دکتر «امی تننت»، پزشک سابق جنگ در جنوب شرقی آسیا، اکنون رئیس بیوتکنولوژی یک شرکت بزرگ دارویی-تحقیقاتی است که توانسته به همراه دیگر همکاراناش به نتایج خوبی دست پیدا کند. آنها امیدوارند با تکنولوژی نانو بتوانند سربازان جنگی را به سرعت درمان کنند. اما زمانی که «کلر»، کارآموز این شرکت، درحالی که خون استفراغ میکند در مترو پیدا میشود، همه چیز تغییر میکند. امی باید با همراهی دوستپسر سابق خود، «ریس»، دلیل اتفاقی که برای کلر رخ داده است را کشف کنند.
تبدیل بازی کامپیوتری به فیلم کار سختی است، زیرا در بازی کامپیوتری این بازیکنان هستند که باید انتخاب کنند چه استراتژیای را به کار ببرند تا بتوانند هر مرحله را بگذرانند. آنها باید معماها را حل کرده و سرعت عمل بالایی نیز در هنگام انجام عملیاتها داشته باشند. همین امر هیجان بازی را بیشتر کرده و باعث لذت در بازیکنان آن میشود. در فیلمهای اقتباسی از بازیها اما مخاطب باید بنشیند و نتایجی که کارگردان از هر مرحله به دست آورده است را تماشا کند. حتی بسیاری از بازیها از همان ابتدا توانایی فیلم شدن را ندارند و هیجان موجود در آنها تماماً به معماهایی است که خود بازیکنان باید آنها را حل کنند. فیلم «مجموعه: قرنطینه» نیز از آن فیلمهایی است که برگرفته شده از بازی کامپیوتریای است که از همان ابتدا نباید فیلم میشد. زیرا بنمایهی اصلی این بازی حل کردن معماهایی است که در این فیلم تمام آنها از قبل حل شدهاند.
فیلم «مجموعه: قرنطینه» تنها با اقتباس پیرنگ اصلی از بازی کار خود را شروع کرده و در ادامه توانایی ایجاد جزئیاتی که بیننده مشتاق به دیدن داستاناش شود را در خود ندارد. جزئیات به شدت مضحک بوده و اتفاقات در مسیری بدون منطق روایی و با ابهامات بسیاری رخ میدهند. نه دقیقاً مشخص میشود این داروی بیوتکنولوژی چیست و نه اینکه قرار است باعث چه اتفاقاتی شود. هدف و انگیزهی شخصیتها هم بدون پرداخته شدن کاملاً سطحی نشان داده میشود. دلیل کلر و دوستاناش برای دستیابی به این دارو همانقدر سطحی است که همکاری رئیسِ امی با افراد شروری که آنها هم تعریف درستی نشدهاند. ریس هم که مانند امی تنها یک دکتر و دانشمند بخش پزشکی است آنقدر در تکنولوژیهای کامپیوتری مهارت دارد که میتواند به راحتی همهچیز را کشف کند! چرا؟ حتی اینکه کلر یک فلش مموری را در تمام مدتی که او را به داخل آزمایشگاه آورده و لباسهای مخصوصی به تن او کردهاند، به همراه خود داشته است دلیلی دیگر بر احمقانه بودن جزئیات داستانی است که میتواند بیننده را به خنده بیندازد. طریقهی مبتلا شدن ریس به آن بیماری کشنده نیز حماقت دیگری است که از یک دانشمند متخصص رخ نمیدهد. این فیلم پر از اشکالات و حفرههای داستانی است که باعث میشود بیننده هرگز نتواند آن را جدی بگیرد. به نظر میرسد کارگردان برای ساخت این فیلم منطق را کناری گذاشته و حتی زحمت خواندن دوبارهی فیلمنامهاش را به خود نداده است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.