شعاری، ناموزون و ضعیف
داستان کشور چکمهای ایتالیا و خانوادههای مافیا هیچگاه تمامشدنی نیست. هر کارگردانی، در هر دورهای، به بخشی از این موضوع نگاه کردهاند و از زاویهدید افراد درگیر در این ماجرا روایت خود را تصویر کردهاند. بسیاری از این روایتها اغلب شعاری و نخنما هستند. اما در این میان آثاری نیز پیدا میشوند که بهخوبی محنت مردمان مناطقی چون کالابریا و سیسیل را بهتصویر میکشند. «فرانچسکو کوستابیله» در اولین تجربهی بلند داستانی خود سعی دارد از زاویهدید زنان این منطقه روایت خود را تصویر کند.
«اومرتا» در فرهنگ لغت مافیایی همان پیمان سکوت است. در این مناطق ضربالمثلی وجود دارد که میگوید:«هر که ساکتتر باشد، عمری دراز دارد.» کارگردان ایتالیایی در این فیلم قصد دارد از زن بهعنوان درونمایه اثر خود استفاده کند و اومرتا را در رابطهی بین زن و جامعهی مردسالار کالابریا بسط دهد. او فیلم را به درون یک خانواده میبرد و از زاویهدید دختر خانواده، «رزا»، اتفاقات را رصد میکند. فیلم با تصاویری محو و روشن از خواب رزا آغاز میشود؛ خوابی که انتهای آن مرگ مادر است. به او گفته شده مادرش خودکشی کرده و او با همین ذهنیت بزرگ شده است. ضعف کارگردان درست پس از همین خواب و قرار گفتن در زمان اکنون رزا آغاز میشود. تکلیف کارگردان با خود مشخص نیست و نمیداند آیا باید همچون شعارهای قبل از تیتراژ مرثیهای برای زنان این سرزمین بسراید یا به روابط درونی و پیمان سکوت مافیا بپردازد. او بهنوبهی خود سعی دارد هر دو درونمایه را در کنار هم قرار دهد. اما این یک درام است و نیازمند داستان. برای آن عصیانی که در ابتدای فیلم شعارش را سر میدهد باید شخصیتپردازی خوبی از کاراکتر رزا داشته باشد. اما از ابتدا تا انتهای فیلم حتی برای ثانیهای کاراکتر رزا را نمیفهمیم.
کارگردان دوست دارد چنین نشان دهد که برخی از زنان این منطقه سرنوشت خود را پذیرفتهاند و برخی دیگر که برای لحظهای دست به عصیان میزنند، عاقبتی جز مرگ ندارند. مخاطب باید این عصیانگری را در کاراکتر رزا شاهد باشد. اما در کمال تعجب رزا همچون یک تینیجر غرغرو بهیکباره میشورد. گویی در این میان سکانسهایی حذف شده باشند و مخاطب از این تغییر ناگهانی جا میخورد. کارگردان ایتالیایی قادر نیست این کاراکتر را در مسیر این شورش تکنفره قرار دهد. شاید فرم خوب افتتاحیه و آن تصامیر نیمهمحو و نیمهواضح مخاطب را آمادهی پذیرش یک روایت چارچوبدار کند، اما در ادامه و در متن اصلی داستان با چنین چیزی روبهرو نیستیم. همهچیز پارهپاره و از هم گسیخته است.
این فیلم اثری یکپارچه نیست، بلکه اینگونه نشان میدهد که کارگردان چیزی در ذهن داشته و سپس نیمی از آن را تصویری کرده و نیمی دیگر در ذهناش باقی مانده است. اختتامیهی کاملاً نخنمای داستان که شورشی عزاگونه از زنان کالابریاست قادر به بارور کردن آن حس همدلی بین مخاطب و کاراکترهای فیلم نیست. رزا در این فیلم نمایندهی زن عصیانگر در جامعهای مملو از خفقان نیست و کارگردان هم کمکی به این عصیان نمیکند. در نتیجه با فیلمی روبهرو هستیم که طی ۱۲۰ دقیقه روایت را دچار پیچش میکند، اما در عمل و در قاب تصویر یک اثر منفعل و سرگردان است.
نظرت دربارهی این فیلم چیست؟
برای پیوستن به گفتوگو وارد شو
نظرها با هویت سینمایی حساب تو منتشر میشوند.