها باید آنچه را می‌بیند کمی تحلیل کرده و به همراه فیلم، در پایان به نتیجه برسد.
فیلمبرداری فیلم نیز این اضطراب را دوچندان می‌کند. دوربین با دنبال کردن کاراکترها و قرار گرفتن در مکان و زمان مناسب تأثیر آنچه دیده می‌شود را بیشتر می‌کند. تار شدن تصاویر. دویدن به دنبال کاراکترها و برش‌ها روی پاها به‌جای صورت کاراکتر، به‌خوبی در القای این ترس کمک کرده است. موسیقی هم نه آن قدر زیاد است که بیننده را از توجه به نکات مهم دور کند و نه آن‌قدر کم است که سکوت فیلم، بیننده را خسته کند. فیلم همواره در تکاپوست و به‌خوبی این تکاپو را نشان می‌دهد. ترس و اضطراب را در بستری از واقعیت و خیال به بیننده نشان می‌دهد و لذت دیدن یک فیلم ترسناک و در عین حال تأثیرگذار را به بیننده‌ی خود ارمغان می‌دهد.