پوستر فیلم قهرمان

جایزه چیزی بسیار بیشتر از یک قرص نان بود

قهرمان
The Champion
محصول ۲۰۲۰
امتیاز ۲
نویسنده سارا

«تدی» رو به دوربین چشمان‌اش را بسته است و روزهای گذشته را به یاد می‌آورد. آن روزها که در حیاط خانه‌اش زیر آفتاب گرم تابستانی به کیسه بوکس ضربه می‌زد و تمرین می‌کرد. پسر کوچک‌اش هم آن سوتر در حال بازی بود. تدی صدای نگهبانان را می‌شنود و چشمان‌اش را باز می‌کند. او در صف زندانیان اردوگاه کار اجباری نازی‌ها ایستاده است.
سینما بارها و بارها روایت‌های گوناگونی از اردوگاه‌های کار اجباری را به تصویر کشیده که هر بار این روایت‌ها سخت و دردناک بوده‌اند. تصورش سخت خواهد بود زندگی کردن در این گونه زندان‌ها درحالی که هر روز کسی یا از فرط گرسنگی و بیماری می‌میرد یا به دست زندانبانان به بدترین شکل کشته می‌شود. سکانس‌های ابتدایی فیلم «قهرمان» با در کنار هم قرار دادن اتفاقاتی تلخ فضای موجود در روایت خود را به خوبی به تصویر می‌کشد. مردی که با بیلِ زندانبانی وحشیانه کشته می‌شود، جنازه‌هایی که از فرط خستگی و گرسنگی در جای‌جای اردوگاه بر زمین افتاده‌اند، زندانیان قلدرتری که از پسران ضعیف‌تر غذاشان را می‌گیرند، همگی در برش‌هایی کوتاه نشان داده می‌شوند و می‌توانند ما را وارد جریان اصلی روایت کنند. در دیگر سوی اما خانه‌ی سران نازی است که به عنوان کنترل‌کنندگان این اردوگاه قرار است در کنار آن زندگی کنند. خانه‌هایی بزرگ با میزهایی پر از غذا و آهنگ‌هایی که شب‌ها قرار است آنها را از زندگی‌شان خوشحال‌تر کند. تضادی که این فیلم در مسیر داستان‌اش به آن می‌پردازد تا میزان شرافت نداشته‌ی این دشمنان آزادی را نشان دهد، روایت را قابل لمس کرده است.
حال تدی به عنوان قهرمان برتر بوکس می‌تواند بازیچه‌ی بهتری برای این زندانبانان آزادی باشد. پس آنها تدی را هر بار در برابر رقیبی سرسخت‌ و جدید از خودشان قرار می‌دهند تا شب‌هاشان را با یک سرگرمی زنده سرگرم‌کننده‌تر کنند. تدی هم در ابتدا برای کمک به پسری نوجوان و گرفتن یک قرصِ بیشترِ نان پا در این راه می‌گذارد، اما بردهای بیشتر در برابر رقبایی که در واقعیت هم دشمن او هستند، باعث می‌شود هر لحظه امیدی بیشتر در اردوگاه جریان پیدا کند. امید که نه، کورسویی از امید، زیرا مرگ هنوز هم در برابر همه در حال رژه است.
فیلم «قهرمان» داستانی واقعی از شخصیتی واقعی است که تلاش می‌کند آزادی را در ابتدا برای خود و سپس رفته‌رفته برای دیگران تداعی کند. روایت داستان پخته و اصیل است. شخصیت‌ها همه هویت خود را دارند و بیش از آنکه سخن بگویند و با حرف‌هاشان نشان داده شوند، با تصاویر و رفتارهاشان به بیننده شناسانده می‌شوند. به همین علت هم است که بازی بازیگران بیشترین سهم را در برقراری ارتباط بیننده با شخصیت‌های داستان دارد. «پیوتر گوواتسکی»، بازیگر نقش تدی، یکی از دلایل قرار گرفتن این فیلم در میان فیلم‌های خوب است. این بازیگر در همان کلوزآپ ابتدایی فیلم اثر بازی خود را بر بیننده می‌گذارد. نگاه‌های بازدارنده‌اش از خیره شدن مستقیم به کنترل‌کنندگان اردوگاه گرفته تا نفس‌کشیدن‌های‌اش در میان مسابقه‌ها همگی نشان از بازیگری دارد که به کار خود تسلط کامل دارد. موتیف‌های رفتاری او زمانی که باید ترس را نشان دهد یا آن‌گاه که باید محکم بایستد از او بازیگری توانمند ساخته که نقش خود را بسیار واقعی بازی می‌کند. کنترل‌کنندگان اردوگاه نیز آنقدر نقش‌هاشان را خوب بازی کرده‌اند که به راحتی باعث می‌شوند بیننده از آنها متنفر شده و واقعیت اردوگاه‌های کار اجباری را ببینند. موسیقی‌های اثرگذار و نگاه دوربین در هنگام مسابقات بوکس نیز از دیگر زیبایی‌های اثرگذار این فیلم هستند که می‌توانند منجر به همراهی با آن شود.