پوستر فیلم تیم پاکسازی

تیپ‌هایی که شخصیت نشدند

تیم پاکسازی
The Clean Up Crew
محصول ۲۰۲۴ – ایالات متحده
ژانر اکشن، کمدی
رده‌ی سنی ۱۶+
امتیاز ۰.۵
نویسنده مصطفی ملکی

از کارگردان پرکار و همه‌چیزسازی مانند «جان کیس» انتظاری جز این نمی‌رود که کیفیت را فدای کمیت کند. هر چند او طی چند سال از بازیگرانی چون «جان مالکوویچ» و «آنتونیو باندراس» بهره برده است، اما این ساختار روایت‌های اوست که مشکل دارند. در سال ۲۰۲۴ این کارگردان دو اثر را روی پرده برده است که اتفاقاً در هر دو اثر باندراس یکی از کاراکترهای اصلی را بر عهده دارد. ابتدا به فیلم «تیم پاکسازی» می‌پردازیم. آقای کیس در این اثر سعی دارد همچون روایت‌های اکشن-ابزورد بریتانیایی روایت خود را پیش ببرد. اما باید گفت او موفق نیست و هر آنچه در این اثر شاهد هستیم چیزی جز بازی کودکانه‌ی ژورنالیستی که سودای کارگردانی در سر دارد نیست.

آقای کیس برای اینکه فضا را بیشتر و بیشتر به روایت‌های مد نظرش در سینمای بریتانیا نزدیک کند، فیلمبرداری را در ایرلند کامل کرده است. اما آیا صرفاً آسمان خاکستری و شهر ساحلی و در نهایت رفت‌و‌برگشت‌های کپی‌کاری این کارگردان باعث ارتقای سطح روایت شده است؟ آنچه در این اثر شاهد هستیم چیزی جز تلفیق اکشن‌های سینمای ب در دهه‌ی ۱۹۸۰ و تلاش کارگردان برای کادربندی آن‌ها در یک کمدی-ابزورد چیزی نیست. آقای کیس روایت را با فردی با نام «گابریل» آغاز می‌کند که مخاطب تا انتهای روایت فقط می‌داند که او یک گنگستر است و حتی یکی از معاملات او را برای درک بیشتر دنیای پیرامون گابریل شاهد نیست. آقای کارگردان فقط آن چیزی را که حس می‌کند برای خود مهم است و نه فیلم و نه روایت و نه حتی مخاطب تصویر می‌کند؛ گابریل به پلیس محلی رشوه می‌دهد و همین مسئله تبدیل به افتتاحیه و مغز داستان می‌شود. آنچه باعث تعجب است توسل کارگردان به کتاب شهریار ماکیاولی و موتیف کردن گزاره‌های آن در کلام گابریل است. اما این جملات آن قدر به تن روایت بزرگ هستند که نمی‌توان برای لحظه‌ای کاراکتر گابریل را به‌عنوان گنگستری که از شهریار بهره می‌برد در ذهن حس کرد.

اما در آن‌سوی ماجرا بخش دیگری از روایت قرار است جریان پیدا کند؛‌ یک گروه پاکسازی صحنه‌ی جرم که معمولاً پس از بررسی‌های کامل نیروهای پلیس به محل جرم می‌روند و کار نظافت و پاکسازی را انجام می‌دهند. سرمایه‌گذاری اصلی روایت آقای کیس درست روی همین چهار کاراکتر است. او قرار است از طریق شیوون، الکس، مگان و چاک موقعیت‌‌های کمدی-ابزورد روایت خود را ایجاد کند. اما نه بازیگران و نه شخصیت‌پردازی کارگردان مخاطب را به‌سوی این موقعیت‌ها سوق نمی‌دهند. بازیگران که گویی اصلاً روایت ناقص و شخصیت‌پردازی‌هایی را که بیشتر تیپ هستند و نه کاراکتر داستانی متوجه نشده‌اند و همین باعث سردرگمی آن‌ها در طول روایت می‌شود. همه‌ی شخصیت‌های این روایت تیپ‌هایی درجه سوم از انبوه کلیشه‌های اکشن-ابزورد بریتانیایی هستند. شلوغی‌ها و همهمه‌های این داستان حتی نشان کوچکی از آن روایت‌های قدرتمند بویل یا ریچی و امثال آن‌ها در سینمای بریتانیا ندارند. این فیلم آینه‌ی تمام‌قد کارگردانی است که بدون درک سینمای ژانری دست به ساخت اثر می‌زند و  در نهایت و در خوش‌بینانه‌ترین حالت می‌توان اثر او را یک شکست حساب کرد. حال باید دید روایت دیگر این کارگردان که در سینمای جنایی جریان دارد چگونه است. باید دید و درباره‌‌اش صحبت کرد.

گفت‌وگو

نظرت درباره‌ی این فیلم چیست؟