قابهای وسیع آقای زینِمان
همانطور که میدانید چند هفتهای است که سریالی با نام «روز شغال» در حال پخش است. این سریال اقتباسی آزاد از رمانی با همین نام به قلم آقای «فردریک فورسایث» است. اما بهطور حتم همه میدانیم که اثر سال ۱۹۷۳ آقای زینمان اولین گزینهای است که در سینما بعد از شنیدن نام این رمان در ذهن میآوریم. در هر حال آخر هفته و پس از پخش آخرین قسمت از این سریال به مرور آن خواهیم پرداخت.
هر مخاطبی ممکن است زینمان را با یک اثر بهياد بیاورد. برخی با همین فیلم «روز شغال»، برخی دیگر با «داستان راهبه»، «مردی برای تمام فصول»، «از اینجا تا ابدیت» و آثار دیگری که امضای زینمان را در خود داشتند. فیلم روز شغال در باب برنامهی ترور ژنرال شارل دو گل است که توسط عدهای از نظامیان سابق ارتش فرانسه در روز استقلال این کشور به سال ۱۹۶۲ انجام میشود. این داستان خیالی قرار است مخاطب خود را با یک آدمکش حرفهای که نام مستعار او شغال است همراه کند و در میانهی راه داستان رسیدن او به پاریس و تلاش کمیسر «کلود لبل» برای پیدا کردن هویت شغال تبدیل به درونمایهی اصلی فیلم میشود.
زمانی که این اثر را در سال ۲۰۲۴ مقابل چشم مخاطبی قرار میدهیم که پیشینهی تماشای او در سینما شاید به سال ۲۰۰۵ برسد، باز هم نمیتواند از نقطهگذاریهای وسواسگونهی فیلمساز در روایت چشم بردارد و تا انتها همراه این داستان ۲ساعت و نیمی خواهد شد. اما اعجاز روایت آقای زینمان در چیست؟ این اعجاز را باید در قابها و عدم سکون دوربین جستوجو کرد. فرد زینمان را به اصرار برای وفادار ماندن حرکات دوربیناش به قابهای مستند میشناسیم. بههمین سبب است که در این اثر شاهد این هستیم که دوربین گاه همراه کاراکترها چند پله را طی میکند و به عمد مدیومشاتی از پشت که گویی با دالی به جلو میرود حسی از همراهی با محیط و کاراکترها را به او میدهد. به همین ترتیب میتوان در صحنههای بیرونی نگاه خیره و متعجب مردمانی را در گوشهی قابها دید که به دنبال دوربین هستند. زندگی در این اثر هیجانانگیزی که بهراحتی میتوانست با هزینهای کمتر ساخته شود جریان دارد. این اثر چون نگاه و امضای زینمان را در خود دارد باعث جذب هر مخاطبی در سینما میشود.
اما آقای زینمان در روایت نیز سنگتمام گذاشته است. برشهای او میان صحنهها و سکانسها باعث دمیده شدن هیجان به درون اثری میشود که گویی هر چه به پایان آن نزدیک میشویم رخدادهایاش غیر قابل پیشبینی هستند. آقای زینمان بهجای افتتاحیهای که بخشی از تواناییهای شغال را در برابر مخاطب قرار دهد و او را انگشتبهدهان بگذارد، در طول روایت این کاراکتر را پرداخت میکند و پیش میرود. شاید با توجه به درونمایهی سیاسی روایت انتظار میرفت با اثری سرد و بدون هیچ شیمی قابل حسی میان کاراکترها مواجه شویم. اما در عوض هر چه در اثر پیش میرویم گویی گرمای هر دو سوی ماجرا در این تعقیبوگریز کور به مخاطب نیز منتقل میشود. آقای زینمان هرچه را دارد در طول روایت رشد میدهد و پرداخت میکند. بههمین سبب است که روایت او در عین یک خط روایی کلاسیک، بهشدت وابسته به فضای شهری و مردمان قابل لمس در شهر هستند؛ آنقدر قابل لمس که به گفتهی آقای زینمان در سکانسهای پایانی بسیاری از مردم بازیگر نقش دو گل را با خود او اشتباه میگرفتند. فیلم روز شغال کاملترین اثر آقای زینمان نیست، اما بدون شک یکی از ماندگارترین آثار این سینماگر است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.