پوستر فیلم نفرین بریج‌هالو

قصه‌ی سرگرم‌کننده اما عریان

نفرین بریج‌هالو
The Curse of Bridge Hollow
محصول ۲۰۲۲ – ایالات متحده‌ی آمریکا
امتیاز ۱
نویسنده مصطفی ملکی

«جف وادلو» چهره‌ی ناآشنایی در سینمای هالیوود نیست. مخاطبان ژانر دلهره و زیرژانر اسپلتر و علاقه‌مندان به دلهره‌های دهه‌ی ۲۰۰۰ او را با نویسندگی اثری همچون «طعمه» به‌یاد دارند که سر و صدای زیادی میان منتقدان و مخاطبان به‌پا کرد. جف وادلو مسیر خود را به‌عنوان کارگردان با آثاری دنبال کرد که ترکیبی از هیجان، اکشن و کمدی را در خود داشتند. او در این اثر به‌سراغ یکی از آن دلهره‌های کمدی-خانوادگی در شب هالووین رفته است و سعی دارد تا جایی که می‌تواند یک قصه‌ی خالص هالووینی را به مخاطب علاقه‌مند ارائه دهد.

داستان فیلم درباره‌ی یک خانواده‌ی سه‌نفره‌ است که از یک پدر معلم، مادری خانه‌دار و دختر نوجوانی با نام سیدنی تشکیل شده است. آقای وادلو از زمانی به فیلم وارد می‌شود که این خانواده در حال اسباب‌کشی به شهری با نام بریج‌هالو هستند و مانند همیشه دختر نوجوان تنها عضو مخالف خانواده است. در کلیت روایت قرار نیست چیزی جدا از کلیشه‌ها ببینیم، اما زمانی که پای شرورهای داستان به میان می‌آید پی به ذائقه‌ی خوب و قابل احترام کارگردان می‌بریم. آقای وادلو در اثر خود سعی دارد مخاطب را با یکی از آن هزارتوهای ترسناک به‌قدمت تاریخ سینما مواجه کند که گویی درون یک شهربازی مشغول تماشای بسیاری از کاراکترهای کلیشه‌ی ژانر دلهره در تاریخ سینما هستند. از این زاویه روایت آقای وادلو کشش استانداردی را برای به انتها رسیدن در خود دارد.

این ایده‌پردازی که با استفاده‌ی بهینه از جلوه‌های بصری شکل استانداردی به‌ خود می‌گیرد قرار نیست بار کل روایت را به دوش بکشد. داستان آقای وادلو بن‌مایه‌ی شخصیتی ندارد. کاراکترها در این روایت بر اساس کلیشه‌های معمول هم شخصیت‌پردازی نشده‌اند. زمانی که اثر را جدای از جلوه‌های بصری و طراحی‌های صحنه مشاهده می‌کنیم، چیزی جز قصه‌ای عریان به چشم نمی‌آید. هیچ شخصیتی، حتی شخصیت‌های مرکزی روایت که شامل سیدنی و پدرش می‌شوند، دچار پرداخت از سوی کارگردان نشده‌اند. کاراکترهای فرعی روایت و به‌خصوص کاراکترهای نوجوانی که در اینگونه روایت‌ها در کنار نوجوان مرکزی روایت جان می‌گیرند و هر کدام بخشی از کمدی روایت را بر عهده دارند تبدیل به کاراکترهایی پلاستیکی شده‌اند. آقای وادلو در روایت خود همچون کودکی که فقط با عروسک‌های جان‌گرفته در هالووین بازی می‌کند دیگر نیاز ندیده که به بخش اصلی روایت یعنی تقابل کاراکترها با یکدیگر و شکل گرفتن مسیر داستانی بپردازد.

شاید اگر بازی قابل قبول بازیگری چون «مارلون وایانس» در نقش پدر سیدنی نبود روایت آقای وادلو بیشتر و بیشتر بی‌شاخ‌و‌برگ می‌ماند. بازیگران نوجوان فیلم یکی از بدترین انتخاب‌های هر کارگردانی در اثری این‌چنین هستند؛ نوجوان‌هایی که هیچ درکی از فضای کمدی و هم‌زمان هیجان‌انگیز و ماجراجویانه‌ی آن نداشته‌اند و صرفاً با کمی نقش‌خوانی از سوی کارگردان همچون ربات‌هایی سخنگو به ادای دیالوگ‌ها و اکت‌های تحمیلی خود پرداخته‌اند. آقای وادلو در این فیلم با توجه به محدودیت‌های سنی تهیه‌کننده مجبور است روایتی جدای از «طعمه» را مقابل چشم مخاطب قرار دهد، اما گرایش او به‌سوی داستانی اکستریم را به‌راحتی می‌توان از تقابل گوردون با عروسک‌های چوبی و پلاستیکی جان‌گرفته مشاهده کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟